کوردستان فردا
جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ ۱۹:۱۷

چرا حق زندگی بانشاط را از معلولان گرفته‌ایم

محمدرضا رستم‌پور – نویسنده و فعال فرهنگی

چندی است که عکسی در فضای مجازی که خبر از تخریب منزل چند معلول در ارومیه می‌دهد دل‌ها را آزرده است. البته مسئولین ارومیه هم تکذیب کرده‌اند و در حال پیگیری اصل ماجرا هستند و در مورد راست و دروغش نمی‌توان حرفی زد اما چیزی که چه در راست و چه در دروغش پیداست این است که بهر حال از معلولین به نوعی سوء استفاده‌ی رسانه‌ای شده اگر مشکل همین جا بود و به همین راحتی، شاید می‌شد از دتوجه به این اتفاق گذشت و به انتظار ثابت شدن راست و دروغش ماند اما مشکل سوءاستفاده از جایگاه و موقعیت معلولین مشکلی جهانی است که در کشور ما پررنگ‌تر است.

در خیابان‌ها نشانی از تلاش برای رفاه حال معلولین نمی‌بینیم و جدا از تابلوهای راهنمایی که برای معلولین از دارای قابلیت رانندگی گذاشته شده تمام خیابان‌ها را بگردید یک پیاده‌رو مناسب برای راه رفتن یک معلول ذهنی به کمک دیگران نمی‌بینید.خانواده‌های معلولین حتی پیش چشم مردم هم به راحتی نمی‌توانند فرزند یا سرپرست معلولشان را برای خرید بیاورند چراکه مردم با نگاه ترحم‌آمیزشان و با آه آه گفتن‌های بی‌موردشان حالشان را به هم می‌زنند و یادشان می‌اندازند که جا مانده‌اند !

در ادارات، در مجتمع‌های مسکونی ،در خیابان‌ها ،در پارک‌ها ،در مراکز رفاه عمومیو در بازار ها نشانی از دستشویی مخصوص معلولین نمی‌بینید. در مراکز خرید جایی برای چرخ‌زدن یک معلول ذهنی نیست که خانواده‌اش بتوانند او را برای لحظاتی شاد نگه دارند.

در پارک‌ها و مراکز تفریحی کدام تاب و کدام چرخ‌فلک و کدام سرسره مخصوص کودکان معلول ذهنی ساخته شده شما حتی در کشورهای پیشرفته هم نمونه‌ی این پارک‌ها را نمی‌بینید و این یک مشکل جهانی است.

جهان جای زیبایی است و دیدنی‌های فراوانی برای دیدن و تفریح و سرگرمی دارد و هوای تازه‌ی بسیاری برای تنفس دارد اما فقط مخصوص افراد سالم! جهان با این همه زیبایی که دارد جایی برای تنفس راحت و شادی قلبی و ارامش روحی معلولان ذهنی نگذاشته است و تنها افراد قوی هستند و قوی‌ترها هستند که حق دارند آسوده نفس بکشند آسوده بخندند و اسوده زندگی کنند و تفریح کنند. انگار به نوعی هنوز از قانون هیتلر پیروی می‌کنیم که دنیا جایی برای زندگی ضعیف‌ترها نیست و گویی به عقب‌تر هم می‌رسیم و با جهانی از جنگل قوی‌ترها روبه رو هستیم که هر کس نتواند سریع‌تر بدود دریده می‌شود.

مدت‌ها پیش هیتلر تفکری را رواج داد که در آن ضعیف‌تر و انسان ضعیف از نظر جسمی جایی نداشت و این قوی‌تر‌ها بودند که شایسته‌ی اَبرمرد شدن را داشتند و و این قوی تر‌ها بودند که حق داشتند زنده بمانند و بقیه باید بمیرند و البته صد رحمت به هیتلر که آشکارا می‌گفت من انسان ضعیف را شایسته‌ی زنده ماندن نمی‌بینم و در پی اَبَرمرد بود و زندگی قوی‌ترها اما الان در سراسر جهان هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم با انواع خبر ها از پیام‌ها و وعده‌های خوش مسئولین برای رفاه حال معلولین روبه‌رو می شویم اما در عمل چیزی از آن نمی‌بینیم.

ما همه در گفتار و در نوشته‌ها و در واژه‌هایمان احترام به معلولین را امری ضروری می‌دانیم اما در ذهن خود هیتلری پنهان داریم که می‌گوید پارک مخصوص معلولین نباید باشد شهر بازی مخصوص کودکان معلول نباید باشد و کودکان معلول در حقیقت طی یک قانون بی‌رحمانه حق زندگی بانشاط ندارند حق خندیدن مثل دیگران ندارند حق یک تاب بازی پرنشاط را ندارند و بروند بمیرند …!

حقیقتش این است که در سراسر جهان و در ایران مسئولین از نام و جایگاه معلولین سواستفاده‌ی مداوم می‌کنند و بودجه‌های کلان به نامشان می‌گیرند و اعتبارات مالی بسیار جذب می‌کنند اما در پارک‌ها و در خیابان‌ها و در مراکز رفاهی و تفریحی و عمومی نشانی از نمایان شدن اراده ای برای تثبیت این رفاه نمی‌بینیم.

خیلی دوست داشتم به پارکی بروم که ببینم سرسره و تاب و الاکلنگ و چرخ فلک مخصوص کودکان معلول هم گذاشته شده خیلی دوست داشتم مدرسه ای را ببینم که کودکان معلول ذهنی را با سرویس از مسافتی دورتر برای تجربه ی چند ساعت زیستن شادمانه بیاورند و فقط مخصوص مراکز اصلی شهرها نباشد.

خیلی چیزها دوست داشتم ببینم و نشد و شاید هرگز هم نشود!

اما مشکل سواستفاده از نام و جایگاه و عنوان خدمت به معلولین هیچگاه جدی گرفته نشده و هر روز با این مشکل روبه‌رو هستیم.

و همچنان به سال‌های آینده و روزهای تازه‌ای که در راهند بسیار امیدواریم.