کوردستان فردا
دوشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۷ ۱۵:۵۸

حجری ساز استادنما

ژاله یوسفی‌نژاد

روزگار حجر بود و تمام سازه‌های حجری از هر نوعش روی بورس، اساتید حجری ساز، بسیار معروف، محبوب و حرفه‌ای در آن روزگار می‌زیستند. ولی در تمام دوران‌ها هستند کسانی که می‌خواهند به تقلید از بزرگان خویش را بر اریکه استادی به زور بنشانند و این حجری ساز مقلد وقتی وارد جمع اساتید حجری ساز بزرگ و محبوب شد اولین حسی که در وجودش زنده شد حرص بود و دومین چیز حسادت
او چند نمونه از آثار حجری‌اش را به اساتید حجرساز نشان داد ولی آنها بزرگواری کرده و به روی خویش نیاوردند که عجب سازه‌های حجری مزخرفی
چندصباح بعد او کلاس آموزش حجری سازی دایر کرد و، وای به حال آن شاگردان بخت برگشته که گیر چنین استاد حجری ساز نادان و حریصی افتادند. تا یکی شون می‌پرسید استاد میشه نمونه کار حجری اساتید بزرگ رو نشونمون بدی می‌گفت: برای تو زوده هنوز؛ تا یکی شون اثرش بطور اتفاقی شبیه اثر حجری سازهای قبلی در می اومد می‌گفت کپیه ولی اگه کار خودش شبیه بود شباهت ناگزیر بود ایده‌های شاگرداشو مورد تمسخر قرار می‌داد ولی خودش همون ایده رو می‌دزدید و یه جور دیگه روی حجرها پیاده می‌کرد.
تا، کسی می‌گفت: کار فلان استادحجری ساز عالیه می‌گفت: نه اونا یه دارودسته‌ن باند راه انداختن. خلاصه از نظر او تنها حجری ساز حرفه‌ای خودش بود و بس. حال آنکه در واقع او جزو سطح پایین ترین حجری سازها بود.
تا اینکه دست برقضا شاگردی توانا از بد شانسی‌اش به کلاس حجری ساز متوهم اومد و تو همون جلسات اول استاد حجری ساز فهمید که این شاگرد مادرزاد حجری سازه و اگه جلوشو نگیره از خودش جلو می‌زنه. مخصوصا که شاگرد از راه نرسیده آثار حجری‌ش مورد توجه اساتید قرار گرفته طوری که همگی دهان به تحسین گشودند و البته از خنده ریسه می‌رفتند وقتی به کسی که آنها در جمع خویش راهش نمی‌دادند، می‌گفت استادحجری ساز.
موفیقت‌های شاگرد تازه وارد به حدی رسید که استاد حجری ساز که سلول به سلول بدنش حرص وحسادت بود بارها اعلام کرد: بببین شاگرد موفقیت‌های تورو به اسم من می‌نویسن، طفلی شاگرد تازه متوجه حقارت حجری ساز استادنما شد.
حجری ساز دائم القوز که مخصوصا از سمت اساتید فن به علت کپی کردن و ضعیف بودن آثار حجری اش رانده شده بود.با جمع کردن چن نفری که همه حجری سازهای کپی کار و ناموفقی بودند و مانند لشکر شکست خورده‌ها که در باند بزرگ‌ها راهشان نمی‌دادند بر ناتوانی خویش چمبره زده و از آنجا که مطمئن بودند هرگز نمی‌توانند حجری سازهای موفقی شوند پس تصمیم گرفتند تخریب کننده‌های موفقی شوند که حیوانی‌ها در آن هم تبحری نداشتن.
یک مشت حجری ساز دهن گشاد پرادعا که حتی بلد نبودند از چه سنگی برای ساختن آلات حجری استفاده کنند دیگر کمبود و یا نداشتن ایده بخورد بر فرق سرشان و در نهایت حاسدان مفلوک که با دیدن موفقیت‌های روزافزون شاگرد جدید و دیدن عقب افتادگی روزبه روز خویش حرص و حسادت دوست حجری سازشان به آنها هم سرایت کرده بود ناچار جملگی توطئه کثیفی برای شکست او ترتیب دادند ولی از آنجایی که برد با کسی ست که توانایی‌اش زیاد است و قلبش پاک، این لشکر مفلوک ناکام مانده و با این کار، راه حجری ساز موفق و تازه وارد را هموارتر کردند و در نهایت
طفلی حجری ساز استادنما به سزای اعمالش رسید و تک و تنها با تک و توک اعضای باند کذایی اش در کنج غار تا ابد گوشه عزلت گزدیدن
هار هار هار

3 پاسخ برای “حجری ساز استادنما

  • سامان در تاریخ $s گفت:

    متاسفم برای نشریتون برای این قزهبلات ، این مطالب بیشتر به تسویه حساب های شخصی این خانم با اشخاصی دارد تا برخورداری از یک طنز با ویژگیهای خود….کاملا بی سر و ته و نامشخص. واقعا شما اینا رو چاپ می کنید؟؟؟؟؟😨😨😨😨

  • مجید در تاریخ $s گفت:

    حجری ساز یعنی چه!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟ تو هر چی لغت نامه گشتم نفهمیدم . منظورش حجاره …. ماشالله سواد طنزنویستون …. هار هار هار ….

    • Deputy Deputy در تاریخ $s گفت:

      سلام و عرض ادب
      این یک طنز است