معماری و نقش آن در بالا بردن حس امنیت روحی و روانی در جوامع شهری
معماری و نقش آن در بالا بردن حس امنیت روحی و روانی در جوامع شهری

یکی از مهم‌ترین مسائل و معضلات در شهرهای جهان، بالابودن جرم و رشد و افزایش ناهنجاری‌های اجتماعی است. امروزه افزایش چند برابری میزان وقوع جرم به موازات افزایش جمعیت در بیشتر کشورهای جهان قابل ‌مشاهده است. شیوع انواع جرم و ناهنجاری باعث به‌وجود آمدن احساس ناامنی و تحمیل مشکلات مالی بر جامعه، دولت و سازمان‌های […]

یکی از مهم‌ترین مسائل و معضلات در شهرهای جهان، بالابودن جرم و رشد و افزایش ناهنجاری‌های اجتماعی است. امروزه افزایش چند برابری میزان وقوع جرم به موازات افزایش جمعیت در بیشتر کشورهای جهان قابل ‌مشاهده است. شیوع انواع جرم و ناهنجاری باعث به‌وجود آمدن احساس ناامنی و تحمیل مشکلات مالی بر جامعه، دولت و سازمان‌های قضایی شده است. امروزه بروز خشونت و اضطرابی که از فکر کردن به خشونت به‌وجود آمده به عنوان نگرانی فراگیری در جوامع مختلف مطرح شده است.

یافته­های اخیر در پژوهش­های علم روانشناسی محیط در دو شاخه علوم رفتار محیطی و علوم ادراک و شناخت محیط نشان می­دهد پاسخگویی به نیازهای انسان از جمله نیاز به خلوت، کسب آرامش، تامل، خود ارزیابی و خود شکوفایی بر تنش زدایی و افزایش میزان بهداشت روان به صورت فردی و جمعی موثر است و حضور مناسب طبیعت در محیط کالبدی زندگی بسیاری از بیماری­های روانی، جسمی و اجتماعی در جوامع را کاهش می­دهد .یکی از پایه­های بنیانی ایجاد تعادل در معماری و جلوه معمارانه حرمت است و به تاکید کارشناسان، در شیوه ساختمان سازی کنونی به حریم افراد توجهی نشده است. عدم رعایت حریم و عدم تحقق معماری و شهرسازی سبب ایجاد خشونت بین مردم شده است در حالی‌که معماری جلوه­ای از شعور جامعه و شهر است و جامعه­ای که معماری ندارد از وجدان ناقص اجتماعی برخوردار است.

عدم رعایت حریم و عدم تحقق معماری و شهرسازی سبب ایجاد خشونت بین مردم شده است درحالی‌که معماری جلوه­ای از شعور جامعه و شهر است و جامعه­ای که معماری ندارد از وجدان ناقص اجتماعی برخوردار است.

هنر پویا، بنای ایستا

ساختمان، بنا، فضاهای شهری و به عبارت دیگر معماری و طراحی شهری و در کل فیزیک و کالبد شهر با هنر و به‌ویژه هنرهایی چون نقاشی و تندیس‌گری ارتباط دیرینه‌ای دارد. این تاثیر به‌گونه‌ای است که گاه به یک اثر معماری یا یک طرح شهری به مثابه یک اثر هنری نگریسته شده است.

درباره تاثیر هنر بر معماری و شهرسازی، مطالب فراوانی نوشته شده است. برخی معتقدند خلا‌قیت، ابداع و نوآوری انسان ابتدا در آثار هنری تجلی یافته و به مرور زمان در معماری و شهرسازی نفوذ کرده است.

نحوه استقرار بافت‌های شهری، شکل و فرم فضاهای شهری، میادین، پارک‌ها، نماهای بیرونی کوچه‌ها، خیابان‌ها، ساختمان‌ها، طراحی علا‌ئم شهری، طراحی شبکه‌های ارتباطی، طراحی ایستگاه‌ها (مترو- اتوبوس) و بالا‌خره گرافیک شهری، عنصر تبلیغات و ارتباط تصویری در شهر در قالب هنر و فعالیت‌های هنری قابل طرح و بررسی است، هنر با ساخت و فیزیک شهر ارتباط دارد و بی‌توجهی به هنر از عوامل مهم ایجاد ناهنجاری بصری در سطح شهرها است. وجود فیزیک و کالبد نامناسب و ناهنجار در ایجاد ناهنجاری‌های رفتاری در میان افراد جامعه نقش مهمی‌ دارد، زیرا فضا و محیط بر رفتار ساکنان خود تاثیر می‌گذارد، محیط و کالبد برخی الگوهای رفتاری و نقش‌های اجتماعی نوین را به ساکنان خود تحمیل می‌کند و برخی رفتارهای موجود را تقویت و برخی دیگر را تضعیف می‌کند.

هنر با ساخت و فیزیک شهر ارتباط دارد و بی‌توجهی به هنر از عوامل مهم ایجاد ناهنجاری بصری در سطح شهرها است.

نگاه نوین به شهر

امروزه تقسیم‌بندی‌های حتی دو، سه دهه پیش هم منسوخ شده است. تقسیم کردن شهر به زون‌های مسکونی، اداری و تجاری و صنعتی، منسوخ شده است. چه بسا می‌شود شهر را دور یک کارخانه ساخت و آن را قلب شهر قرار داد.

امروزه تسلط فلسفه سواره‌محور از بین رفته و شهرها به سوی پیاده‌محوری و رابطه‌سازی و رابطه‌پذیری می‌روند. اندیشه مکانیکی تقسیم شهر به کالبد و روح (ساختمان و معماری) منسوخ شده است. شما حق ندارید شهر را بدون تزئین، حیات سبز، بدون ریه‌های فرهنگی و هنری تجسم کنید. معماری شادمانی بخشی از معماری شهر است. تعریف فردوسی از خانه را می‌توان به شهر هم بست داد چنان که می­فرماید: «شهر یعنی همی‌ جای شادی و آرام و مهر».

شهر، مثل یک تندیس

نمود هنر و زندگی هنری در شهر، به دو گونه است؛ نخست اینکه شهر و کالبد معماری آن می‌تواند و باید اثری هنری باشد. دوم اینکه شهر محلی است برای بروز و نمایش آثار و گرایش‌های هنری. پرداختن به هنر در طراحی نشانه‌های شهری، مبلمان شهری همچون ایستگاه‌های اتوبوس، فضاهای توقفگاهی در مسیرهای پیاده، کف و بر خیابان‌ها، مسیل‌ها و کنارگذر خیابان‌ها هنر نقش مهمی ‌دارد.

تلا‌ش عمومی ‌باید بر این باشد که شهر از اغتشاش بصری خارج شود و به پاکیزگی هنرمندانه برسد. عدم نظم و آرامش هنرمندانه در سیما و مبلمان شهری، مثل سریال‌های کم‌ارزش تلویزیونی هستند که تمام روابط بین آدم‌ها در آنها در حد مچ‌گیری‌ها، داد زدن‌ها، خاله‌زنکی‌ها و دغل‌بازی خلا‌صه می‌شود و نشانی از آدم‌ها و خانواده‌های فرهیخته که آرام حرف می‌زنند و لبخند بر لب دارند نیست. شهر هم داستانی مانند این دارد. شلختگی سیمای شهر، هم در بعد کلا‌ن خط آسمان و احجام آن و هم در سطح ملموس‌تر واقع در منظر عابر پیاده، سبب گسست‌های رفتاری و زمختی عصبی مردم می‌شود. این عوامل، در حقیقت عوامل پنهان تربیتی شهر هستند.

شهر همچون پیکری زنده است که در آن جسم و کالبد در کنار روح و جان در هم می‌آمیزد تا زندگی و حیات اجتماعی ساکنان در آن جریان یابد. به عبارت دیگر شهر ترکیبی است از ظرف و مظروف. ساختمان‌ها و هر آنچه فیزیک و کالبد است بسان ظرفی است که مظروف انسان‌ها و کنش‌های اجتماعی در آن به تکامل و تعامل می‌رسند. پرداختن به جسم و کالبد و طراحی مطلوب بناها و ساختمان‌ها و فضاها، آسایش جسم را به دنبال خواهد داشت و وجود آسایش جسمانی که در کنار زندگی اجتماعی در محیطی جذاب و توام با ویژگی‌های زیبایی‌شناسانه درآمیخته باشد، خودبه‌خود آرامش روح را به دنبال خواهد داشت. بنابراین پرداختن به یکی و غفلت از دیگری، همچون ساختن پیکری است بدون آنکه به روح زندگی در آن اندیشه شده باشد. از سوی دیگر، پرداختن به زندگی و حیات بدون توجه به فیزیک و کالبد نیز ادامه حیات اجتماعی را به مخاطره می‌اندازد، این دو عنصر در کنار هم و مکمل یکدیگرند.

انسان برای دستیابی به زندگی بهتر، هنر خود را به کار می‌گیرد و شهر را خلق می‌کند؛ جایی برای زیست اجتماعی همراه با آرامش، آسایش و داشتن تعامل انسانی سالم.

شهر همچون پیکری زنده است که در آن جسم و کالبد در کنار روح و جان در هم می‌آمیزد تا زندگی و حیات اجتماعی ساکنان در آن جریان یابد. به عبارت دیگر شهر ترکیبی است از ظرف و مظروف. ساختمان‌ها و هر آنچه فیزیک و کالبد است بسان ظرفی است که مظروف انسان‌ها و کنش‌های اجتماعی در آن به تکامل و تعامل می‌رسند.

برای ارائه راهکارها و راهبردی باید حکومت ها جهت ایجاد امنیت پایدار و اتحاد ملی در کنار هزینه کردن فراوان برای خرید و ساخت استحکامات و سلاح­های جنگی و دفاعی به معماری شهرها توجه داشته باشند معماری شهری که می­تواند مغزها و اندیشه‌ها را آن‌گونه که می‌خواهد و شایسته جامعه شهری امیدوار و با نشاط است، بسازد.

اگر شهر، گذشته از محل سکونت بودن کارکردهای فرهنگی نیز داشته باشد برای شهروند دلپذیرتر است. تعلق خاطر در او ایجاد می­کند، محل مکث می­شود، موجب برقراری تعامل بین شهروندان خواهد شد. از آنجا که انسان نیاز به برقراری تعامل در اجتماع دارد در نتیجه رضایتمندی در او ایجاد می­کند و این چنین بسیاری از خشونت‌ها جای خود را به روابط سالم توأم با احترام متقابل خواهد داد. آخر سخن، شیخ اجل، سعدی می­فرماید ” به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست “.

 

منابع و مآخذ:

  • بزی، کلثوم، مقاله روانشناسی محیطی در معماری شهری و بررسی تاثیر آن در افزایش و کاهش خشونت، ۱۳۹۳
  • فکوهی، ناصر، انسان شناسی شهری، تهران، نشر نی، 1383
  • نوروزی، مریم، روزنامه اعتماد ملی، 1394

 

 

  • نویسنده : مصطفی محمّد امینی – مدرس دانشگاه