خاورمیانه ،ويليام برنز در چاله این منطقه گرفتاریم اما هنوز منافع مهمی داریم 
خاورمیانه ،ويليام برنز در چاله این منطقه گرفتاریم اما هنوز منافع مهمی داریم 

خاورمیانه ،ويليام برنز در چاله این منطقه گرفتاریم اما هنوز منافع مهمی داریم ، معاون وزیر خارجه سابق آمریکا بيشتر كشورهاي منطقه در دنياي خود به مركزيت واشنگتن عادت كرده و نارضايتي و انتظارات‌شان از نفوذ امريكا را فراموش كرده بودند. در حالي كه ما بهار عربي را پنجره‌اي رو به فرصت و توافق ايران […]

خاورمیانه ،ويليام برنز در چاله این منطقه گرفتاریم اما هنوز منافع مهمی داریم ، معاون وزیر خارجه سابق آمریکا بيشتر كشورهاي منطقه در دنياي خود به مركزيت واشنگتن عادت كرده و نارضايتي و انتظارات‌شان از نفوذ امريكا را فراموش كرده بودند. در حالي كه ما بهار عربي را پنجره‌اي رو به فرصت و توافق ايران را نشاني از ارزش ديپلماسي واقع‌گرايانه مي‌ديديم، بيشتر دوستان‌مان آنها را يك خطر مي‌دانستند. آنها دائما در مورد توانايي‌مان براي تاثيرگذاري بر رويداد‌ها اغراق كردند و ما هم همين كار را كرديم.

ترامپ چه در داخل كشور و چه در خارج، به افراط در نزديك شدن به حكومت‌هاي استبدادي عرب ادامه مي‌دهد و اعتقاد دارد كه رهبران اين كشورها نگهبانان مطلوبي براي ثبات منطقه هستند. صحبت‌هاي او درباره «توافق قرن» براي پايان دادن به درگيري فلسطين و رژيم اسراييل بوي جهت‌گيري به سمت اسراييل را مي‌داد و آخرين اميد‌ها را براي حل مشكل اين دو از بين برد.

بنابراين ما از اينجا به كجا مي‌رويم؟ سياست امريكا در خاورميانه در چاله عميقي گير افتاده و اين محصول سال‌ها كندن متناوب است، يك پروژه حفاري بزرگ در عراق در سال 2003 و اكنون حفاري جدي‌تر به روش ترامپ. بازگشت به دوره باثبات‌تر پساترامپ حداقل به سه عنصر نياز دارد. اول، ما نياز داريم كه روياهاي‌مان را با توانايي‌هاي‌مان تنظيم كرده و ابزارهاي‌مان را تغيير دهيم.

خاورميانه كمتر از 30 سال پيش براي ما اهميت دارد. اقتصاد ما كمتر به منابع انرژي وابسته است و ما در ديگر نقاط جهان با چالش‌هاي ژئوپليتيكي مهمي روبه‌رو هستيم. البته اين به معناي آن نيست كه خاورميانه ديگر هيچ اهميتي براي امريكا ندارد – بلكه سياست امريكا بايد بسيار دقيق‌تر و هوشمندانه‌تر باشد، اينكه كجا و چطور منابع كمياب‌مان را سرمايه‌گذاري كرده و خطرات احتمالي را بپذيريم.

اما هنوز منافع مهمی در خاورمیانه داريم كه در آينده بايد از آن محافظت كنيم: تضمين آزادي كشتيراني و دسترسي به منابع نفت و گاز خليج‌فارس؛ حفاظت از امنيت دوستان ديرينه‌مان مانند اسراييل يا كشورهاي مهم عربي در برابر حملات خارجي يا منطقه‌اي و همكاري با ديگر كشورها براي جلوگيري از ظهور گروه‌هاي تروريستي كه مي‌خواهند به خارج از مرزهاي منطقه نفوذ كرده يا سلاح‌هاي كشتار جمعي را گسترش دهند، هر يك از اينها مي‌تواند كشور امريكا را در معرض خطر قرار دهد.

ما نمي‌توانيم تمامي تهديد‌ها عليه منافع‌مان را از بين ببريم، اما مي‌توانيم با هزينه قابل قبولي آنها را مديريت كنيم؛ اگر اولويت‌ها را در نظر داشته باشيم و به محدوديت‌ها توجه كنيم.

دوم، ما بايد روابط‌مان در منطقه را براي كمك به برقراري نظم بلند‌مدت دوباره بازيابي كنيم. اين مساله در مورد عربستان و كشورهاي عرب حوزه خليج‌فارس، دوطرفه است. ما بايد از آنها در برابر تهديدات امنيتي خارجي و از نوسازي سياسي و اقتصادي آنها حمايت كنيم. آنها نيز نبايد طوري رفتار كنند كه گويي از ما چك سفيد امضا دارند، بايد جنگ مصيبت‌بار در يمن را تمام كنند، از مداخله در تحولات سياسي كشورهاي ديگر مانند ليبي و سودان دست بردارند و رقابت‌هاي داخلي‌شان را مديريت كنند.

ما نيز بايد به دنبال راهي براي بازگشت به توافق با ايران باشيم.سوم، اينكه ما بايد توازن بهتري ميان مبارزه با تروريسم و تلاش براي رفع مشكلات سياسي و اقتصادي منطقه ايجاد كنيم. مدت‌ها پيش بايد حضور گسترده خود در مبارزه با تروريسم منطقه را كاهش داده و عقلاني‌تر مي‌كرديم.اجراي اين برنامه‌ها آسان نخواهد بود و ما قدرت يا مهارت لازم براي ايجاد تحولات سياسي يا اقتصادي يا تغيير رژيم را نداريم.

ما بايد مراقب بازيگران خارجي چون روسيه و چين باشيم، اما نبايد از آنها بترسيم و اعتماد به نفس‌مان را از دست بدهيم. روسيه تحت حكومت پوتين در سال‌هاي اخير نقش خود را در منطقه خوب بازي كرده، اما اين بازي كاملا قابل پيش‌بيني بوده و موفقيت‌هاي مسكو وابسته به اشتباهات ديگر بازيگران است.(خاورمیانه)

  • نویسنده : کردستان فردا
  • منبع خبر : the Atlantic