اقتصاد سیاسی فوتبال در روزگار نئولیبرالیسم
اقتصاد سیاسی فوتبال در روزگار نئولیبرالیسم

نئولیبرالیسم به‌عنوان گفتمانی جهانی، از امکان‌های فوتبال برای تاثیرگذاری بر اجتماع، ایجاد ایدئولوژی متناسب با هدف و از همه مهمتر بستر بی‌نظیرش برای انباشت سرمایه آگاه است. سایمون کریچلی کتاب خود را با پرسشی آغاز می‌کند که اتفاقا نام کتاب هم است. او می‌پرسد: «وقتی به فوتبال فکر می‌کنیم به چه فکر می‌کنیم؟» و در […]

نئولیبرالیسم به‌عنوان گفتمانی جهانی، از امکان‌های فوتبال برای تاثیرگذاری بر اجتماع، ایجاد ایدئولوژی متناسب با هدف و از همه مهمتر بستر بی‌نظیرش برای انباشت سرمایه آگاه است.

سایمون کریچلی کتاب خود را با پرسشی آغاز می‌کند که اتفاقا نام کتاب هم است. او می‌پرسد: «وقتی به فوتبال فکر می‌کنیم به چه فکر می‌کنیم؟» و در ادامه پاسخ می‌دهد: فوتبال درباره خیلی چیزها است، چیزهای پیچیده، متناقض و متعارض بسیار، حافظه، تاریخ، طبقه اجتماعی، جنسیت با تمامی تنوع پر مساله‌اش، هویت خانوادگی، هویت قبیله‌ای، هویت ملی، ماهیت گروه‌ها، هم‌ گروه‌ بازیکنان و هم گروه طرفداران و روابط خشونت‌آمیز ولی گاه آرام و تحسین برانگیز بین گروه‌ ما و گروه‌های دیگر.
به بیان دیگر فوتبال هم می‌تواند نماد جنبش‌های اعتراضی و هم نماد کنش‌های فاشیستی، هم نماد سلطه بدن‎های مردانه و هم صدای اعتراض زنان و مقاومت باشد. فوتبال نشان داده هم‌زمان که حامل پیام دست‌ خدای مارادونا یا سرودخوانی اعتراضی جوانان هوادار تیم الرجای مراکش به نظام استبدادی حاکم بر این کشور است، هم‌چنین می‌تواند فرصتی را برای بازنمایی حمایت بازیکنان تیم ترکیه از تجاوز رژیم اردوغان به خاک سوریه فراهم کند. فوتبال می‌تواند هم‌زمان که تفریح ارزان جوانان در کشورهای توسعه‌نیافته است، ستاره‌هایش دستمزدهای چند صد میلیون دلاری بگیرند.

فوتبال پایگاه ایدئولوژیک نئولیبرالیسم

بی‌شک به‌خاطر پتانسیل‌ فوتبال در ساخت ظرفیت‌های ناهمگون است که نئولیبرالیسم در راستای تثبیت سلطه و گسترش خود به سراغ آن می‌رود و بیش از هر رشته ورزشی دیگری روی فوتبال سرمایه‌گذاری می‌کند. چرا که می‌داند فوتبال اگرچه ماهیتا ورزشی جمعی و به تعریف کریچلی فرم سیاسی مناسب با آن سوسیالیسم است، اما نئولیبرالیسم می‌تواند با تغییر فرم روابط درونی و بیرونی میدان فوتبال آن را به محملی امن برای پیشروی خود بدل کند. نئولیبرالیسم به‌عنوان گفتمانی جهانی و ناهمگون‌ساز که هدف آن تغییر در منطق عقلانیت سیاسی است، از امکان‌های فوتبال برای تاثیرگذاری بر اجتماع، ایجاد ایدئولوژی متناسب با هدف و از همه مهمتر بستر بی‌نظیرش برای انباشت سرمایه آگاه است.
پس به سراغ فوتبال می‌رود تا گفتمان خود را قدری آسان، با کمترین تنش و درگیری هژمونیک سازد. بدون تردید این امر جز با کمک امپراطوری رسانه‌های جمعی میسر نمی‌شد. امپراتوری‌های رسانه‌ای چون «نیوز کورپوریشن» که توسط رابرت مرداک در سال ۱۹۷۹ همزمان با آغاز سلطه جهانی نئولیبرالیسم تاسیس شد. اکنون با ده‌ها شبکه تلویزیونی چون فاکس نیوز، اسکای و …. یکی از بازیگران اصلی جهانی‌سازی فوتبال بوده‌اند.
اکنون که فوتبال از فرم «بازی» به فرم «ورزش مدرن و نمایشی» درآمده و حرفه‌ای شده، با کمک رسانه‌ها به‌عنوان کالا، از دریچه تلویزیون‌ها توسط تماشاگران و هواداران به مصرف می‌رسد. اما در این فرآیند مبادله‌ای کارویژه مهم دیگری بر عهده دارد، بازتولید نئولیبرالیسم. یعنی القای ایدئولوژی نئولیبرالی از طریق حمل مفاهیمِ حولِ منطقِ این گفتمان در سراسر جهان با کمک رسانه‌، برگزاری رویدادهای مهم فوتبالی چون جام‌جهانی و در نهایت کمک به ادغام ساختار سیاسی کشورهای برگزار کننده این رویدادها در نظم جدید جهانی.
  • نویسنده : آسو جوهری