طرح جهش بزرگ حاکمان چین کمونیست بعد از انقلاب و به دست گرفتن قدرت، مثل همه نظام های ایدئولوژیک و آرمانگرا، به دنبال ایجاد آرمان شهری مملو از عدالت و رفاه نه تنها برای ملت چین بلکه برای کل بشریت بودند. برخلاف آرمانشهر موعود کمونیستهای چینی، فقر روز به روز چهره کریه خود را بیشتر […]
طرح جهش بزرگ
حاکمان چین کمونیست بعد از انقلاب و به دست گرفتن قدرت، مثل همه نظام های ایدئولوژیک و آرمانگرا، به دنبال ایجاد آرمان شهری مملو از عدالت و رفاه نه تنها برای ملت چین بلکه برای کل بشریت بودند.
برخلاف آرمانشهر موعود کمونیستهای چینی، فقر روز به روز چهره کریه خود را بیشتر نشان میداد. رفیق مائو چاره کار را در انقلابی دیگر ديد، که آنرا “جهش بزرگ” نام نهاد. جوهره اصلی انقلاب جدید رشد سریع توامان کشاورزی و صنعت بود، که البته شالوده آن بر بنیانهای غیر واقعبینانه و انگیزه کش کمونیستی و توهمات مائو استوار بود.
هرچه تلاش بیشری می شد و منابع بیشتری به این برنامه اختصاص داده می شد، نتیجه عکس بیشتری گرفته می شد. متاسفانه قوانین علم اقتصاد به اراده و دستور رفیق مائو رفتار ذاتی و طبیعی خود را عوض نکردند و بیتوجه به اراده این و آن راه خود را می رفتند، در نتیجه قحطی و گرسنگی موجب تلف شدن حداقل سی میلیون چینی شد . تا آنجا که لیوشائوچی معاون مائو از رنجی که مردم بابت اجرای این برنامه متحمل شده بودند رسماً عذرخواهی کرد. نهايتاً علیرغم اصرار مائو بر درست بودن ایده و بد اجراء شدن آن، برنامه جهش بزرگ کنار گذاشته شد.
موانع رسیدن به جهش بزرگ
مائو سخت به دنبال پیدا کردن مقصرانی بود که موجب شکست برنامه نبوغ آمیز او شده بودند. او بزودی مقصران را پیدا کرد. مسئولین و مردمی که با آلوده بودن به خصلتهای بورژوازی ( مخلوطی از تمايل به سرمایه داری و اشرافیگری ) موجبات به ثمر نرسیدن جهش بزرگ را فراهم کرده بودند.
انقلابی جدید با نام انقلاب فرهنگی
پس ضرورت راه اندازي انقلابی دیگر برای پاكسازی و خالص کردن دولت و جامعه از آلودگی بورژوائی شديداً احساس شد . اسم انقلاب جدید “انقلاب فرهنگي” بود.
دهها هزار كادر حزبي، نظامي، هنرمند، روزنامهنگار و مردم عادی زندانی، شکنجه، تحقیر و بیش از ١/۵ میلیون نفر کشته شدند. مثلاً : دنگ شیائوپینگ معمار چین جدید بعنوان کارگر ساده برای کار در کارخانه تراکتور سازی به استانی دور افتاده تبعید شد، گاردهای سرخ پسرش را از طبقه دوم به پایین پرت کردند که موجب قطع نخاع او شد. اما انقلاب فرهنگی نتیجه که نداد بماند وضع را از آنچه که بود هم بدتر کرد. بعد از چند سال دنگ شیائوپینگ آلوده به خصلت بورژوائی!! را با بوق و کرنا به پایتخت فرا خواندند و پست معاونت نخست وزیر را به او دادند. انقلاب فرهنگی هم مثل برنامه جهش بزرگ در نیمه راه متوقف شد.
اقتصاد جمهوری اسلامی
بعید است چه موافق و چه مخالف جمهوری اسلامی، کسی به عدم موفقیت جمهوری اسلامی در حوزه اقتصاد اعتقاد نداشته باشد. اما همه این افراد در مورد چرائی این عدم موفقیت یکسان نمی اندیشند. بسیاری از موافقان سرسخت نظام بر این باورند که علت العلل عدم موفقیت در حوزه اقتصاد وجود مدیرانی با تفکر لیبرالی در دولتها بوده و هست و تا این لیبرالها پاکسازی و جوانان انقلابی جایگزین آنها نشوند اقتصاد ما به سامان نمیرسد.
متاسفانه یا خوشبختانه، اقتصاد ساز و کار جهانشمول خود را دارد، نه به اراده رفیق مائو ماهیت ذاتی خود را تغيير ميدهد و نه به خواست جوانان انقلابی قوانین خود را عوض می کند. مثلاً اگر به هر دليلي رشد نقدينگي بيش از رشد اقتصادي باشد، چه تدبیر امور دست جوانان انقلابي باشد و چه ليبرالها بدون برو برگرد به نسبتی معین تورم افزایش پیدا می کند.
چينیها بعد از سي سال تجربههاي ناموفق و پرهزينه بالاخره قبول كردند مدیریت اقتصادی الزامات خاص خود را دارد و تابع بايد و نبايدهاي ايدئولوژيك آنها نيست.رمز موفقیت ملزم بودن به الزامات توسعه اقتصادي است، اما بخشی قدرتمند از حاکمیت در ایران در ابتدای دهه پنجم انقلاب در اعتقادشان به اینکه ریشه همه مشکلات اقتصادی کشور زیر سر تعدادی لیبرال در بدنه دولت است روز به روز راسخ تر میشوند.
لینک کوتاه : https://kurdistanefarda.ir/?p=5562