به گزارش کردستان فردا، همهچیز را نمیتوان با درجه و عنوان سازمانی سنجید. گاهی برای شناخت یک نظامی، باید به مسیری نگاه کرد که پشت سر گذاشته، تجربههایی که اندوخته و باوری که در تعریفش از خدمت همچنان پابرجاست.
سروان سعید نیکنژاد که علاقه به حرفه پلیسی او را به دانشگاه علوم انتظامی کشاند، در سال ۱۳۹۲ وارد این دانشگاه شد و پس از پایان تحصیلات در سال ۱۳۹۶، خدمت خود را در مرزبانی استان کرمانشاه و هنگ مرزی ثلاث باباجانی ادامه داد. او پس از چند سال تجربه میدانی، با توجه به شرایط شخصی و علاقه به حوزه آموزش، این مسیر را به سمت تربیت نیروهای تازهوارد تغییر داد و در سال ۱۴۰۲ فعالیت خود را در مرکز آموزش شهید رجایی آغاز کرد.
به گفته او، سالانه بیش از ۵۰۰ سرباز در دورههای آموزشی این مرکز حضور پیدا میکنند؛ جوانانی از نقاط مختلف کشور که در کنار آموختن مقررات و انضباط، برای پذیرش مسئولیتهای آینده آماده میشوند. در چنین محیطی، نقش مربی تنها به آموزش محدود نیست؛ نحوه برخورد با سربازان نیز بخشی از تجربهای است که از دوران خدمت در ذهن آنان باقی میماند.
فرماندهی؛ اقتدار در کنار اخلاقمداری
سروان نیکنژاد در توصیف نگاه خود به فرماندهی میگوید: «دیدگاه خدمتی من، دیدگاه محبتی و دلی است.»
این جمله، محور نگاه او به رابطه فرمانده و سرباز را نشان میدهد؛ رابطهای که در آن، اجرای مقررات لزوماً به معنای فاصلهگرفتن از همدلی و احترام نیست. او معتقد است ارتباط انسانی و اعتماد متقابل میتوانند زمینهساز انگیزه بیشتر و پذیرش بهتر مسئولیتها باشند.
این نگاه در امتداد تأکید سردار احمد سلیمانی، فرمانده مراکز آموزش فراجا، بر اخلاقمداری در برخورد با سربازان قرار میگیرد. در محیط آموزش نظامی که انضباط و سلسلهمراتب جایگاه مشخصی دارند، توجه به اخلاق و شأن انسانی سربازان اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ چراکه شیوه برخورد فرماندهان و مربیان، در کنار آموزشهای رسمی، بخشی از تجربه خدمت سربازان را شکل میدهد.
از این منظر، رویکردی که نیکنژاد از آن سخن میگوید، بازتابی از همان اهمیتدادن به اخلاق در رابطه فرمانده و سرباز است؛ رویکردی که ارزش آن زمانی آشکار میشود که از سطح توصیه فراتر برود و در رفتار روزمره، نحوه اجرای مقررات و برخورد با نیروهای تحت امر نمود پیدا کند. به بیان دیگر، اخلاقمداری زمانی در محیط آموزشی معنا مییابد که سرباز در کنار رعایت انضباط، احترام و انصاف را نیز تجربه کند.
نیکنژاد درباره میزان محبوبیت خود میان سربازان نیز با لحنی صمیمی میگوید: «محبوبیت من از دید دیگران، پس باید دیگران نظر بدن.»
او قضاوت درباره خودش را به دیگران واگذار میکند؛ موضوعی که یادآور یک نکته مهم است: ارزیابی شیوه فرماندهی، علاوه بر دیدگاه شخص فرمانده، به تجربه کسانی بستگی دارد که در عمل با او همکاری کردهاند.
از مرز تا آموزش؛ یک هدف مشترک
تجربه مرزبانی و فعالیت در حوزه آموزش، دو مرحله متفاوت از مسیر حرفهای نیکنژاد هستند؛ یکی در ارتباط مستقیم با مأموریتهای مرزی و دیگری در آمادهسازی نیروهای تازهوارد.
او درباره تفاوت این دو حوزه میگوید: «اگر هدف خدمت باشد، تفاوتی نخواهید دید؛ هر دو مقدساند، یکی امنیت در مرز و دیگری امنیت در شهر.»
این پاسخ، بیانگر نگاه او به هدف مشترک این مسئولیتهاست. تجربه میدانی در مرزبانی اکنون در محیطی متفاوت به کار گرفته میشود؛ جایی که انتقال تجربه، آموزش اصول حرفهای و آمادهسازی سربازان برای ادامه خدمت اهمیت دارد.
خاطرهای که از ذهن پاک نمیشود
در میان خاطرات سالهای خدمت، یکی از تلخترین تجربههای نیکنژاد به روزهای پایان دوره چهارساله دانشگاه علوم انتظامی بازمیگردد؛ زمانی که پس از سالها آموزش، آماده دریافت درجه و آغاز مرحلهای تازه از زندگی حرفهای بود.
در مسیر بازگشت به منزل، دو نفر از دوستان صمیمی و همکلاسیهای چهارساله او دچار سانحه رانندگی شدند و جان باختند. نیکنژاد این اتفاق را غمانگیزترین خاطرهای میداند که هیچگاه از ذهنش پاک نخواهد شد؛ فقدانی که در روزهای آغاز زندگی حرفهای، خاطره پایان یک دوره مهم را با اندوهی ماندگار درآمیخت.
در سوی دیگر خاطرات او، همراهی با سربازانی قرار دارد که از شمال تا جنوب ایران به مرکز آموزش آمدهاند. آشنایی با جوانانی از مناطق و پیشینههای مختلف، از بخشهای خوشایند فعالیت او در حوزه آموزش است؛ تجربهای که در کنار خاطرات تلخ، بُعد انسانی سالهای خدمت را شکل میدهد.
آموزش؛ فراتر از مقررات
نیکنژاد از روحیه جهادی و انقلابی، همدلی، نوعدوستی، معرفت و ایمان بهعنوان ویژگیهایی یاد میکند که مایل است در سربازان تقویت شوند. در این نگاه، آموزش تنها به انتقال مقررات و مهارتها محدود نیست، بلکه شکلگیری نگرش و مسئولیتپذیری نیز اهمیت دارد.
البته تحقق این اهداف به رفتار عملی مربیان، کیفیت آموزش و نحوه اجرای منصفانه مقررات وابسته است. ارزشهایی مانند احترام و همدلی زمانی ماندگار میشوند که سربازان آنها را در محیط واقعی خدمت تجربه کنند؛ موضوعی که اهمیت اخلاقمداری در فرماندهی را دوچندان میکند.
وطن؛ معنای فراتر از یک واژه
وقتی گفتوگو به ایران و احساس او نسبت به وطن میرسد، نیکنژاد از پیوند باورهای اعتقادی خود با مسیر خدمت سخن میگوید و بر آمادگی برای دفاع از کشور تأکید میکند.
او در بیان این احساس میگوید: «تا پای جان برای ایران و خاکش خواهیم جنگید و خواهیم ماند و دفاع خواهیم کرد تا خاکی که شهیدان برایش خون دادهاند به دست نااهلان و اجنبیها نیفتد.»
این سخنان، بازتاب تعهدی است که او برای خود تعریف میکند؛ تعهدی که در روایتش با یاد شهدا و مسئولیت حفاظت از سرزمین پیوند خورده است.
آنچه از یک مسیر باقی میماند
مسیر سروان سعید نیکنژاد، از دانشگاه علوم انتظامی تا مرزبانی و سپس میدان آموزش، تجربههای متفاوتی را در بر میگیرد. در روایت او، خدمت، تربیت نیرو و رابطه انسانی میان فرمانده و سرباز، بخشهای جداییناپذیر این مسیرند.
بااینحال، شناخت یک فرمانده تنها با شنیدن دیدگاههای خودش کامل نمیشود. تجربه سربازان و همکاران و کیفیت عملکرد در موقعیتهای واقعی نیز در ترسیم تصویری منصفانه اهمیت دارند.
در نهایت، آنچه از یک فرمانده باقی میماند، تنها درجه و عنوان سازمانی نیست؛ بلکه شیوه رفتار، مسئولیتی است که میپذیرد و اثری است که بر نیروهای همراه خود میگذارد. اخلاقمداری زمانی به بخشی ماندگار از فرهنگ فرماندهی تبدیل میشود که در همین رفتارهای روزمره دیده شود.
- نویسنده : عرفان کرمی


























