شیوع ویروس کرونا موجب طرح سلسله بحثهایی در مورد تاثیر احتمالی این بیماری بر روند بین المللی شده تا آنجا که برخی دنیای پساکرونایی را کاملا بیشباهت به دنیای پیشاکرونایی دانسته اند. نگارنده در زمره کسانی است که اعتقادی به تاثیر عمده و تعیین کننده کرونا بر روندها و نظام بین المللی ندارد. تاثیر کرونا […]
شیوع ویروس کرونا موجب طرح سلسله بحثهایی در مورد تاثیر احتمالی این بیماری بر روند بین المللی شده تا آنجا که برخی دنیای پساکرونایی را کاملا بیشباهت به دنیای پیشاکرونایی دانسته اند. نگارنده در زمره کسانی است که اعتقادی به تاثیر عمده و تعیین کننده کرونا بر روندها و نظام بین المللی ندارد. تاثیر کرونا تا کنون تنها در حد تقویت و تضعیف یا تاخیر و تسریع در برخی روندها بوده و در آینده نیز بعید است که بتواند تاثیری جز این داشته باشد.
خلاصه اهم برخی بحثها در این رابطه به شرح زیر است:
1- – کرونا در دوره اوج خود بیشک موجب تضعیف روند جهانی شدن شده؛ چرا که حرکت آزاد افراد، کالا و سرمایه در سطح جهانی را مختل کرده و زنجیره عرضه بین کشورها و ارتباط بین تولید کنندهها در کشورهای مختلف را قطع کرده است. کرونا همچنین موجب شده تا مردم در هر کشوری برای کمک متوجه دولت خود شوند و توجه به درون و میل به خودکفایی در برخی حوزهها موجب تقویت دولتها و افزایش تنش بین برخی کشورها شده است. این در حالی است که روند جهانی شدن در جهت تضعیف مرزهای ملی و دولت های ملی است. اما این اثرات سوء بر روند جهانی شدن تنها ناشی از الزامات انواع قرنطینهها و سیاستهای اقتصادی مربوطه است و با غلبه بشر بر این ویروس و برداشته شدن قرنطینهها دلیلی ندارد که شرایط از این جهات به وضع عادی بازنگردد و کشاکش معمول بین عوامل مثبت و منفی در سیر روند جهانی شدن مجددا از سر گرفته نشود.
عوامل مثبت مانند توسعه وسائل ارتباطی، تقسیم کار در سطح جهانی، وابستگی فزاینده کشورها به هم، ماهیت جهانی فنآوریهای جدید، مرزنشناسی عوامل بیماریزا و تهدیدات زیست محیطی و … همچنان موجب تقویت روند جهانی شدن خواهند بود. البته این روند به دلایلی مانند افزایش دستمزدها در چین و دیگر کشورهای در حال توسعه، سیاست کاهش گاز کربن، توسعه روباتها و اتوماسیون و چاپ سه بعدی و عوامل سیاسی مانند مخالفت با فرار مشاغل از غرب و نقش جریانهای پوپولیستی همچون گذشته تحت فشار قرار خواهد داشت.
2- جنبش پوپولیسم در سطح جهانی تحت تاثیر کرونا تا حدودی تضعیف شده است. تعلل رهبران پوپولیست راست و چپ در آمریکا، برزیل، مکزیک و حتی انگلیس در جدی گرفتن کرونا و ناکارآمدی نسبی آنها در مبارزه با آن در مقایسه با رهبران لیبرال و تخصصگرا چون مرکل یکی از علل این تضعیف است. مشکل دیگر پوپولیستها این است که حربه اصلی آنها در عوامفریبی یعنی دوئیتی که آنها معمولا بین “نخبگان فاسد – تودههای محروم” قائل میشوند، در قضیه کرونا کاربردی ندارد و برعکس نیاز به نخبگان و دانشمندان و اقتصادانان در این مورد مسلم است. البته با خاتمه کرونا شرایط در این حوزه نیز میتواند به روال قبل بازگردد.
3- سوال مهم دیگر این است که آیا پاندمی کرونا موجب تحولی در موازنه قوا در سطح بینالمللی خواهد شد یا خیر. در این حوزه تاثیر کرونا میتواند محدود به این باشد که کشورهایی مانند کره جنوبی، سنگاپور، چین، آلمان و … که در مبارزه با ویروس موفقتر عمل کرده اند، ممکن است به لحاظ اقتصادی در موقعیت بهتری برای رقابت قرار گیرند. مهمترین وجه این بحث به امکان سرعت گرفتن تبدیل چین به محور اقتصاد جهانی مربوط است. سرعت رشد اقتصاد چین به دلیل ظرفیتهای نسبتا خالی همیشه طی 30 سال گذشته از سرعت رشد اقتصادهای غربی بیشتر بوده است.
ترامپ از یک سو با اتخاذ برخی تدابیر تجاری در جهت کاستن از سرعت رشد چین تلاش کرده و از سوی دیگر با خالی کردن برخی عرصههای بینالمللی به چین امکان بیشتری برای حضور در نهادها و روند بین المللی داده است. اگر چه لطمه ناشی از کرونا به اقتصاد چین کمتر از لطمه آن به اقتصاد آمریکا بوده و ممکن است چین از این جهت در موقعیت بهتری قرار گرفته باشد، اما مولفههای اصلی این رقابت از قبل وجود داشته و در دوره پساکرونایی نیز تداوم خواهند داشت. البته برخی عوامل مانند احتمال توسل آمریکا به تحریمهایی علیه چین به بهانه شفاف نبودن چین در قضیه کرونا و ادامه کندی روند جهانی شدن میتوانند به ضرر چین عمل کند.
- نویسنده : کوروش احمدی
- منبع خبر : روزنامه اعتماد
لینک کوتاه : https://kurdistanefarda.ir/?p=6059