کوردستان فردا
پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۳۰

پنجره‌ای پشت به بشریت

ژاله یوسفی نژاد

آدمی پشت پنجره‌ای نشسته و داشت بیسکویت روغنی می‌خورد. البته دانشمندان به این مسئله شک دارن عده‌ای معتقدن اون داشت بیسکویت ترد می‌خورد. این‌که چرا این‌قدر نوع بیسکویت آدم مهمه هنوز کشف نشده ولی این‌که چرا پشت پنجره نشسته بود کاملا مشخصه اون از پشت پنجره داشت زاغ سیای آدمای دیگه رو چوب می‌زد ولی چرا چوب زدن ؟
اصلا چرا آدما این‌قدر زدن رو دوست دارن؟
چرا اونا باید زاغ‌ها رو چوب بزنن؟
چرا آدما زاغ سیاه دارن؟
یافتن جواب این مسائل را به آیندگان می‌سپاریم.
و اما آدم، اون همچنان از پشت پنجره به چهره همه آدما دقیق شده و به صداشون خو گرفته بود خوب می‌دونست هر کسی چکاره‌س و چی می‌گه، اون از پشت همون پنجره صدا و سیمای همه شونو از حفظ بود حتی زمانی که یکی از آدما راجب بشریت دادسخن می‌داد اون سراپا گوش بود تا وقتی که به قسمت بشردوستانه اش می‌رسید و درست در اون لحظه پنجره رو می‌بست و قسمت دوستانه رو سانسور می‌کرد ولی وقتی چن نفر زاغ وار آواز می‌خوندن ساعت‌ها به صداشون گوش می‌داد و از بین شون با کلی ارفاق و چک و چونه یه بلبل پیدا می‌کرد و بهش یه بیسکویت ترد می‌داد و اونم با خوشحالی می‌زد زیر آواز خوندن.
پنجره آدم خیلی مشهور شده بود پنجره‌ای بود رو به بشریت ولی نه برای ارتقای بشریت فقط برای رویت صداوسیمای بشریت و در پاره‌ای از اوقات برای نشان دادن بدبختی‌ها و نه برای راه‌های گریز از بدبختی‌های بشر، در نتیجه پنجره آدم طرفداران زیادی در بین بشر پیدا کرد ولی نه طرفدارانی برای حقوق بشر.
اگرچه آدم روزی مرد و به تاریخ پیوست ولی پنجره‌اش برای نسل‌های آینده باقی ماند و همچنان طرفداران پنجره مشغول دید زدن صدا و سیمای بشریت بودند البته نه برای به روز رسانی وجود بشریت بلکه صرفا برای سرگرم کردن بشریت، و اینجاست که می‌فهمیم ابداع پنجره‌ها لزومآ برای آگاه سازی بشریت نیست بلکه برای سرگرم سازی بشریته