ژنرال پیر کورد،ویژگیهای خصوصی بارزانی۱مارس برابر با ۱۱ اسفند، مصادف است با سالروز درگذشت ژنرال بارزانی کە یکی از پیچیدە ترین شخصیتهای سیاسی رهبران کرد است کە هواداران و منتقدان خاص خود را دارد.مصطفی بارزانی (ژنرال پیر کورد)متولد ۱۴ مارس ۱۹۰۳ در روستای بارزان شمال کردستان عراق است کە از خانوادەای ملاک و شیوخ نسب […]
ژنرال پیر کورد،ویژگیهای خصوصی بارزانی۱مارس برابر با ۱۱ اسفند، مصادف است با سالروز درگذشت ژنرال بارزانی کە یکی از پیچیدە ترین شخصیتهای سیاسی رهبران کرد است کە هواداران و منتقدان خاص خود را دارد.مصطفی بارزانی (ژنرال پیر کورد)متولد ۱۴ مارس ۱۹۰۳ در روستای بارزان شمال کردستان عراق است کە از خانوادەای ملاک و شیوخ نسب بە دنیا آمد.برادر و پدر و پدر بزرگ او در جریان شورشهای مکرر در امپراطوری عثمانی بە دار آویختە شدە بودند

اگرچە ایشان سالهای تبعید در روسیە را با آموزش نظامی و سیاسی در دانشکدە افسری همراە ساخت اما تحصیلات پایەای او بالغ بر ٦ سال آموزش خصوصی و ۴ سال تحصیل در یک مدرسە واقع در روستایی دورافتادە بودعلاوە بر کردی کرمانجی شمالی کە زبان مادریش بود بە لهجە سورانی و زبانهای فارسی و عربی و روسی مسلط بود.مرحوم ابراهیم احمد بە طنز می گفت؛ بارزانی مارکسیسم لننیسم را بە زبان روسی بهتر از زبان کردی تشریح می کند.
از تملق و القاب چاپلوسان بیزار بود و در زندگی خصوصی بسیار سادە و بی تشریفات.سیگارش را خود از توتونهای کشت کردستان تهیە می کرد.شلوار کردی پاچە گشاد میپوشید و در حضور مهمانان چهارزانو مینشست. چای را بصورت دیشلمە میل میکرد و اغلب با شطرنج رفع خستگی مینمود. وضع هرچقدر هم کە حاد میبود، بازهم برای پذیرش میهمانان خارجی و پیشمرگها و کردها از هر سطح و طبقەای وقت داشت.بی تشریفات سفر می کرد و تجربە بە او آموختە بود کە هرشب از این روستا بە آن روستا برود تا از هرگونە تروری در امان باشد
در امورات حزبی بە شدت نادمکرات بود و هروقت کە تشخیص می داد ، بنا بە رای خود اقدام بە تعویض و جایگزینی افراد می کرد.
بخش دوم؛ شخصیت و فعالیتهای سیاسی بارزانی.(ژنرال پیر کورد)
اگرچە متولد شدن در خانوادەای کە چندین عضو آن بە عنوان رهبران شورشهای کرد اعدام شدەاند، خود می تواند دال بر سیاسی شدن باشد اما آغاز فعالیتهای ژنرال بارزانی همزمان با آغاز مبارزات شیخ احمد بارزان است.وقتی کە جنبش “خویی بون”(استقلال) در آرارات قدرت می گرفت، شیخ احمد با ارسال بخشی از نیروهای خود بە کمک احسان نوری پاشا سبب اعتراض دولت ترکیە کمالیست و عراق تحت قیمومت بریتانیا شد.بە همین جهت دولت عراق در سە تعرض منتهی بە شکست در تاریخهای دسامبر ۱۹۳۱ و فوریە ۱۹۳۲ و مارس ۱۹۳۲ اقدام بە جنگ افروزی علیە شیخ نمود.پس از سە بار شکست درنهایت نیروهای بریتانیا جنگ علیە شیخ را بە ژنرال گارد سلطنتی بریتانیا، ژنرال هدلم(headlem) سپردند کە منجر بە شکست و تسلیم شدن شیخ و دو برادر خردسالش با نامهای محمد صدیق و مصطفی بارزانی شد کە اوایل محکوم بە اعدام و سپس حبس در تبعید شدند(فقط شیخ احمد محکوم بە اعدام شد)
پس از ۱۰ سال حبس و بە کمک شیخ لطیف(پسر شیخ محمود) مصطفی بارزانی توانست از حصر بگریزد و ابتدا از خاک ایران وارد مناطق شمالی بارزان شود و با سازماندهی نیروهایش موفق بە عقب راندن نیروهای عراق شود. ترس از فراگیر شدن جنبش و رسوخ جاسوسان آلمان نازی کە میتوانست تهدیدی علیە بریتانیا باشد، سبب اعمال فشار بر غازی سعید جهت حل و فصل مناقشات با کردها و پذیرش بعضی مطالبات و تعیین ماجد مصطفی بە عنوان وزیر مشاور کردستان شد. و این اولین دستاورد سیاسی بارزانی در هیبت یک رهبر کرد بود.
عدم پایبندی غازی سعید بە تعهدات و ترس بریتانیا از بازشدن جبهە بزرگتری از جنگ و تمرکزش بر جنگ با آلمان باعث مشارکت جدی بریتانیا در سرکوب جنبش بارزانی شد کە نتیجە آن آوارە شدن بە کردستان ایران مقارن با اعلان جمهوری کردستان قاضی محمد بود.نیروهای بارزانی بە نیروهای مجرب جمهوری درآمدە و خود او نیز از رئیس جمهور آن مدال ژنرالی کسب کرد.
با عقب نشینی نیروهای روس بارزانی وارد مذاکرە با دولت ایران جهت تضمین جان پناهندگانش شد و نتیجە آن رضایت شاە مبنی بر اسکان آنها در اردوگاهی در قزوین بود. بارزانی کە بدرستی درک کردە بود بعدها در چنگال شاە ایران محاکمە خواهد شد، در ظاهر پیشنهاد ایران را قبول کردە بود و بخشی از آوارگان را همراە با شیخ احمد جهت درخواست عفو روانە عراق کرد و خود همراە با ۴۹۳ تن از رزمندگانش یکی از حماسی ترین راهپیماییهای تاریخ را گشود. اناردە دولەمری می گوید؛ بارزانی بە ما گفت؛ خستە خواهید شد، گرسنە خواهید شد و پا برهنە خواهید شد. اما چگونگی آنرا تشریح نکرد.در ۲۷ مە ۱۹۴٦ بارزانی اوایل وارد خاک ترکیە شدە و پس از دو روز وارد خاک ایران می شود.در حالی کە بسوی شمال می رود بە خاک ترکیە برمی گردد و پس از یک روز دیگر دوبارە وارد خاک ایران می شود و این در حالی بود کە ۲ گردان نیروهای ایرانی آنها را تعقیب می کردند. دولە مری می افزاید؛” بارزانی مرد سادەای بود کە نمی گذاشت کسی وسایل شخصی اش را حمل کند، با همگان شوخی می کرد و سعی می کرد در مرکز درگیریها باشد”. پس از چند مرحلە درگیری در نهایت نیروهای ایران در کنارەهای رود ارس بە چریکهای بارزانی می رسند و آنچە می بینند جسد دو پیشمرگ است کە بە دلیل عدم توانایی شنا در ارس غرق شدە اند
تبعید از باکو بە تاشکند و سپس جداسازی و انتقال بارزانی بە مسکو و ۱۱ سال زندگی توام با فقر و فلاکت کە چندین بار بارزانیها را مجبور بە راهپیمایی و اعتراض کرد، سهم بارزانیها از استبداد و فلاکت مالی شوروی بود کە تا آخر عمر بر حافظە سیاسی و تاریخی این ژنرال تاثیر گذار بود.
در نهایت بخشی از نیروهای چپ و ناسیونالیست عراق با نام افسران آزاد بە رهبری عبدالکریم قاسم در سال ۱۹۵۸ اقدام بە یک کودتا کردە و فیصل دوم را بە زیر کشیدند و نظام جمهوری را اعلان کردند. فروپاشی نظام سلطنتی و خروج از پیمان بغداد و تثبیت کودتا مستلزم حمایت کردها از قاسم بودکە منجر بە دعوت بارزانی از شوروی شد.سرانجام بارزانی پس از ۱۱ سال تبعید در شوروی راهی چک و اسلواکی شد و پس از چندی رایزنی با یکی از رهبران احزاب کرد ایران در مورد چگونگی اوضاع سیاسی کردستان، راهی مصر شدە و پس از ملاقات با ناصر ، با کشتی بە عراق بازگشت
قدرت گیری روزافزون جنبش پان عربیستی بعث در دهە٦۰ و نفوذ هرچە بیشترش در ارتش سبب تنش سازی در روابط قاسم و بارزانی شد و قاسم وارد عرصە جنگ با کردها شد کە عدم موفقیتش در شکست بارزانی سبب قدرت گیری مخالفان قاسم در ارتش شد و در ۸ فوریە ۱۹٦۳ قاسم با کودتای بعثی ها کنار کشیدە شد و تیرباران گشت. این اولین کابینەای بود کە بە جهت جنگ مستقیم با بارزانی برکنار می شد. پس از قاسم این عبدالسلام عارف بود کە با وعدە پاکسازی کردستان در یک هفتە وارد میدان شد و پس از ٦ ماە جنگ در نهایت در سانحە هوایی در داخل هلوکوپتر جان باخت.با مرگ عارف نوبت برادر دیگر عبدالرحمان عارف است کە وارد کشمکش مسئلە کرد در عراق شود. پس از ۲ سال آتش بس ولی سعی در شکافسازی بین نیروهای کرد سپس در سال ۱۹٦٦ جنگ بە کمک نیروهای انشعابی موسوم بە دفتر سیاسی از سرگرفتە می شود تا گذرگاە استراتژیک هامیلتۆن و ارتفاعات هلگورد و هندرین را تسخیر کنند کە پس از جنگ رودر رو و مستقیم و با ضد حملەی بزرگ از جانب پیشمرگها، می توانند نیروهای عراق را شکست دادە و تلفاتی در حدود ۲۰۰۰ کشتە بر ارتش عراق وارد آورند.هرچند در این عملیات افسران آموزش دهندە موساد شرکت داشتند اما بارزانی سخت از عواقب این کشتار ناراحت شدە و در گفتگو با افسر اسرائیلی (ساگویی) بیان می دارد:عمری است منتظرم کە اینها با من مذاکرە کنند، چطور می توانم در چشم ارتش عراق نگاە کنم!!؟
در واقع بارزانی نگران بود کە عواقب این کشتار چنان تاثیری بر ناسیونالیزم عرب بگذارد کە هرگز حاضر بە صلح با بارزانی نباشند . تحلیلی کە چندان هم بی مورد نبود. از اینجا بە بعد است کە وابستگی روزافزون بارزانی بە ایران و آمریکا و اسرائیل یکی از بزرگترین شکستهای مادی و روحی را بر جنبش کرد تحمیل می کند.سرهنگ عیسی پژمان از افسران رکن ۲ ارتش در ملاقاتی با شاە ایران درخواست کمکهای ناچیز بە بارزانی و سو استفادە از او را مطرح می کند کە شاە اوایل مخالفت کردە ولی پس از تشریح طرح پژمان مبنی بر اهدا چند قبضە اسلحە برنو از ردە خارج شدە و ۳۰۰ هزار تومان پول نقد و در عوض استفادە بهینە از کردها، موافقت می کند.سپس پژمان جهت جلب توجە بارزانی اقدام بە لابیگری از طریق کامران بدرخان و عبدالرحمان ذبیحی و جلال طالبانی میزد. او می گوید؛ مام جلال از ذوق این کهنە برنوها و ۳۰۰ هزار تومان پول مرا در آغوش گرفت و بوسید و گفت؛ برادر پژمان ما با داشتن چنین برادرانی شکست نخواهیم خورد.(ژنرال پیر کورد)
میانجیگری ملک حسین(شاە اردن) و موساد اسرائیل و حتی بر اساس گزارش “پایک” شاە ایران خود بدین جهت از نیکسون و کسینجر دعوت بە کمک بە کردها می کند ،چون بارزانی بە شاە اعتماد ندارد.اما شکل گیری این توهم در بارزانی کە ورود پای آمریکا بە قضیە مانع خیانت ایران خواهد بود، سبب شد تا بارزانی روابط خود با ایران را در حدی گسترش دهد کە دیگر او نبود در جبهەها مسیر جنگ را مشخص می کرد و برای سرنوشت کردها تصمیم می گرفت.حضور ۳ گردان توپخانە ایران و پاراستن تحت نفوذ اسرائیل و ساواک عملا نە تنها مدیریت جنگ را در دست گرفت، بلکە حتی سبب جلوگیری از تداوم جنبش ۴٦-۴۷ کردهای ایران شد.در این رابطە غیر از فرماندەهای مناطق زاخو و قلادزە( یکی ازبارزانیها وحسو میرخان) در سایر مناطق فرماندهان بارزانی بە مزدوران شاە ایران تبدیل شدند و عبدالوهاب اتروشی و صدیق امین(افندی) و عبداللە آقا پشدری اقدام بە تحویل دادن سلیمان معینی و خلیل شوباش و ملا رحیم وردی و ۴۰ پیشمرگ دیگرکردند.
اگرچە در جواب نامە گلایە آمیز سید عبداللە اسحاقی، بارزانی می گوید؛” بە خدای بارزان سوگند، بە خون قاضی محمد و خون شهیدان سوگند کە نقشی در تحویل معینی نداشتەام” اما پذیرش آن نوعی ساده لوحی و سیاه نمایی خواهد بود و در کمترین حالت ممکن بارزانیها یک عذرخواهی بە کردهای ایران و خانوادە معینی بدهکارند.
در نهایت جنبش بارزانی بە چند دلیل شکست خورد.
۱-اول آنکە کمکهای ایران سبب تغیرات تاکتیکی جنگهای چریکی بە جنگهای جبهەای شدە بود کە اشتباە محض بود.
۲-دوم آنکە ایران هرگز یک کردستان خودمختار را در همسایگی خود تحمل نمی کرد و کمک های ایران صرفا جهت تضعیف بنیە نظامی و مالی عراق بود بە عنوان متحد شوروی.
۳-سوم آنکە بە قول شاە ایران؛ کردستان تنها یک پنجرە بە خارج دارد و آنهم ایران است. هر وقت بخواهیم آنرا می بندیم.
بارزانی کە از مذاکرات شاە و صدام خبردار شدە بود با فرستادن بعضی از نمایندگانش نظیر سامی عبدالرحمان و شفیق قزاز بە مصر و با میانجیگری سادات وارد گفتگو با صدام شدند. انور سادات اولین ضربە خیانت بە بارزانی را با ارسال فیلم مذاکرات کردها و نمایندگان بعث برای شاە،مرتکب شد.شاە کە امکان صلح بین بارزانی و صدام را بر حول و حوش معاهدە خودمختاری ۱۱ مارس ۱۹۷۰ می دید، فورا و حتی بدون اطلاع امریکا و اسرائیل اقدام بە انعقاد معاهدە الجزایر با عراق نمود تمامی واحدهای توپخانە و افسران موساد را از کردستان خارج ساخت و راههای انتقال اعتبارات آمریکا را مسدود کرد.ژنرال عبدالعلی منصور کە از افسران کردتبار شاە بود در ملاقات با بارزانی و محمود عثمان از شدت ناراحتی از خیانت شاە کنترل خود را از دست دادە و شروع بە گریستن می کند.تمامی نامە نگاریهای بارزانی بە کسینجر و ریاست جمهور جرالد فورد بی جواب می ماند و حتی بعدها کارهای ویزای ورود بارزانی بە آمریکا با مشکلات اساسی مواجە می شود.
بارزانی در ۱۲ مارس۱۹۷۵ بە حاج عمران بازگشتە و در جلسە کمیتە مرکزی دستور ادامە مقاومت را صادر می کند اما بعد از چند روز ژنرال منصور پور پیام شاە مبنی بر اینکە اگر بارزانی مبارزە را مختومە نکند ایران قول همکاری بە عراق را دادە است. همان تراژدی کە رضاخان در قبال آرارات مرتکب شد.بارزانی پایان مبارزات را اعلام می کند.تنی چند از پیشمرگها اقدام بە خودکشی کردند و بعضی از فرماندهان نظیر عیسی کاکە سوار توسط پیشمرگها کشتە شدند برخی بە عراق تسلیم شدند و بقیە بە ایران پناهندە شدند.
بارزانی درگیر سرطان سینە طی مصاحبەای با محمد حسنین هیکل بیان داشت؛ زندگی سیاسی من پایان یافتە و پس از من کردها رهبران دیگری انتخاب خواهند کرد. من کردستان آزاد را ندیدم ولی مطمئنم کە بعد از من خواهند دید.
روز اول مارس ۱۹۷۹ بارزانی در بیمارستان جورج تاون جان باخت.(ژنرال پیر کورد)
سناتور جکسون و جورج مینی و پروکزمایر در گرامیداشت بارزانی در کنگرە آمریکا سخنرانی کردند.
پروکزمایر در کنگرە اظهار داشت؛ می خواهم بە مرگ ژنرالی اشارە کنم کە ۴۰ سال برای آزادی ملتش مبارزە کرد.جناب ریاست کنگرە؛ نقش آمریکا در مورد جنبش کرد داستانی دردناک و یکی از خرابترین نمونەهای ژئوپولتیک جهان است. وقتی منافع ملی ما مطرح است همکار هستیم و وقتی معاملە شاە و کسینجر مطرح است کردها فروختە می شوند.
۱-رندل،جاناتان، ۱۳۷۹،با این رسوایی چهبخشایشی، چ اول،ترجمە یونسی،ص ۱۴۸.
۲-همان،ص ۱۵۰.
۳-همان،ص ۱۵۲.
۴-مک داول، دیوید،۱۳۹۳،تاریخ معاصر کردها، ترجمە یونسی، ص ۲۸۷.
۵-کوچرا،کریس،۱۳۷۳،جنبش ملی کرد، ترجمە یونسی،ص۱۷۴.
٦-بارزانی، مسعود،۱۳۹۳،مبارزات آزادیبخش مردم کردستان، ترجمە احمدی،ص ۵۲.
۷-وانلی، عصمت شریف، ۱۳۷۰، کردها در عراق، ترجمە یونسی، چ روزبهان، ص ۱۸۸.
۸-رندل، جاناتان،پیشین، ص ۲۵۰.
۹-پژمان، عیسی، تندباد حوادث، ص ۹۵ الی۱۰۰.
۱۰-بختیاری، اسماعیل،۲۰۱۴، نگرشی تاریخی بر جنبش مسلحانە ۴٦-۴۷ مکریان کردستان ایران، چ چوارچرا(سلیمانیە)، ص ۱۴۰الی۱۴۷.
۱۱- رحمانی، وریا،۲۰۱۳، اسناد محرمانە آمریکا در قبال جنبش ایلول،چاپ اندیشە تهران،ص ۱۱۰.
۱۲-همان، ص۷۸.

























