8مارس سرابی بیش نیست!خون زنان کارگر رمز جاودانگی روز جهانی زن 160 سال پیش، 8 مارس 1857، زنان کارگر کارخانجات نساجی در آمریکا برای بهبود شرایط نابرابر و ناعادلانه کار به خیابان ها آمدند و برای برابری، افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار قیام کردند. بعد از گذشت بیش از 50 سال […]
8مارس سرابی بیش نیست!خون زنان کارگر رمز جاودانگی روز جهانی زن 160 سال پیش، 8 مارس 1857، زنان کارگر کارخانجات نساجی در آمریکا برای بهبود شرایط نابرابر و ناعادلانه کار به خیابان ها آمدند و برای برابری، افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار قیام کردند. بعد از گذشت بیش از 50 سال زنان کارگر نساجی کتان در آمریکا بار دیگر حدود 108 سال پیش در 8 مارس 1908، برای اعتراض به شرایط نابرابر و ظالمانه ی کار اعتصاب کردند. در این روز 120 کارگر زن کشته شدند و این چنین شد که 8 مارس بدیل به روزی جاودانه شد برای زنده نگهداشتن بذر عدالت طلبی جنسیتی که زنان کارگر با خون خود آنرا آبیاری کردند.
8مارس در سال 1913 دبیرخانه بین المللی زنان که یکی از نهادهای اینترناسیونال سوسیالیست دوم بود روز 8 مارس را برای گرامیداشت خاطره زنان آزادیخواه آمریکایی به عنوان روز جهانی زن اعلام کرد. سازمان ملل متحد نیز سرانجام در 1975 این روز را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت.
با انقلاب مشر.طه در ایران زنان بسیاری با ایجاد نشریات، انجمن ها و مدارس دخترانه آزادی طلبی خود را شکل منسجم و عیانی دادند. مراسم 8 مارس نیز خیلی زود در دل یکی از همین انجمن ها برگزار شد.
سال 1301 خورشیدی جمعیت پیک سعادت نسوان برای اولین بار در ایران 8 مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت و بزرگداشتی را در رشت برگزار کرد. مراسم 8 مارس در سال های اخیر به ویژه سال های ابتدایی دهه ی 80، پس از مدت ها برگزاری در خانه ها و محافل خصوصی، با ورود به دانشگاه، خیابان و دیگر عرصه های عمومی توانست به صورت گسترده تری به طرح خواست های زنان بپردازد (کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز یکی از این اقدامات بود) هرچند خالی از تبعات برای برگزارکنندگان و گاه شرکت کنندگان آن نبود.
سهم ناچیز زنان کارگر از 8 مارس در ایران
اکنون که در روزهای پایانی سال 1394 و در آستانه 8 مارس 2016، روز جهانی زن(8مارس) به سر می بریم نتیجه اقدامات و فعالیت های عملی برای برون رفت از تبعیض و خشونت علیه زن در ایران تا چه اندازه رضایت زنان جامعه ایرانی را به همراه داشته است!؟ جنبش عدالت خواهی زنان توانسته است به راهکاری دست یابد تا تغییری ولو اندک در قوانین تبعیض آمیز علیه زن را ایجاد کند؟ تاسیس کانون شهروندی زنان در سال 92 و تشکیل کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در ماه های گذشته برای تغییر در ترکیب جنسیتی مجلس دهم و تاثیر آن بر آرا مردم در انتخابات 7 اسفند، شاید معدود اقداماتی بوده که در این راستا صورت گرفت اما تاکنون نتیجه مطلوبی در بر نداشته است.
بررسی ریشه و عوامل شکست یا گسست جنبش عدالت خواهی زنان شاید در این مجال و مقال نگنجد لیکن قصد آن دارم در این فرصت کوتاه گوشه ای از مرارت های بخشی از جامعه ی زنان را روایت کنم که اساسا به ندرت در چارچوب برنامه های کاری فعالان حوزه زنان در ایران و به ویژه در کوردستان مورد توجه قرار گرفته است!
در این سال ها زنان زیادی در کارگاه های کوچک، کوره های آجر پزی، کارگاه های قالیبافی و بخش کشاورزی با شرایط کار نامناسب و زندگی طاقت فرسائی به کار گرفته شدند. موضوع این نوشتار “زنان کورهخانهای” است، طبقه ای که تبعیض مضاعفی را نسبت به سایر زنان به سبب کمبود امکانات مالی در خانواده پدری یا به هنگام ازدواج در زندگی زناشویی ناگزیر تحمل می کنند. در حالی که “زنان کورهخانهای” نیز بایستی بر اساس اعلاميه حذف خشونت عليه زنان، برابر با دیگران “حق برخورداري و حفظ همه حقوق بشر و آزادي هاي اساسي در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني، و همه عرصه هاي ديگر را دارا باشند. از جمله: حق زندگي، حق برابري، حق آزادي و امنيت شخصي، حق حمايت بالسويه قانون، حق آزادي از همه اشکال تبعيض، حق بهره وري از بالاترين ميزان ممکن سلامت جسمي و رواني، حق شرايط عادلانه و رضايت بخش براي کار، حق اينکه فرد، مورد شکنجه يا ديگر مجازاتها يا رفتار خشن، غير انساني و تحقيرآميز واقع نشود”. (ماده 3)(8مارس )
در این راستا “وظیفه ی دولت است همه کوشش هاي لازم را براي پيشگيري، انجام تحقيقات مربوطه و مجازات اعمال خشونت عليه زنان بر اساس قوانین کشور انجام دهد، چه اين اعمال توسط دولت انجام شده باشد و يا توسط اشخاص خصوصي”. (ماده 4)
شرایط سخت حاملگی در کوره پزخانه و در عین حال، به عهده داشتن وظیفه خانه داری و آشپزی و مراقبت از فرزندان و گاهی کتک خوردن از شوهری که خود زیر بار بی عدالتی اقتصادی خرد شده است، همه زندگی “زنان کورهخانهای” است که بعضا در حسرت جلوه های زندگی شهری، بی تابی می کنند. با این حال کار جسمی کارگران زن در کورهخانه ها که در زمره مشاغل سخت و زیان آور قرار دارد ، گاه حتی آنها را قادر نمی سازد که خانواده شان را سیر کنند. زنان کورهخانه کارهایی را به عهده دارند که گاه از توان جسمی آنها خارج است و بسیاری از آنها کودکان خود را در همان محیط آجر پزی به دنیا می آورند، مرخصی زایمان در کوره پزخانه ها معنا ندارد یعنی پس از زایمان مادران مجبورند نوزاد خود را در گهواره گذاشته و به کار ادامه دهند. متاسفانه آن چه در کورهخانه ها مشاهد میشود درد است و رنج، آن هم در نهایت بی رحمی برای کارگران زن که ضعیف ترین بخش طبقه کارگری هستند. نگاه جنس دومی یا درجه دومی به زن، نبود بیمه و بازنشستگی و حق مرخصی بارداری و زایمان و هزینه مهدکودک، شرایطی سخت، زیان آور و ناعادلانه برای کار زنان در چنین محیط هایی فراهم می کند.
کوره هاي آجرپزی هر سال از نیمه های بهار تا اوایل پاییز میزبان بسیاری از دختران و زنانی است که برای امرار معاش به کار در این شرایط سخت می پردازند. خردسالی، جنسیت و کهولت در این کار بی معنی است چون عملاً رعایت نمی شود حتی زنان حامله، زنان شیرده، کودکان زیر ده سال و سالمندان هم کار میکنند.
در ایران و بویژه در کوردستان کار در کوره ها به همان روش قدیمی و دستی انجام می شود در حالیکه تکنولوژی کوره ها در جاهای دیگر دنیا با دستگاه های اتوماتیک و خشک کن حل شده است و دیگر در آنجا نیروی کار زیادی نمیخواهد، اما در این سرزمین قرار نیست که این دستگاه ها وارد شود. به دو دلیل؛ اول نیروی انسانی ارزان و زياد، دوم بالا بودن هزینه این دستگاه ها. به شیوه ی فعلی مراحل ساخت آجر وقت گیر و طاقت فرساست: گل ساز گل آماده می کند، قالبدار خشت ها را قالب بندی می کند، قالب کش قالب ها را برمی دارد و در میدان جایی نزدیک انبار خالی می کند و دوباره پیش قالبدار می برد، سپس مراحل چرخکشی، کوره چینی، کوره سوزان و آجر بار کردن انجام می شود.(8مارس )
زندگی زنان کارگر کورد در کوره خانه ها به مثابه اردوگاه کار اجباری(8مارس )
– 19ساله، مجرد، بی سواد، اهل پیرانشهر: همراه برادرش به کوره می رود، هیچ یک از خواهرانش مدرسه نرفته اند، از اوایل اردیبهشت تا اوایل مهر (5 الی 6 ماه) مشغول کار کوره اند خیلی دوست داشته به مدرسه برود، برادرهایش به مدرسه رفته اند ولی در مورد او به شدت مخالفت شده، حالا دیگر نه توانش را دارد و نه حوصله اش را.
– 20ساله ، مجرد، بی سواد، اهل روستای میرآباد سردشت: مدرسه نرفته. اما خیلی دلش می خواد یاد بگیرد. پدر و مادرش نذاشتن، برادراش همه مدرسه رفتن، حالا دیگه زیاد تمایلی ندارد. یعنی خسته شده از بس گفته و کسی نشنیده. با همه اینها اگه حالا امکانش باشه (هر چند که کار کوره نمی ذاره) یاد می گیرد.
– 26ساله، متاهل، دارای دو فرزند، اهل سردشت: او که به 50 ساله می ماند، 18 سال است که در کوره کار می کند (ده سال قبل از ازدواج و هشت سال بعد از زندگی مشترک). او هم الفبایی نیاموخته، از بی سوادی بدش می آید، اما با روند این گونه سنت هاي غلط و بیجا سازش کرده است. به والدینش اعتراض کرده آنها گفتند سرنوشت زنان اینجا مثل هم است. تو هم مثل بقیه زنان. دوباره اعتراض کرده، آن گاه او را دیوانه خواندند. بعد دیگر هیچی نگفته. فکر کرده شاید او آدم عادی نباشد. چون بقیه ساکتند؟!
– 50ساله، متاهل، بی سواد، اهل سقز: او که به 70 ساله ها می ماند، کودکی اش را با کوره آغاز کرده است. کوره ها اسباب بازی او بودند. حتی زمانی که حامله بوده کار کرده است. همه همراه مردها از ساعت 3 صبح تا 7 غروب کار می کنند (16ساعت). هر روز این کار پرزحمت آغاز می شود. علاوه بر این پخت و پز، نظافت، بچه داری و … هم کار زنان است و مردان هرگز در این امور آنها را یاری نمی کنند. دستمزد ها هم به مردان خانواده داده می شود. مردان می گویند پول ما و شما یکی است، پول ما مال شماست. ولی دریغ از یک ریال!
– 15ساله، مجرد، بی سواد، اهل بانه: در حالی که کلاه آفتابی و لباس کار پوشیده در حال قالب گیری است. معنی اسمش را نمی داند. برای هر هزار آجر، 3500 تومان می دهند. این پول را به مرد خانواده می پردازد. یعنی برای هر هزار آجر به همه اعضای خانواده، 3500 تومان می دهند و این اصلاً کفاف هزینه زندگی را نمی دهد.
– 35ساله، متاهل، بی سواد، اهل مریوان: کارش خیلی سخت است. حالا دیگر عادت کرده است. مشکل غیر از کار، روابط خانوادگی است. متاسفانه تعدادی زیادی از مردان ناخواسته و نادانسته علیه دختران و زنان خشونت می کنند. آنها مشکلات خانوادگی زیادی دارند. در کوردستان بعضی از دختران و زنان خودسوزی می کنند (در سنین مختلف) گاهی دلیلش سوءظن و رفتار خشن مردان است. (روزنامه شرق)
اجرای قانون کار در مورد کودکان ضامن رعایت حقوق زنان کارگر
(8مارس ) در این اردوگاه، کودکی کودکان نیز قربانی کار اجباری می شود و از همان آغاز به جای توپ، آجر به دستشان می دهند و آموزش راندن فرغون قراضه های حامل خاک و آجر جای درس و مشق شان را می گیرد و اگر خیلی شانس بیاورند باید به این امید بنشینند که فرزندشان اردوگاهی نشود. در اردوگاه آفتاب مستقیمتر از همیشه میتابد و برای اینکه آجرها زود خشک شود دریغ از یک سایه! حرارت کوره را هم که به گرمای سوزان آفتاب تابستانی اضافه کنی دمایی میشود که تحملش کار هرکسی نیست. دمایی که کودکی بچههای کورهخانه را ذوب کرده و انساني آبدیده و سخت و البته خسته به وجود آورده که در مقابل این همه بی عدالتی با لبخندهایی ترکخورده، خودنمایی می کنند. خردسالانی که فدای بیکفایتی پشتمیز نشینانی شدهاند که قرار بود رنگ رفاه و عدالت را حداقل در اواخر دهه چهارم انقلاب ببینند!
در پیمان جهانی حقوق کودکان آمده است، “کودک باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت او را تهدید میکند حمایت شود و دولتها باید حداقل سن کار و شرایط کار کودکان را مشخص کنند”. (ماده 32)
(8مارس ) همچنین در این پیمان آمده است، “هر کودکی حق دارد از تأمین اجتماعی ازجمله بیمه اجتماعی برخوردار شود و نیز تأکید میکند که کودکان باید از سطح زندگی که تأمینکننده رشد جسمی، ذهنی و اجتماعی آنها است، برخوردار شوند”. (ماده 26 و 27)
به طور کلی این پیمان چهار محور بقا، رشد، حمایت و مشارکت را در ارتباط با کودکان موردتوجه قرار میدهد که در سال 1373 توسط دولت وقت ایران امضا و تعهدات آن پذیرفته شده است. اما با گذشت 21 سال، هنوز اتفاق اجرایی مناسبی برای حمایت از کودکان کار صورت نگرفته و صحنههایی که هر روز در کوچه و خیابان و بویژه در کورهخانه ها شاهد آن هستیم گواه این کمکاری از سوی دولتمردان است.
(8مارس ) بر اساس قانون کار “اگر یک کارفرما کودک زیر 15 سال را به کار بگیرد، متخلف خواهد بود و برای نخستین بار مجازات نقدی، بار دوم مجازات نقدی و حبس و بار سوم علاوه بر این موارد، کارخانه یا کارگاه پلمپ و پروانه کار فرد متخلف ابطال خواهد شد”. (ماده 79)
(8مارس ) احقاق حقوق انسانی زن بویژه حقوق صنفی زنان کارگر در ایران مستلزم فراهم کردن بسترهای اقتصادی سالم و مکانیزم هایی در سطح کلان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که شاید با برنامه ریزی درست قابل دسترس هم باشد اما برای امروز میتوان با رعایت پیمان جهانی کودک و اجرای قانون کار در مورد کودکان امیدوار بود که توان و انرژی بخش زیادی از زنان امروز صرف کودکانی شود که حداقل آینده آنان بسان زنان و مردان کارگر امروز تیره و تار نباشد. تدبیری باید تا امیدی ایجاد شود وگرنه 8 مارس سرابی بیش نیست!
- نویسنده : کمال حسینی

























