دوشنبه, 05 فروردين 1398
شناسه خبر:625

قدرت یک زن در رابطه

  • انداز قلم

مطالعات نشان داده است که سلامت عزیزان یک زن به طور مستقیم با سلامت خود زن ارتباط دارد. «فلسفه های سنتی شرق دلالت بر این دارد که تعاملِ عمیقی میانِ انرژی زمین و جسمِ فیزیکی انسان و ارتباطی نزدیک میانِ انرژی زن و کششِ طبیعیِ زمین وجود دارد.

پرونده

لیلا حسین زاده-خبرنگار دو هفته نامه دیارکهن

مطالعات نشان داده است که سلامت عزیزان یک زن به طور مستقیم با سلامت خود زن ارتباط دارد. «فلسفه های سنتی شرق دلالت بر این دارد که تعاملِ عمیقی میانِ انرژی زمین و جسمِ فیزیکی انسان و ارتباطی نزدیک میانِ انرژی زن و کششِ طبیعیِ زمین وجود دارد. طبقِ باورهایِ شرقی، بدنِ زن‌ها متفاوت از بدن مردان است، بدین ترتیب که انرژی زمین در بدن و درون زنان در گردش است. انرژی زنانه، انرژی به درون، کشاننده یا نیرویِ جاذبۀ زمین است. این انرژی زنانه مقاومت ناپذیر بوده و به قدری قوی است که در زندگی خانوادگی، اکثرِ افرادِ خانه تمایل دارند در اطرافِ فردی باشند که نیرویِ مرکز گرا در او از همه قویتر است - که معمولاً مادر خانواده است - و نبود او در صورت غیبت کاملاً مشخص و محسوس است.

بچه‌ها عادت دارند همیشه بدانند مادر کجاست و اگر مادر از خانه بیرون رود به شکل عجیبی متوجه می‌شوند و دائم می‌پرسند مادر کجاست؟

می چیوکوشی، مربی ماکروبیوتیک، که اولین بار درباره این انرژي صحبت کرد اشاره می‌کند که نیروی جاذبه زمین که از طریق پاها وارد بدن می‌شود، هم در زنان و هم در مردان وجود دارد، همان‌گونه که نیروی گریز از مرکز که از آسمان وارد سر و بدن می‌شود، هم در زنان و هم در مردان حضور دارد.

اختلاف بر سر میزان انرژی موجود است. در زن‌ها، به طور کلی، بیشتر نیروی مرکزگرا یا نیروی «جاذبه زمین» حضور دارد و در مردان نیروی گریز از مرکز یا نیرویِ جاذبه آسمان.

نیروی مرکزگرا نیرویی زمینی است که هر کسی را که اطراف ما باشد، جذب می‌کند. چون زن‌ها معمولاً نقطۀ ثقل خانه بوده و مسئولیت روانی را به منظور تامین و حفظ سلامت سایر افراد خانواده، بر عهده می‌گیرند. به همین دلیل است که وقتی زنی تغییری در جهت بهبود بر می‌دارد، تمام افراد خانه (چه او بچه داشته باشد یا نداشته باشد) از این بهبود بهره می‌برند. به جرات می‌توان گفت سلامت خانواده و جامعه به تنهایی بستگی به سالم شدن و سالم ماندن زن دارد. بخشی از رمز سلامت آفرینی، درک قدرت انرژی زن و آثار آن است.»

حالا تصور کنید زنان زخمی، زنان افسرده، و زنان رنجور بدون اینکه بدانند و یا بخواهند، چقدر می‌توانند برای خود و عزیزانشان منشاء درد باشند. اینجاست که باید از خود سئوال کنیم وضعیت سلامت روان زنان جامعه ما به چه سمت و سویی می‌رود؟ چقدر برای خوشحالی و سلامت جسم و جان زنان اهمیت قائل می‌شویم؟

 چقدر برای این مهم هزینه می‌کنیم و مسئولیت می‌پذیریم؟

تصور کنید در جوامع پدر سالار با حجم بالای بی اعتنایی و کم لطفی که در حق زنان شده است چقدر خود مردان آسیب دیده‌اند؟

به جرات می‌گویم در جامعه‌ای که زنان خوشحال و سلامت نیستند دیگر نمی‌توان تمایزی مابین مظلوم و ظالم قائل شد، چرا که در چنین وضعیتی همه بازنده هستند. اما جای خوشحالی و امید و خرسندی آنجایی است که خود زنان مسئولیت رشد فردی خویش را بر دوش بگیرند و در جهت سلامتی جسم و جانشان و خوشحالی خود گام‌های محکم و قوی بردارند، این گام‌ها هر چقدر هم کوچک باشند می‌توانند دامنۀ نفوذ بالایی داشته باشند.

قدرت سلامت هر زن آن چنان عظیم است که می‌توان ادعا کرد: با یک گل بهار می‌شود.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد