سلام همشهری، این روزها بهندرت بیرون میآیم. نه اینکه خیلی زندگی را دوست دارم ، نه ، اتفاقا در باور شاعرانەام گاهی مرگ میتواند، زیباترین هدیەی زندگی باشد. اما همهی ما کسانی را دوست داریم، یا ممکن است کسی باشیم، دیگران دوستمان داشتە باشند. آنچە برایتان مینویسم داستان نیست، واقعیتی است از بیماری خودم. چند […]
سلام همشهری،
این روزها بهندرت بیرون میآیم. نه اینکه خیلی زندگی را دوست دارم ، نه ، اتفاقا در باور شاعرانەام گاهی مرگ میتواند، زیباترین هدیەی زندگی باشد. اما همهی ما کسانی را دوست داریم، یا ممکن است کسی باشیم، دیگران دوستمان داشتە باشند. آنچە برایتان مینویسم داستان نیست، واقعیتی است از بیماری خودم.
چند سال پیش گرفتار ویروس H1N1 یا همان آنفولانزای کذایی شدم. شاید باور نکنید در آن لحظه تنها چیزی که برایم مهم نبود، خود زندگی بود. بهحدی درد داشتم که اگر بە اختیار خودم بود، زودتر مرگ را در آغوش میگرفتم.
بیایید کمی بیشتر بیندیشیم، از این تصور دست برداریم که من قوی هستم و از پس این ویروس بر میآیم.
نازنین، گیرم تو نیرومند، اما برادر یا خواهر کوچکترت شاید توان تو را نداشته باشند؛
گاهی باید دست از این غرور های کاذب برداشت. یادمان باشد بسیاری از مرگها به خاطر تصمیمهای اشتباە کوچکی است که انسان به خاطر نادانی یا غرور گرفتهاست.
بیایید این چند روز خودخواسته خانە را زندان خود کنیم و از توفیق اجباری کتاب خواندن که زیباترین هدیەی زندگی است لذت ببریم. پیشنهاد من کتاب “هیچ دوستی به جز کوهستان” اثر نویسنده و پناهجوی کرد “بهروز بوچانی” است که ارزشمندترین جایزهی ادبی کشور استرالیا به آن تعلق گرفت و بهتازگی منتشر شده است.
به امید روزهای بهتر
لینک کوتاه : https://kurdistanefarda.ir/?p=5760