آسیب شناسی و پیگیری مطالبات از دریچه واقعیت خالد توکلی در گفتگو با ماهنامه بوکان تاکید کرد؛ انتظار کُردها از دولت روحانی چیست انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم یک حادثه سیاسی مهم در سه دهه گذشته بود و رأی ملت بار دیگر سرنوشت ساز شد. این انتخابات توجه همه ناظران سیاسی جهان را به خود جلب […]
آسیب شناسی و پیگیری مطالبات از دریچه واقعیت خالد توکلی در گفتگو با ماهنامه بوکان تاکید کرد؛ انتظار کُردها از دولت روحانی چیست
انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم یک حادثه سیاسی مهم در سه دهه گذشته بود و رأی ملت بار دیگر سرنوشت ساز شد. این انتخابات توجه همه ناظران سیاسی جهان را به خود جلب کرد. غیر از مسئله هستهای و شرایط نامساعد اقتصادی کشور که دولت احمدی نژاد توان حل کردن آن را نداشت و با اقدامات و اظهارات نابجا آن را به وادی خطرناکی هدایت کرده بود، کم توجهی به حقوق اقلیتهای دینی و قومیتهای مختلف در دولت های نهم و دهم نیز به مسئلهای پر از حواشی تبدیل شده بود. هرچند مسئله هستهای به یمن پایمردی حسن روحانی و دستگاه دیپلماسی حل شد و زمینه حل مسائل اقتصادی هم فراهم آمد؛ اما با وجود تلاشهای دولت و دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیتهای دینی و مذهبی، مسائل این حوزه نیازمند توجه جدیتر است.
با این حال اقدامات در حد توان دولت یازدهم در میان اقوام و اقلیتهای مذهبی امیدهای فراوانی ایجاد کرده است و قطعاً در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 یکی از عوامل پیروزی دکتر روحانی این موضوع بود. توجه به ترکیب جمعیتی ایران و رد خواستهها و نیازهای معقول اقوام، مانند اقتصاد و انرژی هستهای از مسائلی است که دکتر روحانی باید به مثابه یک مسئله مهم مربوط به امنیت ملی بر آن تأکید ویژه کند.
مشروح مصاحبه ماهنامه بوکان با خالد توکلی، دکترای جامعه شناسی در پی آسیب شناسی و پیگیری مطالبات از دریچه واقعیت میآید:
میزان تحقق وعدههای دولت یازدهم در قبال نقش اقلیتهای دینی و قومی در اداره کشور و دلیل اعتماد دوباره مردم کرد زبان به حسن روحانی را چطور ارزیابی میکنید؟
آمار دقیقی از محقق شدن تعداد وعدهها و سمتهای اجرایی که به اقلیتها داده شد وجود ندارد، ولی متاسفانه خیلی از شعارها تحقق پیدا نکرد و انتظارات نخبگان و جامعه برآورده نشد. مثلا حداقل انتظار این بود که استاندار یا معاون سیاسی استاندار استانهای کردستان و سیستان بلوچستان بومی و اهل سنت باشند که متأسفانه عملی نشد و معاون وزرا هم به همین شکل صادق بود که نتوانستند انتظارات مردم را برآورده کنند و کارنامه موفقی در این زمینه نداشتند. با این حال معتقدم باید بین انتظارات نخبگان سیاسی و فرهنگی کردستان و عامه مردم تفاوتی قائل شویم. اولاً رای کردستان بیشتر از آنکه ایجابی باشد و براساس کارهای انجام گرفته که دولت یازدهم انجام داده باشد به دولت روحانی داده باشند به نظر من سلبی بود و شاید از ترس اینکه که رقیبان روحانی بر سر کار نیایند و فضای مناسبتری وجود داشته باشد. تفاوت کلی بین انتظارات و انتخابهای نخبگان سیاسی و عوام کردستان وجود دارد نخبگان به دنبال سهم مردم کرد در مدیریت اجرایی هستند و عوام با متر بهبود شرایط اقتصادی دولت را میسنجند.
با این تفاسیر، آیا یکی از دلایل بله گفتن دوباره مردم به دکتر روحانی حفظ امنیت اقتصادی موجود بوده است؟
یکی از عناصر ایجابی را می توان این موضوع معرفی کرد و شاید بتوان گفت از تعداد 30 تا 40 درصد مردم که در انتخابات شرکت کردند به صورت ایجابی رای داده باشند.(آسیب شناسی)
آیا میتوانیم بگوییم رای دادن به روحانی در مناطق کردنشین (از ایلام تا ماکو) از قالب احساسی به طرف قالب ادراکی و عقلانی قدم نهاده است؟
به نظر بنده عقلانیت دخیل بوده و در تمام انتخابات درصدی از رأی دهندگان بهصورت احساسی رأی میدهند. حتی در امریکا هم بعضی اوقات احساسات بر تعدادی از مردم غالب میشود و احساسات تعیین کننده میشود اما به نظر بنده رأی مردم کردستان بیشتر از اینکه احساسی باشد تحلیلی بود و بررسی لازم را انجام دادند به طوری که بر اساس برنامههای کاندیداها و شعارهایی که داشتند و آینده این برنامهها به کجا میرسد، رأی دادند.چون روحانی واقعا برنامه احساسی برای مردم کردستان و اهل سنت نداشت تا با آن احساسات ما را برانگیزد و با آن رأی جمع آوری کند.
نظر شما درباره این ایده که دولت دوازدهم مرکزی برای گفتگوی اقلیتها تاسیس کند تا از مطالبات و مشکلات اقلیتها اطلاعات بیشتری داشته باشد، چیست؟
ما در کردستان افکار متنوعی داریم و سطح فکری و مطالبات اقشار فعال سیاسی و مدنی متفاوت است و سازمان منسجمی در دست نداریم که بگوییم این افراد به عنوان نمایندگان اقلیت کرد در تهران جمع شوند و با دولت یا با اقلیتهای دیگر مذاکره کنند و این به نظر من ممکن نیست و در خود مرکز نیز این پتانسیلی وجود ندارد که افرادی این کار را برعهده بگیرند و انجام دهند و به نظر من در فضای مجازی و نشریات و تشکلهای مدنی آزادی بیشتری داده شود تا در این فضای آزاد ما به شیوه مناسب و مسائل خود را مطرح کنیم.(آسیب شناسی)
در دولت یازدهم وزیر کشور به استان کردستان سفر کرد و در مراسم معارفه استاندار غیر بومی این استان گفت: ما یک فرد شایسته بومی پیدا نکردیم که به عنوان استاندار معرفی کنیم، نظر شما در این خصوص چیست؟
معتقدم در کردستان افراد شایسته زیادی داریم که شاید برای سمت ریاست جمهوری و وزیر شدن هم لیاقت دارند.
در رابطه با این حرف وزیر، ما در قالب یک یادداشت مشترک با آقای امین پور از وزیر انتقاد کردیم و خود این انتقاد برای ما یک پیروزی بود یعنی وقتی که بتوانید از یک وزیر کشور که چنین حرفی میزند انتقاد کنید و در نشریات و فضای مجازی منتشر شود یعنی ما آزادی می خواهیم و هر زمان فردی حرفی زد ما امکان انتقاد داشته باشیم.
به نظر من وزیر کشور صادقانه این حرف را زد و در فعالیتهای سیاسی ما نباید این چنین فکر کنیم که اگر مطالبهای از مطالبات ما برآورده نشد دیگر مطالبات دیگری وجود ندارد که آنها را مطرح کنیم، شاید برای استاندار شدن یک سری فاکتورهایی مد نظر مسئولان رده بالا است که در این استان وجود ندارد؛ در حالی که به نظر ما در این دیار افراد شایسته زیادی برای مناصب بالاتر از استاندار هم وجود دارند.
سال 1388 در سفر مقام معظم رهبری به کردستان، این استان، استان فرهنگی لقب گرفت ولی میبینیم که دولتهای دهم و یازدهم پروسه فرهنگی خاصی در مناطق کردنشین دنبال نکردند، دلیل این موضوع به نظر شما چیست؟
در بعضی موارد میتوان گفت توجه شده است مثلا در زمینه موسیقی، در زمینه هنرهای تجسمی میبینیم که در استان کردستان در تمام شهرها کارهایی انجام شد و مقالاتی انتقادی انتشار داده شده و این یعنی در حال انجام کارهایی هستند تا کار انجام نگیرد بحث و اختلاف نظر پیش نمیآید و به نظر بنده در بحث موسیقی کردستان با استانهای دیگر متفاوت بوده است و توجه به وضعیت موسیقی شده است و یک سری جشنواره در کردستان وجود دارد مثلا، تئاتر خیابانی در مریوان و یا جشنواره داستان نویسی در بانه یا چند سری جشنواره در شهرهای دیگر که در طول چند سال گذشته با کیفیت بهتر اجرا شدهاند. یعنی فضای فرهنگی یا فضای سیاسی و اجتماعی که آزاد باشد، در حوزه فرهنگی افرادی که کارهای فرهنگی انجام میدهند آزادانهتر میتوانند افکار خود را بیان کنند. در زمینه کتاب در پیشخوان کتابفروشیها،کتابهای خوبی منتشر شدند و در حوزه مطبوعات نیز تا حدی فشارها کمتر بوده است و تعداد مجوزهای صادر شده افزایش یافت و از این جهت میتوان تغییر خوبی را حس کرد.
مدیران فرهنگی این دیار امکان انتخاب شدن در نقاط دیگر کشور را ندارند.
یک سری موانع فقهی، فرهنگی و قانونی در جامعه ما وجود دارد مانع رسیدن ما به اهداف مدنظر میشود. مثلاً از لحاظ فرهنگی، فردی را به استان دیگری بفرستیم این شاید از نظر فقهی مشکل داشته باشد.(آسیب شناسی)
کتاب یکی از شاخصههای توسعه فرهنگی است و دنیای مجازی باعث شده است که فضای مطالعه خالی شود یعنی میتوانیم بگویم که کتابخانهها تعطیل شد عدم مدیریت شایسته برای کتابخانه و از همه مهمتر عدم ایجاد بستر استفاده صحیح از فضای مجازی و معرفی کتب اقلیتهای زبانی و دینی. آیا فضای مجازی این فضا را توانسته برای اقلیتها پرکند؟
برای فضای مجازی که خاستگاه مشخصی داشته باشد و چشم اندازی برای آن تعریف کنند کار خاصی صورت نگرفته است و جالب این است که نه جامعه نخبگان و نه NGOها به این شکل کار نکرده اند. این در حالی است که در سطح بین المللی بر روی آن خیلی کار میشود یعنی بزرگترین کتاب فروشیهای دنیا در چهارچوب دنیای مجازی کار میکنند. بنابراین برای رفع این مشکل باید دست به کار شد.
سوتیتر:
توکلی: رای مردم کرد به روحانی یک رای تحلیلی و عقلانی به امید بهبود شرایط بود
توکلی: در کردستان افراد شایسته زیادی داریم که شاید برای سمت ریاست جمهوری و وزیر شدن هم لیاقت دارند
توکلی: تحرک فرهنگی خوبی در مناطق کردنشین ایجاد شده است
(آسیب شناسی)
- نویسنده : کردستان فردا

























