تبعیض ،چرایی و پیامدها تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران
تبعیض ،چرایی و پیامدها تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران

تبعیض ،چرایی و پیامدها تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران به‌خصوص در مناطق حاشیه‌ای آکنده از تعارضات، جدال و تنش‌های متعدد بین واحدهای قومی و حکومت‌های مرکزی است. سرفصل تمامی این وقایع ناگوار تنها و تنها تبعیض و نوعی از احساس تبعیض در بین مردم این مناطق بوده است. عبور ایران از شرایط سخت دوران گذار […]

تبعیض ،چرایی و پیامدها تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران به‌خصوص در مناطق حاشیه‌ای آکنده از تعارضات، جدال و تنش‌های متعدد بین واحدهای قومی و حکومت‌های مرکزی است. سرفصل تمامی این وقایع ناگوار تنها و تنها تبعیض و نوعی از احساس تبعیض در بین مردم این مناطق بوده است.

عبور ایران از شرایط سخت دوران گذار در عصر پهلوی‌های اول و دوم و تأکید بر مدرن سازی ایران با استفاده از تئوری‌های تک خطی مدرنیزاسیون و سعی بر مشابه سازی و استحالۀ تنوعات قومی و فرهنگی در فرهنگ مسلط، زمینۀ مناسبی را برای تبعیض نهادینه و تنش در سوی سوی ایران  فراهم ساخت.

آذربایجان غربی از آن مناطق و استان‌های حاشیه‌ای بود که در آن دوران همواره مورد بی مهری و موضوع مشابه سازی و رفع تفاوت‌ها بوده، که این مسئله عامل به‌وجود آمدن احساس تبعیض عمیق در ذهن شهروندان این استان شده است، استانی که نماد تنوعات و تفاوت‌های مذهبی، قومی، زبانی و فرهنگی می‌باشد.

تبعیض و احساس تبعیض در این استان در دوران پهلوی محصول نگاه این حکومت به توسعه بود، که همۀ استان و بخش های حاشیه‌ای کشور را درگیر کرده‌بود. اولین نشانه‌های تبعیض قبل از این‌که اقتصادی باشد سیاسی و فرهنگی بوده که این نوع تبعیض در لایه‌های پنهان برنامه‌های مدرن‌سازی پهلوی که در چارچوب گفتمان ناسیونالیسم قومی پیگیری می‌شد نهفته بود، که به شیوه‌ای تاریخی این تبعیض را نهادینه ساخت. با وجود دگرگونی‌های کلان در شیوۀ مدیریتی و مبانی نظری جمهوری اسلامی و پهلوی، بعد از انقلاب نیز این احساس تبعیض به دلایل زیر ادامه پیدا کرد:

– جنگ تحمیلی؛ جنگ آسیب جدی به اقتصاد کشور وارد کرد و باعث تغییر در برنامۀ کلان دولت جدید از توسعه محور بودن به محوریت امنیت گردید، که همۀ کشور را دچار نوعی رکود و توقف همۀ جنبه‌های توسعه ساخت (سیاسی، اقتصادی و اجتماعی)

– جنگ داخلی در کردستان؛ این جنگ محصول شرایط آنومیک بعد از انقلاب و برخی دلایل دیگر -که خود ناشی از تبعیض تاریخی در این نواحی است- بود، این موضوع باعث گردید حکومت تازه تأسیس به جای توسعه و رفع تبعیض و کاستی‌ها، با امنیتی‌کردن شرایط در این مناطق موضوع توسعه را در درجۀ چندم اولویت قرار دهد.

-گفتمان سیاسی دولت جدید که مهمترین دال گفتمانی آن ناسیونالیسم مذهبی بود؛ این مؤلفۀ گفتمانی به نوعی ادامۀ تبعیض در این مناطق -که دارای مذهبی متفاوت از مذهب رسمی کشور بودند- دامن می‌زد. چرا که دولت جدید نتوانسته‌بود مفاهیم و شرایط جدید را در این گفتمان مدیریت نماید.

– ناسیونالیسم مذهبی توانسته بود به کمک ناسیونالیسم قومی بیاید و در این استان دو قطبی مذهبی اکنون با دوقطبی قومی متراکم گردیده و شکافی بزرگ را در استان آذربایجان غربی به‌وجود آورد که تاثیر زیادی بر چهرۀ مدیریتی استان گذاشته و یکی از عوامل اصلی در به وجود آمدن احساس تبعیض در این استان است.

– بومی سازی مدیران بعد از انقلاب به نفع یک گروه قومی و مذهبی باعث انزوای بیشتر گروه قومی و مذهبی دیگر شده و این، احساس تبعیض را محلی‌تر و ملموس‌تر کرده است.

تداوم این شرایط با وجود تغییرهای گستردۀ اجتماعی، سیاسی و امنیتی در ایران و این منطقۀ به‌خصوص و نمود آن در بودجه‌های نامتوازن و تخصیص ناعادلانۀ امکانات، شکل نوعی تبعیض نهادی پیدا کرده و جامعه را تبدیل به دو قطب می‌کند.

حال بعد از گذشت حدود چهار دهه از انقلاب اسلامی، تثبیت نظام و جابجایی‌های ممتد در شیوۀ مدیریت کشور توسط مکانیسم‌های انتخاباتی و وجود تجربه‌های متعدد در شیوۀ نگرش به توسعه و قرارگرفتن توسعۀ سیاسی در برنامۀ برخی از دولت‌ها برای به مشارکت طلبیدن تنوعات فرهنگی، قومی و مذهبی در پروسۀ سیاسی کشور پیشرفتی در امر محو تبعیض، آثار و پیامدهای آن در این منطقه و به‌خصوص در این استان حاصل نشده است.

تبعیض در استان آذربایجان غربی به درد چنان مزمنی تبدیل شده است که هر کدام از شهرهای جنوبی این استان در سودای تشکیل یک استان جدید و ملحق شدن به آن می باشند تا بلکه از نگاه بخشی‌نگر و طلسم تبعیض در این استان رهایی یافته دست‌کم شرایطی شبیه استان‌های دیگر بر آن‌ها حاکم گردد.

در واقع تبعیض در یک جامعۀ قطبی شده، خطرناک‌ترین عامل بروز تنش و ناسازواری های سیاسی است، که می‌تواند به شیوه‌ای جدی اعتماد و انسجام درونی یک جامعه را که اتفاقاً در بسیاری از موارد دستاویز روا داشتن تبعیض می شود، مورد هدف قرار دهد.

ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه استقرار امنیتی پایدار استقرار نظمی عادلانه است که در آن هر بخش از اعضای یک جامعه دارای نقش فراخور خود بوده و از برخورداری‌های این جامعه به شیوه‌ای برابر و عادلانه بهره‌مند باشند. رفع نگاه بخشی‌نگر به مناطق این استان، عبور از پارادایم امنیت محور و جایگزینی پارادایم توسعه محور، به مشارکت طلبیدن تنوعات قومی و مذهبی در مدیریت کلان استان و رواداشتن تبعیض مثبت و بودجه‌های جهشی می‌تواند از برنامه هایی باشد که به رفع تبعیض و محو احساس تبعیض در این استان که به شیوه‌ای تاریخی در بخش بزرگی از شهروندان این استان که عمدتاً  کُرد می باشند وجود دارد، بنماید، تا سهم این استان در تأمین امنیت ملی و بیمۀ آن بالا رفته و نقش تاریخی تبعیض در ایجاد شکاف‌های بزرگ اجتماعی در آن محو گردد.

در واقع وجود چنین تبعیض‌هایی بیش از هر دشمن خارجی می‌تواند امنیت ملی را تهدید نماید، که این خود در تضاد آشکار با ارادۀ حاکمیت در سطح کلان و قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده که ارادۀ ملت را بدون هیچ گونه تبعیضی در مشارکت سیاسی و اجتماعی به رسمیت شناخته است؛ بنابراین امید می رود مسئولان این استان فارغ از نگاه بخشی به این مسائل نگریسته، شیوۀ مدیریت خود را بازنگری کرده، زمینه های هر نوع تنش و نا امنی که بیش از هر چیز از شرایط ناعادلانه و عدم وجود برابری نسبت به تنوعات مذهبی و قومی تغذیه می شود را از بین ببرند.

 

  • نویسنده :    آزاد محمدیانی