کوردستان فردا
پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۵۵

نگارخانه فرهنگی و برخورد غیر فرهنگی مسئولان

سیامک فضل‌اللهی

نگارخانه؛ یعنی، خانه‌ نگار. خانه‌ نگار نیز به اعتبار شعاع مفهومی، یعنی خانه‌ هنر؛ خانه‌ فرهنگ؛ خانه‌ ادب؛ خانه‌ احترام و…؛ نه خانه‌ پرخاشگری؛ نه خانه‌ بی‌ادبی؛ نه خانه‌ اهانت، نه خانه‌ تفتیش عقاید؛ نه خانه‌…
این‌جانب سیامک فضل‌اللهی – شاعر، نویسنده و محقق سنندجی – بیش از دو دهه است که به زبان، ادبیات و فرهنگ ملت کُرد، خدمت می‌کنم (۴۰ اثر چاپ شده، چند نمایشگاه هنری پرمخاطب برگزار شده و چندین برنامه‌ موسیقی اجرا شده، گواه این مدعاست). از این رو، در سال ۱۳۹۶ برای برپایی یک نمایشگاه دیگر (شترنجنامه‌ تاریخی – ادبی مردوخ)، درخواست کتبی و سی‌دی تابلوهای نمایشی را به مسئول نگارخانه‌ سنندج تحویل دادم. تاریخ برپایی نمایشگاه ۳۱/۴/۹۶ تا ۶/۵/۹۶ تعیین گردید. اما نگارخانه با تأخیر به این‌جانب، تحویل داده شد. همزمان خانمی با من تماس گرفت و خود را مسئول نگارخانه معرفی نمود و دیگران را هیچ کاره‌، موضوع دیر تحویل گرفتن نگارخانه را به آن خانم گفتم. قرار شد چند روز دیرتر، نگارخانه را تحویل بدهم. پس از آن، مسئول اولی نگارخانه در بعدازظهر روز پنج‌شنبه ۵/۵/۹۶ (دومین روز برپایی نمایشگاه) به نگارخانه آمد و با صدای بلند – دور از ادب و فرهنگ – به این جانب و آثارم اهانت کرد و گفت باید فردا صبح، نمایشگاه را تخلیه کنید (صورت جلسه‌ اهانت ایشان، موجود است). ساعتی پس از آن نیز کارمند مسئول اداره‌ مرتبط به نگارخانه آمدند و پس از نگاهی تفتیش‌وار به تابلوها و آثار اینجانب، به یکی از کتاب‌هایم – به علت چاپ اربیل(هه‌ولیر) بودن – گیرداد و…
فردای آن روز نمایشگاه برچیده شد، سپس با آن خانم تماس گرفتم و گفتم: چرا به دروغ، خود را مسئول نگارخانه معرفی نمودید؟ چرا ۸۰۰ هزارتومان (۱۵۰ هزارتومان کرایه‌ ۳ روز نگارخانه و ۶۵۰هزار تومان هزینه آماده‌سازی تابلوها) به من ضرر زدید؟ اما آن خانم – به جای عذرخواهی – در نهایت بی‌ادبی به این‌جانب اهانت کرد و بعد مسئول اولی نگارخانه نیز تماس گرفت و با اهانت شدید من را به شکایت در حراست اداره، تهدید کرد.
هرچند اهانت‌های آن خانم و آقا، از سوی این‌جانب – در راستای دفاع از حقم – بی‌پاسخ نماند؛ اما تلخی آن واقعه چنان بود که پس از ماه‌ها نیز نتوانستم آن همه ناحقی و اهانت را فراموش کنم. از آن جا که نیز می‌دانم شکایت از این افراد در ساختار اداره‌ مرتبط، هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت، بنابراین با چند پرسش، دین خود را به عقیده‌ام، مردم و فرهنگ و هنر، ادا می‌کنم:
۱- آیا در شأن یک نگارخانه است که مسئول آن نگارخانه در حضور بازدیدکنندگان به یک فعال فرهنگی و آثارش توهین کند؟
۲- آیا در شأن یک نگارخانه است که کارمند مسئول اداره‌ مرتبط – البته به تحریک مغرضان خاص – مانند مأمور مبارزه با موادمخدر، ذره‌بین وار تابلوهای نمایشی و آثار مکتوب یک فعال فرهنگی را تفتیش کند؟ و سپس به یک کتاب کُردی – چاپ اربیل(هه‌ولیر) – گیر بدهند.
۳- آیا کتاب چاپ اربیل(هه‌ولیر)، کالای ممنوعه است؟ و وجود آن در نمایشگاه جرم به شمار می‌آید؟ اگر چنین است، پس چرا در نمایشگاه کتاب اسفندماه ۱۳۹۶ سنندج (و دیگر نمایشگاه‌های پیش از آن)، آن همه کتاب‌های چاپ هه‌ولیر، سلیمانیه و… در معرض دید و فروش مردم قرارگرفته است؟ آیا این «سیاست یک بام و دوهوا » نسبت به یک فعال فرهنگی مستقل نیست؟
۴- آیا دغدغه‌های فرهنگی یک فعال فرهنگی مستقل و محتوای ارزشمند آثارش قابل احترام نیست؟
۵- آیا – حداقل – مصلحت آن نیست که همچون سال‌های پیش (تا ابتدای ۱۳۹۶) ، از افراد میانسال و باتجربه، به عنوان مسئول نگارخانه‌ سنندج استفاده گردد؟ افرادی که با وجود دریافت کرایه- دستکم در حد برخورد – به جایگاه یک فعال فرهنگی و آثارش، بی‌احترامی نمی‌کردند.
۶- آیا اگر نویسنده‌ این سطور، مانند بسیاری از سودجویان منافق، در زمینه‌های خاص، قلم‌فرسایی می‌کرد، بازهم در حق او، این همه آزار، مانع‌تراشی و اهانت می کردند؟ هنوز مردم کردستان، آن سودجوی ریاکار دیروز (قلم‌فرسا در زمینه‌های باب دل مسئولان و…) را از یاد نبرده‌اند؛ همان فردی که به اقرار نزدیکانش، کوچکترین باور و تعهدی نسبت به مسائل دینی نداشت و سودجویان امروز نیز همچنین. چرا این افراد در زمینه‌ اسطوره‌ مسلمانان (اهل سنت) پس از پیامبر؛ یعنی خلیفه‌ دوم (عمرإبن‌خطاب)، قلم‌فرسایی نمی‌کنند؟ چرا….؟
«زبان در دهان بهر حق گفتن است
وگرنه کجا فرق هشیار و مست»