راهبرد امریکا برای پاسخ به خلاء قدرت در افغانستان چیست؟
راهبرد امریکا برای پاسخ به خلاء قدرت در افغانستان چیست؟

نزدیک به دو دهه از حضور ایالات متحده امریکا در افغانستان می گذرد بدون آنکه این کشور در نتیجه حضور خود، امنیت و نیز دولت قوی در افغانستان ایجاد کند. در این یادداشت سعی نخواهیم کرد به این موضوع بپردازیم که آیا امریکا از افغانستان خارج خواهد شد و یا نه؟ بلکه فرض را برآن […]

  1. نزدیک به دو دهه از حضور ایالات متحده امریکا در افغانستان می گذرد بدون آنکه این کشور در نتیجه حضور خود، امنیت و نیز دولت قوی در افغانستان ایجاد کند. در این یادداشت سعی نخواهیم کرد به این موضوع بپردازیم که آیا امریکا از افغانستان خارج خواهد شد و یا نه؟ بلکه فرض را برآن می گیریم که در صورت خروج احتمالی آمریکا از افغانستان، بزرگترین معضل این کشور چه خواهد بود؟ و این معضل چه تبعاتی را برای امریکایی ها به ارمغان خواهد آورد؟

خلاء قدرت، معضلی اساسی برای آمریکا

ایالات متحده امریکا به بهانه مبارزه با تروریسم و در واقع به منظور هژمونی و گسترش قدرت  خود که  پاسخی بر خلاء راهبردی امنیتی پس از پایان جنگ سرد محسوب می شد، از حادثه 11 سپتامبر نهایت بهره برداری را نمود تا از این طریق به منظور هژمون شدن در نظام بین الملل اقدام نماید.
از نظر جان مرشایمر “قدرت های بزرگ به دنبال بیشینه سازی قدرت به منزله هدف تا کسب جایگاه هژمونیک هستند”. نظریه رئالیسم تهاجمی تا حدودی می تواند حمله آمریکا به افغانستان را توضیح دهد. اما مسئله تنها به حمله و اشغال یک کشور ختم نمی شود بلکه ایجاد ساختار قدرت پس از فروپاشی یک دولت چالشگر توسط امریکا نیز اهمیت وافری دارد. ایالات متحده پس از اشغال افغانستان در شکل دهی به ساختار قدرت قوی و ایجاد امنیت، موفقیتی به ارمغان نیاورد و در نتیجه در یک باتلاق عمیق گرفتار شد.
اکنون به دنبال خروج از این باتلاق بوجود آمده، پس از حدود دو دهه مبارزه با طالبان می باشد. هرچند آمریکا در شکل دهی به ساختار قدرت قوی و موفق در افغانستان ناکام ماند خروج احتمالی ایالات متحده ممکن است خلاء قدرت در افغانستان را بیش از پیش گسترده کند و این مسئله معضلاتی را برای آمریکا پدید خواهد آورد. امری که ناشی از دو دهه شکست امریکا در دولت سازی در افغانستان است.

خلاء قدرت و بازیگران چالشگر و رقیب آمریکا

هرچند که ایالات متحده در شکل دهی به ساختار قدرت (به هر شکلی از آن) در افغانستان موفق نبوده است و در حالت کنونی نیز دولت-ملت سازی را به کنار می گذارد، اما خروج ناگهانی امریکا از افغانستان به حذف کامل ساختار قدرت در افغانستان می انجامد.
این خلاء خلاء قدرت دائمی نیست و این خلاء قدرت توسط سایر بازیگران به یک رقابت تبدیل خواهد شد. این رقابت آغازی بر مسائل دیگر خواهد بود و از آنجایی که دولت افغانستان به تنهایی قادر به پر کردن خلاء قدرت نمی باشد و از سوی دیگر کشمکش ها و مبارزات به منظور پر کردن خلاء قدرت افزایش می یابد، ممکن است این رقابت حتی جنبه بین المللی و منطقه ای به خود بگیرد و با نفوذ بازیگران متعدد به یک نظم امنیتی جدید منطقه ای یا بین المللی شکل دهد. این موضوع با توجه به آنکه سیستم بین الملل در حالت گذار قرار گرفته است برای آمریکایی ها بسیار ناگوار خواهد بود.

 راهبرد امریکا برای پاسخ به خلاء قدرت در افغانستان چیست؟

بنابراین پر کردن خلاء قدرت توسط رقبای آمریکا تهدیدی جدی علیه این کشور است چرا که ورود چین یا روسیه به افغانستان و نفوذ در آن میتواند به چالشی جدی علیه امریکا تبدیل شود. برای مثال جمهوری خلق چین که مدتها اسیر محدودیت های ژئوپلتیکی است و به دنبال خارج شدن از این محدودیت هاست ممکن است به افزایش نفوذ خود در افغانستان مبادرت ورزد. از این رو ایالات متحده به دنبال خنثی سازی این اقدامات از سوی کشورهای دیگر است. آمریکا با بازیگران متعددی در منطقه مواجه است که قادر می باشند خلاء موجود را پر کنند.  بنابراین با توجه به شرایط موجود، پرکردن خلاء قدرت توسط قدرت های رقیب و چالشگر ایالات متحده، بدترین سناریو پس از خروج این کشور از افغانستان برای امریکا خواهد بود.

خلاء قدرت و سیطره کامل طالبان بر افغانستان

دولت حاکم در افغانستان ضعیف است و از سویی هم پیمان ایالات متحده امریکا محسوب می شود. با خروج امریکا از افغانستان، دولت مرکزی بیشتر از چند ماه در برابر طالبان قدرت ایستادگی و مقاومت ندارد. هیچ تضمینی نیز مبنی بر پایان خشونت در افغانستان و یا به دست آوردن قدرت توسط طالبان از طریق انتخابات و یا ابزار غیر نظامی و مدنی وجود ندارد. این مسئله باتوجه به ضعف نیروهای نظامی دولت افغانستان اوضاع را پیچیده تر و سخت تر خواهد کرد.
ایالات متحده امریکا نزدیک به دو دهه حضور نظامی خود در افغانستان در شکل دهی به نیروی نیابتی قوی و نیز گروه مسلحی که بتواند اهداف امریکا را پیاده نماید و اجرا کند، ناموفق بوده است و در مقابل گروه طالبان، پس از اشغال افغانستان توسط امریکا، با تجدید قوای مجدد توانستند در حال حاضر ولایات گسترده ای را تحت سیطره خود قرار دهند. پس از خروج ایالات متحده امریکا از افغانستان، به احتمال زیاد دامنه خشونت ها میان طالبان، قومندانان و زورمندانمحلی و دولت مرکزی افغانستان افزایش می یابد و احتمال سیطره کامل طالبان در افغانستان وجود دارد. هرچند سیطره کامل طالبان، اوضاع را به دوران 11 سپتامبر باز نمی گرداند.ولیکن این مسئله خود تهدیدی بالقوه برای منافع ایالات متحده امریکا خواهد بود.

نتیجه گیری

ایالات متحده آمریکا از مشکلات پس از خروج خود از افغانستان آگاهی دارد. شاید نگرانی آنها از نفوذ قدرت منطقه ای و یا فرامنطقه ای دیگر در افغانستان بسیار زیاد باشد و یا آنکه از استیلاء کامل طالبان نگران باشند ولیکن امریکا به دنبال خنثی سازی تهدیدات ناشی از طالبان می باشد به گونه ای که پس از خروج احتمالی، تهدیدی از جانب طالبان متوجه آمریکا نگردد و از جهت دیگر بازیگر دیگری معادلات افغانستان را به نفع خودش تغییر ندهد.
از این رو ممکن است امریکا دو سناریو را انتخاب کند. سناریوی اول این است که تا خروج خود را با کارشکنی در مذاکره با طالبان به تاخیر بیاندازد. دومین سناریو که از احتمال بسیار بالایی برخوردار است ایجاد زمینه شکل گیری یک آشوب بلند مدت در افغانستان است. این آشوب به امریکا کمک میکند تا با بهره گیری از زمین سوخته ابتدا اجازه برداشت منافع را به رقبای خود ندهد و از سوی دیگر هزینه امنیتی و اقتصادی آنها را در جت کنترل این آشوب افزایش دهد.
  • نویسنده : کردستان فردا
  • منبع خبر : سایت مطالعات افغانستان