کوردستان فردا
دوشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۷ ۱۵:۴۸

یک نکته اما هزار درس

یوسف خانی- کارشناس مدیریت فرهنگی(ارزیابی فرهنگی)

برای هر اموری از مسائل ساده و پیچیده در زندگی وقت می‌گذاریم و به مراتب بارها و بارها هزینه می‌کنیم و یا در آینده هزینه خواهیم کرد، آیا واقعا برای رفع مشکل بیکاری، روش کسب و کار و نحوه کسب پول؛ تاکنون از کسی مشاوره ساده‌ای گرفته‌اید؟
به نظر شما آیا آموزش کسب پول و افزایش هوش مالی، از شرکت کردن در هر کلاسی از کلاس‌های پرهزینه زبان خارجی هم ضروری تر نیست؟
ما هر روز، هر هفته، هر ماه، هر سال و کل عمر به کسب و کار و درآمد نیاز داریم و آرزومندیم یک روزی وضع و کیفیت زندگی مان بهتر شود و به همه یا اکثر خواسته‌هایمان برسیم و خصوصا خیرات و احسان نماییم و به مساکین، فقرا، نیازمندان کمک کنیم و به سفر حج تمتع و حج عمره و… برویم، درحالیکه هیچ وقت دنبال آموزش کسب پول و ثروت نبوده‌ایم، چطور ممکن است خود به خود همه مشکلات مالی و پولی افراد حل شود؟ به گفته پیشینیان با گفتن زردآلو، بیا گلو، تا حالا مشکلات چه کسی حل شده است؟
واقعیت این است که پدران و مادران امروزی ده‌ها سال برای یادگیری یک زبان خارجی فرزندانشان تلاش می‌کنند و آنها را به این و آن موسسه می‌برند تا زبان خارجه را برای روز مبادا و زمان جهانی شدن آماده کنند؛ با کمال تاسف جوانان این دوره، ده‌ها سال از بهتربن ساعت‌های عمرشان در این راه تلف می‌شود و اکثریت آنها از بچگی تا ۴۰ و ۵۰ سالگی، سعادت سفر به یک کشور خارجی نصیب شان نمی‌شود تا زبان انگلیسی را که فراگرفته‌اند با آن تکلم نمایند و هرگز ندیدیم که احدی از آنها یک کتاب به زبان خارجی را بخرد و مفاهیم آنرا ترجمه کند و مطالب آن‌را به نزدیکانش یاد بدهد، با این مقایسه کوتاه و بی غرض، کاش آن همه جوان بیکار و تحصیل کرده جامعه ما، به مقدار یک دهم آن اتلاف وقت برای یادگیری زبان خارجی و کلاس‌های مشابه آن به بهره گیری هوش مالی و آموزش کسب و کار می‌پرداختند و حالا در اوج بیکاری گرفتار نمی‌شدند و در مرز و دامن آسیب‌های اجتماعی غرق نمی‌شدند و یا دست‌های مایوس و ناامید خود را در جیب‌های خالی فرو نمی‌بردند، پیشینیان گفته‌اند: «هروقت فقر از درب خانه وارد شد ایمان از پنجره بیرون می‌رود»، حقیقتا آدم جیب خالی و بی پول بیشتر از پولدارهاست.
ببینید چقدر بدون برنامه و تقریبا بیخود به خودمان و فرزندانمان زحمت دادیم. جالب است نه؟
پندار من این است کسانی که زبان خارجی را در کودکی و نوجوانی یادگرفته‌اند به خاطر فقر و تنگدستی و عدم مراودات اجتماعی با ملل دیگر، آن‌را درجوانی و میانسالی فراموش کرده در سفرهای خارجی به دنبال مترجم می‌گردند و تقریبا همه کلاس رفتن‌ها و هزینه‌های پدر و مادر زحمتکش هم تقریبا ضایع و با هیچ برابر می‌شود و توجیه افراد هم این‌ست که متاسفانه زبان خارجه را فراموش کرده‌ایم و یا زبانی که ما آموخته، با مکالمه این کشور خیلی فرق دارد. پس چه کار کردیم؟ جوان بیکار و افسرده امروزی، بی پول و بدون کسب و کار هم هست.
خودمانی تر بیاندیشیم آیا در چه سطح آموزشی و در کدام مقطع و در کدام آموزشگاه به ما آموخته‌اند که چطور پول دربیاوریم و چطور آنرا رشد دهیم و چطور آنرا پس انداز کنیم و چطور از آن درآمدزایی و پولسازی کنیم؟ در نهایت چطور سرمایه گذاری کنیم؟
برای فرزندانمان همه تاکیدمان شده آنها را در بهترین مدرسه ثبت نام کنیم و مرتبا به آنها بگوییم: «فرزندم درس‌هایت را خوب بخوان _ فرزندم در خرداد قبول شوی _ و فرزندم تلاش کن که در آینده(منظور پس از گذراندن چند مقطع تحصیلی دیگر) در یک جایی و اداره‌ای و… دست خودت رو بند کنی، حتی آبداراخانه یک اداره‌ای خیلی کوچک هم که شده، کارمند دولت بشوی تا امنیت شغلی و پولی داشته باشی»
خداوکیلی با این سفارشات پدران و مادرانمان و غافل از هرگونه آموزش کسب ثروت و آرامش و هوش مالی و با نشستن و دعای خیر و آرزومندی در منازل و مساجد، کیفیت زندگی چه کسی رشد خواهد کرد؟
وااسفا عادلانه و خیلی ساده قضاوت کنید که آیا در حالت عادی و در جامعه پیرامونی ما وضع زندگی کارمندان با مدرک فوق لیسانس(درهر رشته‌ای) با وضع زندگی مالی بازاریان با هر مدرک تحصیلی، برابری می‌کند؟ کدام یک بهتر است؟ چرا؟
در پایان این مطلب کوتاه ضرورت دارد به آگاهی برسانم در جامعه پیرامونی ما، همه مردم و مسئولین برای توسعه زندگی مدرن، در کنار آموزش‌های علمی و اخلاقی، احکام دینی و آموزش‌های فوق العاده به روش‌های نوین کسب و کار و رشد پول با قید ضرورت و فوریت، موضوع را با اهمیت بدانند و تک تک افراد را آگاه نمایند، چراکه فرد بی پول و بی درآمد تقریبا از همه قائله زندگی عقب می‌ماند و فاقد ارزش و جایگاه اجتماعی و فاقد زندگی مطلوب و از رفاه و خوشی‌های زندگی بسیار دور خواهد بود و آموزش هوش مالی برای هر فردی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی عالی، واجب است.