در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، کردستان عراق به ریاست مسعود بارزانی اقدام به برگزاری رفراندوم نمود. بر اساس آرای اخذ شده ۹۳ درصد رایدهندگان به استقلال اقلیم کردستان از عراق رای مثبت دادند. در این نوشتار برآنیم تا در دومین سالگرد برگزاری رفراندوم استقلال اقلیم کردستان، زمینههای تصمیم به برگزاری رفراندوم و علل شکست آن را […]
در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، کردستان عراق به ریاست مسعود بارزانی اقدام به برگزاری رفراندوم نمود. بر اساس آرای اخذ شده ۹۳ درصد رایدهندگان به استقلال اقلیم کردستان از عراق رای مثبت دادند. در این نوشتار برآنیم تا در دومین سالگرد برگزاری رفراندوم استقلال اقلیم کردستان، زمینههای تصمیم به برگزاری رفراندوم و علل شکست آن را مورد کنکاش قرار دهیم.
نوشتار زیر بخشی از مقاله “همه پرسی اقلیم کردستان عراق؛ منابع و تنگناهای تشکیل دولت مستقل”، از میکائیل سانیار کارشناس ارشد علوم سیاسی و دکتر محمدرضا حاتمی است که توسط فصلنامه مطالعات راهبردی در تابستان 1396، دوره 20، شماره 76، صفحه 85-112، منتشر شده است.
یکی از متغیرهای موثر بر ترتیبات امنیتی خاورمیانه، گسترش و نفوذ بازیگران جدید از جمله گروههای قومی و مذهبی است که سیاست خارجی و امنیت کشورهای منطقه را به شدت تحت تاثیر قرارداده اند. کردها به عنوان یک گروه قومی در خاورمیانه میان کشورهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه پراکنده شده و طی سده گذشته همواره بر سیاست داخلی و خارجی کشورهایشان تاثیرگذار بوده اند. کشورهای ترکیه، عراق و سوریه بعد از جنگ جهانی اول از بقایای امپراتوری شکست خورده عثمانی سر برآورده و به عنوان دولت- ملتهای مدرن چشم به جهان سیاست و روابط بینالملل گشودند. فقدان یکپارچگی قومی و هویتی در داخل کشورهای مزبور، آنها را به صحنه منازعات طولانی مدت در طول قرن بیستم بدل نموده است.

کردها در عراق
اقلیم کردستان عراق، منطقه ای است که به لحاظ ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک برای قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. این منطقه به مانند سایر کشورهای تازه تاسیس شده در خاورمیانه مدرن، پس از جنگ جهانی اول و به واسطه سیاست قدرتهای پیروز جنگ جهانی ــ بریتانیا و فرانسه ــ از امپراتوری عثمانی جدا گردید. به عبارتی، خاورمیانه محصولی بریتانیایی و فرانسوی است. بخش بزرگی از سرزمین کردها در جنگ چالدران (۱۵۱۴)، از ایران جدا و ضمیمه امپراطوری عثمانی شده بود.
با پایان جنگ اول جهانی، امپراتوری عثمانی تجزیه شده و خاورمیانه مدرن بر اساس منافع قدرت های پیروز جنگ تولد یافت. تشکیل دولت های تصنعی در خاورمیانه، نه بر اساس یکپارچگی نژادی، قومی و مذهبی، بلکه بر اساس منفعت دو قدرت پیروز جنگ (بریتانیا و فرانسه) شکل گرفت. کردها در میان سه کشور ترکیه، عراق و سوریه تقسیم شده و در سرزمین اصلی و تاریخیشان مورد انکار هویت و فرهنگ قرار گرفتند. انکار هویت کُردی از سوی حکومت های تازه تاسیس شده ترکیه، عراق و سوریه، سبب پیدایش جنبش های کردی گردید. چشم پوشی جهان غرب و کشورهای منطقه از سرکوب کردها توسط دولت های مزبور نیز، سبب تداوم جنبشهای کردی در یکصد سال گذشته بوده و سرزمین کردها در خاورمیانه تاکنون صحنه منازعات خونین بوده است.
با پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق، ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت بلامنازع در جهان سر برآورد. در این میان، هویت های خاورمیانه همزمان با رشد تکنولوژی ارتباطی و مسائل موسوم به جهانی شدن به شکوفایی و پیشبرد هویت، فرهنگ و زبان خود روی آوردند. حکومت بعث عراق که نسل کشی کردها را در کارنامه خود دارد، با قتل و کشتار ۱۸۲ هزار نفر از کردهای بارزانی در عراق و شیمیایی کردن حلبچه و کشتن پنج هزار نفر در این شهر مورد توجه جهانیان قرار گرفت. ورود آمریکا به خاورمیانه، فرصتی به کردها برای ابراز هویت انکار شده شان به دست داد.
با تهاجم عراق به کویت و مداخله ائتلاف به نفع کویت در سال ۱۹۹۱، کردها برای اولین بار پس از جنگ جهانی اول این فرصت را یافتند که به مسئله حق تعیین سرنوشت خود بپردازند.
با صدور قطعنامه ٦٨٨ شورای امنیت سازمان ملل، کردها از شخصیت حقوقی و بین المللی برخوردار شدند. حکومت منطقه ای خودمختار کردستان عراق در مدار ۳۶ درجه پرواز ممنوع تشکیل و کردها به احیای نمادهای هویتی خویش پرداختند.
سقوط حکومت بعث و آغاز دگرگونی در ساختار سیاسی عراق
با سقوط حکومت بعث در آوریل ۲۰۰۳، کردها به عنوان متحد استراتژیک آمریکا درآمده و ساختار سیاسی عراق دگرگون شد. کردها در قدرت سیاسی بغداد شریک شده، و در قانون اساسی عراق جایگاه ویژه ای یافتند. حکومت عراق به سیستم فدرالیسم تبدیل و اقلیم کردستان عراق به عنوان یک منطقه فدرال شناخته شد. بر اساس قانون اساسی جدید عراق، کردها همواره یکی از سه پست کلیدی ریاست جمهوری، نخست وزیری و ریاست پارلمان، را در اختیار خواهند داشت. زبان کردی به عنوان زبان دوم در عراق به رسمیت شناخته شده و کردها در کابینه دولت نقش مهمی را در اختیار گرفتند. موارد زیر سبب بالا رفتن وزن سیاسی کردها و اقلیم کردستان در بغداد گردید.
علاوه بر آن، ماده ۱۴۰ قانون اساسی عراق نیز به مثابه یک فاکتور مهم برای کردها درآمد. بر طبق این ماده، می بایست وضعیت کرکوک و سایر مناطق کردستانی تعریب شده در زمان صدام حسین طی سه مرحله( بازگشت کردهای کوچ داده شده به خانه، برگرداندن اعراب مهاجر از کرکوک، سرشماری و رفراندوم) به حالت عادی برگشته و با برگزاری همه پرسی، وضعیت این مناطق را که آیا به اقلیم کردستان خواهند پیوست یا خیر، تعیین شود.

ظهور داعش و بسط ژئوپلیتیکی اقلیم کردستان
با ظهور و تهاجم داعش به مناطق مورد مناقشه بغداد و اربیل، نیروهای عراقی عقب نشینی کرده و با بازپس گیری این مناطق توسط نیروهای کُرد از داعش، کردها بیشتر وجهه بین المللی یافته و در این راستا از حمایت های ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا برخوردار شدند. مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان رسماً اعلام نمود که ماده ۱۴۰ بخودی خود انجام پذیرفته و به زودی رفراندوم استقلال کردستان برگزار خواهد شد.
در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، رفراندوم اقلیم کردستان در تمامی مناطق کردنشین عراق برگزار شد و ۹۳ درصد رای مثبت آورد. عدم حمایت بین المللی از برگزاری رفراندوم و نتایج آن، مخالفت دولت های ایران و ترکیه و اختلافات دو حزب اساسی کردستان عراق (اتحادیه میهنی و حزب دموکرات کردستان)، همچنین، مناقشات مربوط به کرکوک سبب شکست آرزوی کردها برای تشکیل دولت مستقل گردید.
در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۷، ارتش عراق با حمایت نیروهای حشد شعبی وارد کرکوک شد. نیروی نظامی دو حزب اصلی کردستان، بدون درگیری از آنجا خارج شده، و کنترل کرکوک به دست حکومت عراق افتاد. این مسئله باعث شد که کردها به مرز جغرافیایی سال ۱۹۹۱ بازگشته و آرزوی تشکیل دولت مستقل را به زمان دیگر موکول کنند.
حال با گذشت دو سال از برگزاری رفراندوم، بر آنیم که پتانسیل های تشکیل دولت کردی(منابع) را بررسی کرده و عوامل شکست آن را ( موانع)، مورد تحلیل قرار دهیم.
پتانسیل ها (عوامل تاثیر گذار بر ادعای تشکیل دولت مستقل کردی در عراق)
الف ــ سطح ملی:
۱. انکار هویت کردی و سرکوب آنها از سوی حکومت های عراق، قتل عام و نسل کشی کردها توسط حکومت بعث،
۲.رشد ناسیونالیسم کردی به مثابه مبارزه برای آزادی،
۳.قدرت گیری کردها در عراق و سهیم شدن در قدرت سیاسی بغداد پس از سقوط حکومت بعث،
۴. اجرائی نشدن ماده ۱۴۰ از سوی حکومت فدرال عراق،
۵. اقتصاد رو به رشد اقلیم کردستان از طریق درآمدهای نفتی، کشاورزی، دامداری و جاذبه های گردشگری،
۶. داشتن منابع غنی نفت و گاز (در حدود ۶۰ میلیارد بشکه ذخیره نفتی)،
۷.نیروی نظامی ــ دفاعی (پیشمرگه)، در حدود ۱۱۰ هزار نفر،
٨.اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی: داشتن منابع و ذخایر نفت و گاز و سایر منابع و انرژی های زیرزمینی، اهمیت هیدروپلیتیکی، هارتلند بودن، و قرار گرفتن کردستان در میان سه سازه تمدنی ایرانی، ترکی و عربی، جایگه ویژه ای به لحاظ ژئوپلیتیک به کردستان عراق بخشیده است. شاهراه بودن و قرار گرفتن بر سر شاهراه صدور نفت و گاز به غرب و شرق، کوههای سر به فلک کشیده و وجود مناطق حیاتی و استراتژیک، بخشی از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی منطقه کردستان عراق است. این عامل اگرچه، یکی از موانع اساسی کردها برای تعیین حق سرنوشت بوده، اما همزمان به عنوان پتانسیلی مهم جهت مبارزه برای تشکیل دولت مستقل کردی برای اقلیم کردستان محسوب می شود.
۹. قدرت رسانه ای،
۱۰. وجود عناصر بنیادی تشکیل دولت مستقل( سرزمین، جمعیت، حکومت و حاکمیت)،
۱۱. ادعای حق تعیین سرنوشت بر اساس منشور حقوق بشر سازمان ملل،
۱۲. ارتباطات وسیع اقتصادی و سیاسی خارج از اراده بغداد با سایر کشورها و دیپلماسی تا حدودی کارا در جامعه بین الملل، که به افزایش مشروعیت بین المللی اقلیم کردستان انجامیده است.
ب ــ سطح فراملی:
۱. داشتن وجهه و شخصیت حقوقی بین المللی،
۲. همسویی با سیاست های آمریکا و غرب در جریان سقوط بعث و مبارزه با داعش،
۳. حکومت سکولار و اشتراک آن با سیستم سیاسی غرب،
۴. حمایت ائتلاف بین الملل به رهبری آمریکا از نیروهای نظامی اقلیم کردستان بر علیه داعش و بالا رفتن وزن کردها در معادلات سیاسی عراق و منطقه،
۵. نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا و برخی رقبای جمهوری اسلامی ایران در اقلیم کردستان،
۶. داشتن منافع سرشار اقتصادی برای کشورها و سرمایه گذاران خارجی و …
موانع تشکیل دولت مستقل کردی:
الف ــ سطح ملی:
۱. مخالفت بغداد با تجزیه عراق،
۲. مسئله کرکوک و مناقشات مربوط به آن،
۳. اختلافات میان دو حزب اصلی اقلیم کردستان( اتحادیه میهنی و حزب دمکرات)،
ب ــ سطح فراملی:
۱. عدم حمایت قدرت های فرامنطقه ای از استقلال اقلیم کردستان،
۲. مخالفت شدید جمهوری اسلامی ایران و ترکیه،
۳. عدم همراهی کشورهای عربی با تجزیه عراق ( به عنوان یک کشور عربی).
نتیجه
حکومت اقلیم کردستان عراق با وجود منابع و پتانسیل های تشکیل دولت مستقل و برگزاری رفراندوم در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، به دلیل عدم همراهی دولت ها و قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای، از اعلام استقلال و تشکیل دولت مستقل بازماند.
امروز با وجود گذشت دو سال از اجرای رفراندوم، مسعود بارزانی رهبر پارتی و رئیس سابق اقلیم کردستان، به کسانی که در راه مبارزه با آزادی و تشکیل دولت کردی قامتشان را خم نکردند درود می فرستد. این بدان معناست که مسئله کردها در عراق و منطقه، یکی از مسائل اساسی در خاورمیانه است و کردها در عراق از آرزوی استقلال دست نخواهند کشید.
اما، همزمان صحبت های بارزانی، نشانگر وجود اختلاف در میان احزاب کلیدی اقلیم کردستان است. با وجود گذشت قریب به دو سال از ۱۶ اکتبر و کنترل کرکوک و سایر مناطق مورد مناقشه توسط حکومت مرکزی، هنوز حزب دمکرات کردستان به کرکوک باز نگشته و اعلام کرده است که کرکوک اشغال شده است.در جدیدترین رویداد، کمال کرکوکی از مقامات بلند پایه حزب دمکرات اعلام کرده که حزبش بزودی به کرکوک باز خواهد گشت، تا بتواند نقش کلیدی در انتخابات پیش رو ایفا کند.
آینده سیاسی اقلیم کردستان وابسته به معادلاتی است که در نوشتار فوق مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.
منبع
فصلنامه مطالعات راهبردی، دوره 20، شماره 76، تابستان 1396، صفحه 85-112، محمدرضا حاتمی؛ میکائیل سانیار
- نویسنده : میکائیل سانیار، کارشناس ارشد علوم سیاسی
- منبع خبر : فصلنامه مطالعات راهبردی، دوره 20، شماره 76، تابستان 1396، صفحه 85-112، محمدرضا حاتمی؛ میکائیل سانیار


























