عبدالرحمن شرفکندی”هەژار”
عبدالرحمن شرفکندی”هەژار”

عبدالرحمن شرفکندی”هەژار“… این نام برای فارسی زبانانی کە کتاب قانون شیخ الرئیس ابوعلی سینا را خواندەاند یا بە آرمگاه ابن سینا و بخش مربوط بە آثار او در همدان رفتەاند نامی آشناست. تنها مترجمی کە قادر بە ترجمەی کتاب قانون از عربی بە فارسی شد: در سال ١٣٠٠ هـ.ش در مهاباد متولد شد، زندگانی پر […]

عبدالرحمن شرفکندی”هەژار“… این نام برای فارسی زبانانی کە کتاب قانون شیخ الرئیس ابوعلی سینا را خواندەاند یا بە آرمگاه ابن سینا و بخش مربوط بە آثار او در همدان رفتەاند نامی آشناست. تنها مترجمی کە قادر بە ترجمەی کتاب قانون از عربی بە فارسی شد: در سال ١٣٠٠ هـ.ش در مهاباد متولد شد، زندگانی پر مشقتی را گذراند، کتب بسیاری در زمینەهای مختلفِ ترجمە، فرهنگ، تالیف، شرح و… از خود بە جا گذاشت و در روز پنج شنبە دوم اسفندماه سال ١٣٦٩ ‌هـ.ش بر اثر بیماری در تهران درگذشت.

پیکر او را، در حالی کە ملت کورد در ماتم مرگ این آبروی زبان کردی بود، بە مهاباد منتقل کردند. جمعیت زیادی از مردم کوردستان و همچنین مسعود بارزانی ـ رئیس اقلیم کوردستان ـ نیز، پیکر این ادیب والا مقام را تا گورستان بُداق سلطان همراهی کردند و او را در جوار استاد هێمن و مەلا غەفووور دەبباغی بە خاک سپردەاند.

اما چرا آبروی زبان کوردی؟

هەژار ٦٩ سال از زندگی خود را، با همەی سرگردانی و آوارەگی، صرف کشف این سامان راندە شدەی ملت کورد کرد. سامانی کە قرنهای بسیار بە دلایل گوناگون، کە برای همگان آشکار است، در کوە و دشت و غار و زیر سنگ پنهان شدە است. هەژار بە کوە و صحرا زد و از خاک، این شرط تمدن را استخراج و بر همگان آشکارتر کرد و فصلی زرین را از تاریخ ملت کورد بە خود اختصاص داد. فصلی کە خود تاریخ زندگانی این بزرگمرد است. مردی کە تا آخرین نفس از جستجو برای ساختار سرەی زبان کردی در میان لهجههای گونەگون این زبان و زبانهای همجوارش دست نکشید، چە آن زمان شهر بە شهر و کشور بە کشور سفر میکرد چە آن هنگام کە فرصتی فراهم میشد کە بنشیند و بنویسد.

عبدالرحمن شرفکندی”هەژار”

در گفتگویی استاد میفرمایند: کە مەم و زین خانی، کە اثری منظوم و عاشقانە است و هەژار خود آن را از دیالکت کرمانج بە موکریانی برگرداندە است، اگر از رمئو و ژولیت شکسپیر ارزشمندتر نباشد با او برابری میکند، لیک بە عقیدەی من با ارزشتر است، چون جدا از عشق، بە مسائلی دیگری نیز میپردازد کە در رمئو و ژولیت شکسپیر نیست. این نشان دهندەی شناخت کامل او از زبان و ادبیات جهان و تطبیق آن با ادبیات مکتوب و شفاهی ملت کورد است.

در عنفوان جوانی بود کە تخلص هەژار را برای خود برگزید و این مصادف بود با ورد زبان گشتن اشعار او و نقل آنها در مجالس. در همان ایام بود کە فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود را شروع کرد و بە یکی از فعالان اصلی ژ.ک (کۆمەڵەی ژیانەوەی کورد ) درآمد. در جمهوری مهاباد هم از طرف قاضی محمد ( یکی از رهبران کرد و بنیانگذار جمهوری مهاباد ) عنوان شاعر ملی کرد را دریافت کرد و از این پس هەژار بە یک سمبول ملی بدل شد.

بعد از فروپاشی جمهوری مهاباد، هەژار بە جنبش آزادیخواهی جنوب کردستان بە رهبری ملا مصطفی بارازانی پیوست و بار دگر ادبیات و مبارزە را برای دفاع از هویت کرد بە هم گرە زد. انگار نمیتوانست یک دم سکنی بگزیند تا بار روی کولش را بە مقصد نرساند لیک دریغا کە این قافلەی عمر عجب میگذرد و چە با بداقبالی میگذرد. بعد از سفرهایی لاجرم بە کشورهای مختلف و دربدری، قرعەی وصل بە نامش درآمد و پس از فراقی هفدە سالە عاقبت بە ایران بازگشت و در عظیمیەی کرج اقامت گزید. در همین دورە بود کە کتاب قانون ابن سینا را بە سفارش آقای بهرام فرەوشی بە فارسی ترجمە کرد و سپس همگام با این کار آثار دیگری در زمینەهای مختلف ادبی و فرهنگی نوشت کە عبارتند از: هەنبانە بۆرینە ـ فرهنگ کردی بە فارسی ـ، چێشتی مجێور ـ اتوبیوگرافی ـ، شرح دیوان اشعار مەلای جزیری، ترجمەی قرآن بە زبان کردی.

ترجمەی رباعیهای خیام ( چوارینەکانی خەییام ) بە کوردی کە ازآثار برجستەی استاد است، گویای ظرافت و تبحر استاد در امر ترجمە و بالاخص شعر است، کە با ترجمەی دیگر متون ادبی و غیر ادبی متفاوت است.

دیگر آثار عبدالرحمن شرفکندی”هەژار” کە نام بردنش در این اندک نمیگنجد جملگی نشان از تلاش مردیست کە قطرە قطرە عرق کوششها و شبزندەداریهایش را در دریای ادبیات ملت کرد ریخت تا بە آن عمق بە ببخشد. این است کە ویلیام فاکنر میگوید: نویسندگی عرقریزانِ روح است. اینک هەژار زندگانی مادی خود را ترک گفتە و در زندگی زبانی خود جاودان گشتە و جزئی از سامان زبانی و ادبی ملت کرد شدە است.