کوردستان فردا
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ ۱۸:۳۰

رسانه و قدرت

آمانج محمدپور

یکی از مباحث مهم مربوط به کارکرد رسانه به کاربرد سیاسی رسانه بحث «قدرت و رسانه» است. اینکه که رسانه‌ها در جوامعی فعالیت می‌کنند که در آنها قدرت به اشکال مختلف میان نیروهای مختلف اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی، افراد، گروه‌ها و طبقات توزیع شده است. در هر جامعه‌ای رسانه‌ها به طریقی با ساختار قدرت سیاسی و اقتصادی مربوط هستند، زیرا هر رسانه‌ای هزینه و ارزشی سیاسی و اقتصادی دارد. همچنین رسانه‌ها تحت نظارت نظام‌های سیاسی، اقتصادی و حقوقی جامعه عمل می‌کنند. در همه جوامع گروه‌ها و افراد سعی در دسترسی به رسانه‌ها برای کسب و حفظ قدرت وجهه خود در جامعه هستند. بر پایه این مفروضات پرسش‌هایی که در ذهن مطرح می‌شود.
همان زمان که ریچارد نیکسون بعد از رسوایی واترگیت مجبور به کناره گیری از قدرت شد، باب وودوارد و کارل برنستین برملا کنندگان این رسوایی عظیم در دفتر روزنامه واشنگتن پست بر روی گزارش بعدی خود کار می‌کردند.
نیکسون کناره گیری کرد و رئیس جمهور جدید به قدرت رسید اما وودوارد و برنستین همچنان در همان روزنامه واشنگتن پست مشغول تنظیم گزارشات دیگری بودند. آنها در آن زمان ثابت کردند که چرا رسانه‌ها را رکن چهارم دموکراسی می‌نامند. آنها دست به افشای فسادی زدند که قدرتمندترین رئیس جمهور دنیا را مجبور به کناره گیری از قدرت کرد.
رسانه رکن چهارم دموکراسی محسوب می‌شود اما امروز تبدیل به ابزاری برای رسیدن به قدرت شده است. کاری که وودوارد و برنستین هرگز نکردند و حال بعد از ۷۰ سال زندگی، هنوز هم با عنوان روزنامه نگار شناخته می‌شوند نه عنوان روزنامه نگار سابق و سیاستمدار فعلی.
قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی با قدرت رسانه‌ها متفاوت است. قدرت سیاسی در بسیاری موارد با اعمال زور، قوه قهریه و اقتدار همراه است. اما قدرت رسانه عموماً نمادین و اقناعی است و توانایی اعمال زور فیزیکی یا تطمیع را ندارد. یعنی رسانه‌ها اساس این قابلیت را دارند که ذهن و افکار و جهان بینی خوانندگان و بینندگان و کاربران را تحت تاثیر قرار دهند یا هدایت کنند، اما بر اعمال مخاطبان خود توانایی اعمال زور و اجبار عینی و مستقیم را ندارند.
رسانه‌ها در تمام جوامع عامل و ابزار ارتباطات سیاسی هستند. ارتباطات سیاسی به معنای انتقال اطلاعات سیاسی از بخش‌های سیاسی به بخش‌های اجتماعی و بر عکس است و برتعامل متقابل رسانه‌ها و سیاستمداران و مخاطبان تاکید دارد. «کارل دویچ» در مطالعه کلاسیک خود به نام «اعصاب حکومت» رسانه‌ها را اعصاب یک حکومت و جامعه می‌داند که هر چقدر این اعصاب آرام تر و کارکرد سالم تری داشته باشند، ارسال پیام‌ها به تمام نقاط و اندام‌های اجتماع و دریافت آنها و همچنین کنترل اجتماع و نظارت وکنترل محیط درونی و برون آن راحت تر است. در ارتباطات سیاسی رسانه‌ها، نقش مؤثری در روابط بین مردم و قدرت نظام‌های سیاسی دارند. رسانه‌ها هم موجب ارتباط نهادهای سیاسی بایکدیگر و با مردم را فراهم می آورند و هم می‌توانند به عنوان کانال کنترل اطلاعات دولتی به افکارعمومی عمل کنند و هم به عنوان ناظران تصمیمات و عملکردهای دولت‌ها و ساختار و کنش نظام‌های سیاسی قدعلم کنند. به طور سنتی قدرت سیاسی سعی در کنترل، مالکیت و استفاده ابزاری از رسانه‌ها برای رسیدن به اهداف خود دارند.
کمتر جامعه‌ای را می‌توان در جهان سراغ گرفت که رسانه‌ها در آن بتوانند به صورت عینی گزارشی واقع نگر از رویدادها را بازنمایی کنند. پس اگر رسانه بی‌طرف وجود ندارد برای یافتن آن کجا باید رفت؟ برخی از کشورها مانند سوئد و سوئیس علاوه بر پیش بینی و تضمین استقلالی ملی و سیاسی رسانه‌ها(به عنوان رکن چهارم دموکراسی) و تصویب قانون آزادی اطلاعات و بیان در قواعد حقوقی و قوانین اساسی شان، کدهای اخلاقی و حرفه‌ای را نیز را برای تعهد روزنامه نگاران به واقع نگری خبری تدوین کرده‌اند. اما در جوامعی که نظام تاسیس، اداره و انتشار مطبوعات پیشگیرانه و کنترلی است و ضرورت صدور امتیاز برای انتشار پیش بینی شده است، نمی‌توان امیدی به وجود مطبوعات آزاد، مستقل و کثرت گرا داشت.
در جوامع آزاد رسانه‌ها حق دارند دارای استقلال مالی و سیاسی باشند و علاوه بر حق دسترسی به اطلاعات و آزادبودن در مورد انتشار اطلاعات حق دارند بر قدرت سیاسی و ارکان و سازمان‌ها و اشخاص نظارت کنند. رسانه‌های مستقل و آزاد کثرت گرا عامل و ابزار قدرت سیاسی و اقصادی نیستند بلکه نماینده افکار عمومی و ناظر بر تصمیمات و عملکرد حکومت هستند. در واقع نظارت رسانه‌ای بر قدرت حق رسانه‌ها و پاسخگویی تکلیف و وظیفه دولت است.