چوب حراج بر بلوط های زاگرس
چوب حراج بر بلوط های زاگرس

چوب حراج بر بلوط های زاگرس  طرح  تنفس جنگل‌های شمال، و محدودیت در بهره برداری از درختان آن به بهانه‌ای برای طمع سودجویان و تامین چوب مورد نیاز کارخانه‌ها از درختان جنگلی زاگرس شده است. طمعی که اگر عزم ها برای مقابله با آن جدی نباشد، نفس‌های زاگرس را به شمارش می‌اندازد. دولت طرح چند ساله‌ی […]

چوب حراج بر بلوط های زاگرس 

طرح  تنفس جنگل‌های شمال، و محدودیت در بهره برداری از درختان آن به بهانه‌ای برای طمع سودجویان و تامین چوب مورد نیاز کارخانه‌ها از درختان جنگلی زاگرس شده است. طمعی که اگر عزم ها برای مقابله با آن جدی نباشد، نفس‌های زاگرس را به شمارش می‌اندازد. دولت طرح چند ساله‌ی تنفس جنگل‌های شمال با هدف احیای دوباره این جنگل‌های  بی‌نظیر در سطح جهان را به مرحله‌ی اجرا گذاشته و خروج قطعی بهره برداران برداشت چوب از اواخر سال 1396 به طور قطعی از این جنگل‌ها عملیاتی شده است.برداشت چوب از جنگل‌های شمال کشور تنها 10 درصد نیاز چوبی صنایع کشور را تامین می‌کرد و با اجرای این طرح قرار شد نیاز کشور با توجه بیشتر به زراعت چوب تامین شود. اکنون حدود 220 هزار هکتار زراعت چوب در کشور وجود دارد که بر اساس قانون توسعه‌ی برنامه ششم، 75 هزار هکتار دیگرنیز باید به آن اضافه شود اما این مهم تاکنون محقق نشده است.

در کنار محدودیت‌ها در بهره برداری از جنگل‌های شمال و به ثمر نرسیدن زراعت چوب، واردات چوب نیز به داخل کشور به خاطر نوسان نرخ ارز محدودتر شده و تعرفه های گمرکی آن نیز افزایش یافته است.در این میان چشم طمع سوداگران چوب به سمت درختان زاگرس که طبق قانون جزو جنگل‌های حفاظت شده به شمار می‌رود، دوخته شده و طبق گفته‌ی شاهدان عینی قلع و قمع درختان در سطوح گسترده‌ای در جنگل‌های زاگرس در حال انجام است.سوداگران چوب، ناعادلانه درختان جنگلی را قطع می‌کنند و سپس از طریق بیراهه‌ها و جاده‌های فرعی برای تهیه‌ی ذغال به کوره‌ها یا به استان‌های شمالی کشور منتقل می‌کنند.

جنگل‌های زاگرس باتوجه به موقعیت جغرافیایی وتقسیمات کشوری در چندین استان کرد نشین واقع شده‌اند که متأسفانه باتوجه به کمتر توسعه یافتگی این مناطق ومحرومیت‌هایی که ناشی از توزیع ناعادلانه‌ی امکانات و زیر ساخت‌ها در این مناطق می‌باشد. از عمده استان‌های با جمعیت فقیر که اوج بیکاری در آنها بیداد می‌کند واز شاخصه‌های این استان‌ها می‌باشد، خود زمینه ساز بوده که باندهای مافیایی قاچاق چوب به راحتی از این عمده ضعف سو استفاده کرده واین سامان ملی را به تارج برند. شهرهای باپوشش جنگلی متراکم از مریوان وبانه در استان کردستان، و سردشت و پیرانشهر از استان آذربایجان غربی و چندین شهر در استان‌های لرستان وکرمانشاه وایلام، بیشتر در معرض خطر وآسیب هستند، واگر رویه، کنترل وحفاظت از این جنگل‌ها به‌طور شاید وباید صورت نگیرد در آینده‌ی نه چندان دور شاهد از بین رفتن بیشتر این جنگل‌ها خواهیم بود.

متأسفانه دیگر خطری که همیشه این جنگل‌ها را مورد تهدید قرار می‌دهد آتش سوزی این جنگل‌ها می‌باشد که دو عامل طبیعی و انسانی دخیل هستند  و هر ساله شاهد از بین رفتن چندین هکتار از این جنگل‌ها هستیم .اما یگان‌های حفاظت از جنگل‌ها ومنابع طبیعی در آنجانجاآ حتی از استاندارد جهانی نیز کمتر هستند وحتی نیروی انسانی و لجستیکی نیز از سرانه‌ی استاندارد جهانی کمتر بوده و می‌طلبد از کانون مرکز، بیشتر مورد توجه وحمایت قرار گیرند. لذا در این میان نقش مردم وتشکل‌های مردم نهاد را نباید نادیده گرفت.

تشکل‌های مردم نهاد لازمه‌ی توجه بیشتر مسئولان وحاکمیت باید باشند. با توجه به صعب العبور بودن این مناطق باید نیروهای بومی منطقه آموزش‌های لازم داده شود وحداقل امکانت مقابله با آتش نیز در اختیارشان باشد. در کل باید فرهنگ سازی وآموزش را در این مناطق توسعه داد و از رسانه‌های ملی ومحلی نیز در این امر فرهنگ‌ساز استفاده شود. متاسفانه متخلفان زیر سایه‌ی ضعف نظارت و برخورد دستگاه‌های مرتبط از جمله محیط زیست، سازمان جنگل‌ها و نیروی انتظامی درختان را از ریشه کنده و به راحتی از مسیرهای رسمی منتقل می‌کنند.حفاظت از جنگل های زاگرس وظیفه‌ی یک نهاد یا سازمان خاصی نیست و همگان باید خود را در برابر جنگل‌های زاگرس و مقابله با قطع درختان جنگلی مسوول بدانند.

  • نویسنده : دیاکو توتونچی