پشتیبانی امارات متحده عربی از ایران در هنگامه بحران کروناویروس و ارسال کمکهای پزشکی به این کشور، بیانگر چرخش ابوظبی به شرق همزمان با کاهش قدرت جهانی آمریکا و اروپا است. امارات سالها در خط مقدم ایجاد شبکه اطلاعرسانی (یا گمراهسازی اطلاعاتی) برای هدایت تشکیلات سیاستسازی واشنگتن به سوی اتخاذ موضعی سختگیرانه در برابر جمهوری […]
پشتیبانی امارات متحده عربی از ایران در هنگامه بحران کروناویروس و ارسال کمکهای پزشکی به این کشور، بیانگر چرخش ابوظبی به شرق همزمان با کاهش قدرت جهانی آمریکا و اروپا است. امارات سالها در خط مقدم ایجاد شبکه اطلاعرسانی (یا گمراهسازی اطلاعاتی) برای هدایت تشکیلات سیاستسازی واشنگتن به سوی اتخاذ موضعی سختگیرانه در برابر جمهوری اسلامی قرار داشت.
اما با افزایش تنشها در خلیج فارس پس از خروج آمریکا از برجام، به تدریج برای امارات روشن شد که نمیتواند برای مقابله با ایران به واشنگتن تکیه کند. حملات مستقیم به تاسیسات نفتی سعودی با سکوت سهمگین واشنگتن همراه بود. این سکوت به ابوظبی و ریاض نشان داد که محدودکردن ایران بیش از این با ابزار نظامی امکانپذیر نیست- دستکم نه بدون اراده سیاسی در واشنگتن.
راهبرد ابوظبی در برابر ایران در سال گذشته تغییر چشمگیری یافته که در آن پذیرش شکست راهبرد آمریکا در ایران همزمان با پیگیری فعال یک چرخش به سوی شرق برای خنثی کردن وابستگی بیش از حدش به کاخ سفید دیده میشود. امارات اکنون در روابطش با ایران به این پند قدیمی عمل میکند: “اگه نمیتونی بزنیش، باهاش دوست شو!”
خلیفه حفتر و کمک امارات
نقش ابزاری امارات در کمک به سرنگونی محمد مرسی و کمک به پیروزی خلیفه حفتر در لیبی این اعتماد بنفس را در محمد بن زاید، ولیعهد امارات، ایجاد کرده بود که میتواند با حمایت یک محور استبدادی، نوعی امپراطوری تجاری اماراتی ایجاد کند. با تمرکز قدرت ابوظبی بر فدراسیون 7-امیرنشین، “کارت ایران” میتوانست وارد بازی شود و امیرنشینهای شمالی به ویژه دبی را به پیروی وادار کند.
بنابراین، ممنوعیت شدید و پیشگیری سختگیرانه از فعالیتهای نفتی با ایران و کمک به ایران برای دور زدن تحریم های ایران در دبی بیش از آنکه در راستای خشنودی دولت ترامپ انجام بشود به عنوان ابزاری برای محدود کردن هرگونه جاهطلبی در دبی، شارچه یا راسالخیمه در زمینهی حفظ یک پیوند مستقل با جمهوری اسلامی بود.
کارت ایران همچنین میتوانست در واشنگتن وارد بازی شود تا نقش ابوظبی به عنوان یک متحد قابل اعتماد در حمایت از سیاست “فشار حداکثری” دولت ترامپ علیه ایران را اثبات کند. لحن خصمانه و ضدایرانی ابوظبی همواره واشنگتن را مشغول نگه داشته و باعث شده آمریکا چشمانش را به روی نقض قوانین بین المللی از سوی امارات در لیبی و جرایم جنگی این کشور در یمن ببندد.
با اینحال در تابستان 2019 میلادی و بروز خطر تبدیل فشار حداکثری آمریکا علیه ایران به رویارویی نظامی، ابوظبی دریافت که ایجاد توازن بین ملاحظات امنیت ملی و سیاست بیمارگونه آمریکا در برابر ایران میتواند به بندبازی خطرناکی تبدیل شود. بنابراین همزمان با حمایت رسمی از تلاشهای آمریکا برای محدود کردن فعالیتهای ایران در منطقه، نشانههای روزافزونی از مشارکت مستقیم با ایران در تلاش برای کاهش تنشها پدیدار شد.
چرخش راهبردی ابوظبی
این حقیقت که امارات مدتها قبل و هنگام حمله به نفتکشهای اماراتی در ساحل فجیره انگشت اتهام را به سوی ایران نگرفت بیانگر چرخش راهبردی ابوظبی در برابر تهران از تقابل به مشارکت است. در یمن نیز زمانی که امارات پذیرفت که در نبرد با حوثیها است، ابوظبی تمرکزش را به سوی تضمین دسترسی به اقیانوس هند از طریق نیابتی خودش یعنی مجلس انتقالی جنوبی دگرش داد- که به جای آسیب زدن به سیاست ایران در یمن، بیشتر به زیان سیاست عربستان سعودی در یمن بود.
همچنین پاسخ پویای امارات به کووید-19 در داخل به ابزاری برای توانافکنی فرامرزی ابوظبی تبدیل شده است. کمک ابوظبی به ایران از سوی یک ابوظبی مدعی ارائه میشود که تلاش دارد اتحادها و مشارکتهایی را برای تحکیم محور استبدادی و قدرتگرای خود ایجاد کند.
ابوظبی امیدوار است که با ایفای نقش یک طرف گفتگوی کلیدی با محور سه گانهی روسیه، چین و ایران از بحران کووید-19 برای ارتقای جایگاه خود در بازی بزرگ قدرت در زمان پسا آمریکا بهرهبرداری کند. همراه با رشد روابط با دولت پنهان پوتین و قلب قدرت در چین، حمایت از ایران در هنگامه بحران کروناویروس نیز بخشی از مسیر تازه امارات برای چرخش به سوی شرق است چرا که آمریکا و اروپا به دلیل همهگیری کووید-19 ناگزیر باید بیش از پیش قدرت سخت و نرم جهانیشان را کاهش دهند.
- نویسنده : کریگ آندریاس
- منبع خبر : میدلایستآی (انگلستان)
لینک کوتاه : https://kurdistanefarda.ir/?p=6022