کشور ترکیه ونگاهی به چالش امروز آن و سیاستهای نوگرایی در ترکیه
کشور ترکیه ونگاهی به چالش امروز آن و سیاستهای نوگرایی در ترکیه

کشور ترکیه ونگاهی به چالش امروز آن؛ یکی از سیاستهای نوگرایی در ترکیه کمالیستی،سیاست همانندسازی فرهنگی در نظام اجتماعی این کشور است.اصطلاح “چون ترک هستم،خوشبختم “از آن دسته واژه هایی است که در بافت اجتماعی ترکیه نوین از آن بعنوان مصداقی در جهت همانندسازی عناصر فرهنگی و هویتی استفاده می شود.اصطلاحی که تنها به موضوع […]

کشور ترکیه ونگاهی به چالش امروز آن؛ یکی از سیاستهای نوگرایی در ترکیه کمالیستی،سیاست همانندسازی فرهنگی در نظام اجتماعی این کشور است.اصطلاح “چون ترک هستم،خوشبختم “از آن دسته واژه هایی است که در بافت اجتماعی ترکیه نوین از آن بعنوان مصداقی در جهت همانندسازی عناصر فرهنگی و هویتی استفاده می شود.اصطلاحی که تنها به موضوع نژاد خاصی اشاره داشته و کرامت بشر را در گرو این احساس تعلق می پندارد.سیاست نزدیک به یک سده ملی گرایان و پانگراها بر گفتمان قالب سیاسی این کشور نوعی از توهم تاریخی در کنش سیاسی،سیاست ورزان این کشور بوجود آورده و برخی از ارکان سیاسی و نظامی ترکیه را هنوز ملزم به رعایت گذاره های عدالت اجتماعی و سیاسی نکرده است.

تفسیر برخی از گروه های ملی در این کشور به نوع خاصی  از نژاد بشر،در حالی که دارای هویت متفاوت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی  مجزایی هستند نه تنها نتوانسته کشتی پر تلاطم ملی-قومی این کشور را به آرامش برساند بلکه شکاف های اجتماعی و سیاسی چند ماه اخیر بعد از انتخابات پارلمانی این کشور می رود تا شیرازه موجودیت ترکیه نوین را دستخوش حوادث جبران ناپذیری کند.

در تحولات اخیر و برخورد دولت داود اغلو(نخست وزیر ترکیه) در انتخابات پارلمانی این کشور و  تقابل با پدیده تازه شکل گرفته اما منسجم حزب “دموکراتیک خلقها” مباحث  ماهوی و سیاسی و اجتماعی بسیاری دیده می شود:

نخست: تلاش ملیگرایان کمالیست و اکنون اسلامگرا در ترویج و یکدست سازی فرهنگی و اجتماعی و سیاسی در راستای هویت آتاترکی با شکست مواجه شده و جنبشهای هویت خواهی به سدی در مقابل آنها تبدیل شده اند.

دوم:رویکرد اسلامگرایانی چون حزب عدالت و توسعه هم در نهایت همان راه حکومت نظامیان ترک را در پیش گرفته.

سوم: این نابرابری های اجتماعی،ملیت های هویت خواهی چون کردها و ارمنی ها و… را در ترکیه به همگنی بیشتری در فضای سیاسی ترکیه سوق داده است.

چهار:نارضایتی های اجتماعی و سیاسی در این کشور بیشتر از جنس فرهنگی-تاریخی است.

سیاستگذاری ترکیه امروز نیز به مانند دهه های گذشته از منظر سیاست فرهنگی دچار اشتباهات فاحشی است و این موجب حل نشدن درگیریها در سطح کلان در این کشور شده است.بازتعریف هویت ترکی در لوای دولت اسلامگرای عدالت و توسعه و توجه نکردن به بنیانهای قومی این جدال هویتی را وارد مرحله بغرنجی نموده است.باید دانست مشکل اصلی ترکیه امروز فرهنگی است و نه سیاسی و با تغییر خطی و مشی فرهنگی و پذیرفتن پلورالیته ی ملی،خودبه خود مباحث سیاسی هم در این کشور حل خواهند شد.بازگشت دین به عرصه سیاست در ترکیه و تبدیل آن به دین دولتی نه تنها نتوانسته است اقوام را بدون تبعیض بعنوان امت واحده در نظر گرفته و به روند دموکراتیزه نمودن ترکیه خدمتی نماید،بلکه تمامیت خواهی در حوزه داخلی و خارجی راه هرگونه تغییر در مواضع این حزب را بسته نگه داشته است.

جنگ شهری اخیر در مناطق کردنشین ترکیه نمود به بن بست رسیدن قبول دیگری بعنوان یکی از لزومات زیست اجتماعی و فرهنگی ترکیه مدرن است.قبولی که هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ اجتماعی می تواند مرزهای فرهنگی بین دو گروه عمده ملی در این کشور را بصورت متمدنانه ای نزدیک کرده و به مسیر دموکراسیزاسیون بازگرداند.

به نظر می رسد دولت اسلامگرای داوداغلو و اردوغان اگر به  دایره فرهنگی و جمعیتی اقوام در داخل و خارج از مرزها توجه ننمایند و در سیاستهای منطقه ای خود تجدید نظر نکنند،اتفاقات میدانی اخیر که تبدیل به شکاف سیاسی در این کشور شده،ترکیه را بسمت تجزیه و تبدیل آن به چند واحد سیاسی سوق خواهد داد.

 

از سوی دیگر،در چند ماه گذشته شهرهای ترکیه صحنه درگیری و ناآرامیهایی بوده که پس از نتایج دور اول انتخابات پارلمانی ترکیه به وقوع پیوست و موجب پیروزی بلامنازع حزب اسلامگرای《عدالت و توسعه》به رهبری احمد داود اوغلو نخست وزیر ترکیه،در این کشور شد.آنچه که در این مدت مشاهده می شود،گسست سیاسی و خروج از دایره عقلانیت سازش از سوی گروه های عمده درگیر در این ماجرا است که نتوانسته اند با رجوع به تفاهم سیاسی به کنش معطوف به مصالح ملی کشور خود دست پیدا نمایند.از سویی، راهبردهای استراتژیک 《اردوغان》رئیس جمهور ترکیه و ماجراجویی هایش در منطقه و از طرف دیگر، سربرآوردن نیروی سیاسی و اجتماعی تازه و هویت خواه و آزادی گرایی چون حزب دموکراتیک خلقها که آلترناتیوی (  دست‌کم در کردستان ترکیه و درمیان بخشی از طیف‌های سیاسی اجتماعی) دربرابر حاکمیت تک قطبی و راستگرای این کشور است دو برایند ناهمگون فکری و سیاسی را در صحنه سیاسی ترکیه به میدان آورده که زبان سیاسی متفاوتی در بیان مسائل ترکیه نوین دارند.نگاه کلان عدالت و توسعه عدول از مرزها و کشور گشایی و فرهنگ گشایی است و نگاه دموکراتیک خلق‌ها بکارگیری نیروهای متضاد عملی و فکری در سامانه قدرت است.در تاکتیک های سیاسی عدالت و توسعه و جاذبه های اجتماعی این حزب،امت محوری و یک بینی( تک بعدی) فکری تجویز و تعبیه شده است و در نگاه دموکراتیک خلق‌ها چند فرهنگی و چند بینی( چند بعدی) حاکم است.

حال این تفاوتهای بینشی که به مباحث خارج از ساختار سرزمینی ترکیه نیز پیوند خورده، عمق معادلات سیاسی و تضاد منافع دو طرف را وارد جنگ شهری نموده است.از این روی نگاه ایدولوژیک و شدت عوامل درون و برون سرزمینی راه را بر عملی شدن این عرصه،یعنی آشتی ملی در ترکیه تنگ کرده و بازیگران این مناقشه را در بلاتکلیفی فرو برده است.در این میان کشته شدن هر روزه تعداد بیشماری از غیر نظامیان در شهرهای کردنشین این کشور توسط ارتش در پیش چشم رسانه های جهانی و انفعال کشورهای غربی در این موضوع حاکی از تراژدی سیاسی در این کشور و در نظام بین الملل است.

آنچه که مشخص است حزب عدالت و توسعه که به نوعی سیاستهای جناح افراطی ملی‌گرای کمالی‌ست را هم رهبری می کند، در برابر حزب دموکراتیک خلقها که تجسم شهری( شکل مدنی) از رفتارهای سیاسی و مدنی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک)است،نمی تواند به آسانی به تفاهم سیاسی برسد زیرا که مباحث داخلی ترکیه بصورت ملموس از طرفی به موضوع سوریه و حضور حزب(اتحاد دموکراتیک)که از احزاب کرد سوری  و نزدیک به حزب کارگران کردستان است مربوط می شود و از سوی دیگر به روابط ترکیه و اقلیم کردستان عراق نیز بر می گردد.به همین خاطر تعدد بازیگران و مکانهای سیاست گذار کرد در اطراف حوزه عمل حزب عدالت و توسعه این تشویش سیاسی را برای این حزب بوجود آورده تا در صحنه داخلی به تسویه حساب سیاسی بپردازد و به نحوی نیروهای کرد داخلی را از میدان به در کند و در طرف مقابل با تعامل با کردهای عراقی سنگربندی جدیدی در بازی قدرت خود ایجاد نماید.این نگاه دوگانه به مسئله کردها و تشکیل ائتلاف سیاسی و آرایش نظامی در خاک عراق به یارگیری در خارج و سرکوب در داخل معطوف شده است.مادامی که ترکیه نتواند وجود بازیگران مختلف کرد در امتداد مرزها و نیروهای سیاسی و قانونی کرد در این کشور را برتابد، نخواهد توانست به راهکاری در پایان مناقشات دست یابد. به همین خاطر برای بازگشت به روند حل سیاسی، حزب عدالت و توسعه ناگزیر است این تعدد بازیگران کرد را درک کند و حزب دموکراتیک خلقها نیز ناچار است در برابر وضعیت جنگی و حال و روز مردم کرد مسئولانه برخورد نماید و دو طرف پایبند به راه حل سیاسی شوند.از سر گیری راهکار سیاسی برای پایان درگیری‌ها و وجود کثرت بازیگران کرد در حوزه داخلی ترکیه از قبیل حزب دموکراتیک خلق‌ها و احزاب کرد دیگر و همچنین وجود شورای رهبری پ.ک.ک در قندیل در شروع دوباره پروسه آشتی در صورتی موفق خواهد بود که نقش کاتالیزوری عبدالله اوجالان رهبر زندانی حزب کارگران کردستان دوباره به روند مذاکرات بازگردانده شود و بعنوان رهبر معنوی کردهای ترکیه تسهیل کننده راهکار سیاسی در بین نیروهای امنیتی ترکیه و نیروهای کرد محسوب شود.

در طرف دیگر ماجرا؛ نقش کردهای سوری در معادلات منطقه و در چالش امروز ترکیه نیز حائز اهمیت است.نیروهای کرد سوری در آستانه فتح آخرین گذرگاه هایی هستند که راه حیاتی موجودیت داعش و گروه های تکفیری دیگر در سوریه و عراق است.بعد از تصرف اعزاز و کنترل فرودگاه استراتژیک منغ در منطقه اعزاز توسط نیروهای کرد اتحاد دموکراتیک( PYD )جنگ ترکیه برای موفق نشدن کردها در کنترل جرابلوس و شهرک های اطراف آن آغاز شده و ارتش و توپخانه های ترک در حال بمباران مواضع نیروهای کرد هستند.اما به نظر می رسد دلایل وحشت ترکیه از پیشرویهای نیروهای کرد به عوامل زیر بستگی دارد:

نخست،قطع این گذرگاه مرزی به منزله پایان یافتن و بریده شدن محورهای کمک به تندرویی در سوریه و عراق خواهد شد.دوم،فاصله نزدیک به 60 کیلومتری بین کانتون کوبانی و کانتون عفرین در صورت آزادسازی توسط نیروهای کرد و وصل سه کانتون کردها در شمال سوریه موقعیت خودمختاری را برای آنها فراهم خواهد نمود که این مورد پسند ترکیه نیست. سوم، با وصل شدن این سه نقطه کردها به دریا نزدیک می شوند و از لحاظ استراتژیک موقعیت مهمی یافته و در کنترل و فروش نفت دست بالا را پیدا می کنند.چهارم،موفقیت نیروهای کرد و تصرف گذرگاه های مرزی به مفهوم پیروزی حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک)بعنوان حزب مادر نیروهای کرد سوری در جنگ با ارتش ترکیه خواهد بود.پنجم،شکست ترکیه در این جبهه به منزله شکست در جبهه جنگ داخلی و ناآرامیهای اخیر این کشور می باشد و محتمل است در مقابل خواست کنفدرالیسم دموکراتیک حزب دموکراتیک خلقها و حزب کارگران کردستان قد خم نماید.

اما در اینجا نقش دو ابر قدرت آمریکا و روسیه در معادلات سوریه و همکاری با نیروهای کرد حائز اهمیت است.از سویی روسیه با حرکت  ناوگان هوایی خود و پشتیبانی مستقیم از نیروهای کرد بصورت مستقیم وارد کارزار شده است و از سوی دیگر آمریکا با فرستادن ادوات و مهمات نظامی برای یگان های مدافع خلق(PYD) سعی دارد، این نیروها را برای خود نگه دارد.هر دو قدرت می دانند، تنها نیرویی که علاوه بر خصوصیت نظامی از توان فکری و ایدئولوژیکی کارامدی جهت شکست خط تندرویی در منطقه برخوردار است، نیروهای کرد هستند که توانسته اند در طی این مدت نقاط بسیاری از خاک شمال سوریه را آزاد سازی نمایند. به همین خاطر آمریکایی‌ها با ایجاد پایگاه هوایی و نظامی در فرودگاه (قامشلو) در کردستان سوریه راهبرد عملیاتی خود را بصورتی مشخص نموده و روس‌ها نیز با حمایت هوایی و لوجستیکی در خاک سوریه از کردهای این کشور و گشایش دفاتر دیپلماتیک آنها در مسکو سعی دارد بعنوان بازیگری موثر با آنها رفتار و احتمالا در پس زمینه( بکر از) آن ذهنیت تاریخی حتی کردها را بزسازی کند. حال چقدر منافع دو ابر قدرت در سوریه بصورت کلی و در کردستان سوریه بصورت خاص تامین می شود به این موضوع بر می گردد که کردها بتوانند این بالانس را حفظ نمایند و در بازی بده بستان با دو قدرت جهانی حل نشوند و در یک جناح خلاصه نگردند.

در سوی دیگر فشار ترکیه به آمریکا بعنوان یکی از اعضای اصلی ناتو و سرزنش آمریکا در خصوص کمک به نیروهای کرد سوری،هر از چند گاهی سیاستمداران آمریکایی را به تکاپو انداخته و ناچار به بیان موضع گیری هایی می نماید که به نظر نمی رسد، آمریکایی‌ها بخواهند  موقعیت فعلی را از دست بدهند و معادلات سوریه را تسلیم روسیه نمایند.به همین خاطر به نظر می رسد، آمریکا در بازی دوگانه خویش،قصد ندارد نیروی آزموده و ضد تروریسمی همچون کردها در سوریه را از دست دهد و می داند یکی از نیروهای واقعی سوریه آتی کردها خواهند بود به همین خاطر تلاش می کنند با اظهارات سیاسی و دیپلماتیک هر از چندگاهی به سرزنش نیروهای کرد پرداخته و در مقابل ترکیه حفظ ظاهر نماید.

وصل سه کانتون(روژاوا)در کردستان سوریه به منزله پایان حیات سیاسی داعش در سوریه و به تبع آن شکست خط تروریسم در عراق خواهد بود.این در صورتی ممکن است که همه منافذ و روزنه‌ها زیست داعش از بین برود. وصل نقاط کردنشین سوریه برای گروه هایی که حامی تروریست هستند گران تمام شده و با اعزام جنگنده های خود به پایگاه (اینجرلیک)ترکیه به بهانه مبارزه با داعش،سعی در قدرت نمایی و جنگ روانی در منطقه دارند که البته با توجه به معادلات میدانی و جنگ زمینی این واقعیت مستتر است که نیروهای کرد  توانسته اند از کمند جنگ روانی خارج شده و به پیشرویهای خود ادامه دهند و همین توان جنگندگی بالا است که دو ابر قدرت را ملزم به قبول و لحاظ کرده این نیروها نموده است.

بصورت کلی معادلات امروز منطقه و عقلانیت سیاسی که نظام و رژیم حاکمیتی ترکیه در پیش گرفته، دارای آینده موفق و مشخصی نخواهد بود و ادامه ناآرامیها و کمکهای مستقیم حزب عدالت و توسعه به خط تروریستی سلفیت نوین عاقبت موجودیت این کشور را با خطر جدی روبرو خواهد نمود.

 

افشین غلامی، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل بين الملل

  • نویسنده : افشین غلامی سال94