خواننده بزرگ کورد زبان بوکانی حسن زیرک
خواننده بزرگ کورد زبان بوکانی حسن زیرک
به گزارش کردستان فردا، موسیقی کُردی ناحیه مکریان واقع در جنوب استان آذربایجان غربی در میان کردها جایگاه ویژه‌ای دارد که با ظهور حسن زیرک، خزانه‌ای از بهترین و دلرباترین ملودهای ککردی خلق شد بزرگنمایی نکرده ایم اگر بگوییم که موسیقی کردی در همه ابعاد با حسن زیرک به اوج رسید به طوری که و ردپای آثار او را در بسیاری از ترانه‌های کُردی می‌توان یافت.

به گزارش کردستان فردا، موسیقی کُردی ناحیه مکریان واقع در جنوب استان آذربایجان غربی در میان کردها جایگاه ویژه‌ای دارد که با ظهور حسن زیرک، خزانه‌ای از بهترین و دلرباترین ملودهای کردی خلق شد بزرگنمایی نکرده ایم اگر بگوییم که موسیقی کردی در همه ابعاد با حسن زیرک به اوج رسید به طوری که و ردپای آثار او را در بسیاری از ترانه‌های کُردی می‌توان یافت.

حسن زیرک که به عنوان هویت فرهنگی کردها شناخته شده، شاعر و خواننده کرد زبان هشتم آذر سال ۱۳۰۰ چشم به چهان گشود، وی با ضبط تعداد زیادی از آوازهای سنتیِ مردم کرد سبب حفظ و نگهداری این آثار فرهنگی از گزند فراموشی شد، به طوری که از او بیش از یک هزار ترانه و آواز به یادگار مانده‌است.

زیرک، علاوه بر زبان کُردی سورانی و هَورامی (اورامی)، به زبان‌های فارسی، ترکی آذربایجانی، ارمنی و لری نیز آواز اجرا کرده و دارای ۳ مقام ترکی، ۸ مقام فارسی، ۲ مقام هورامی و ۶۴ مقام کُردی سورانی است.

حسن زیرک نفوذ فرهنگی مهمی در بین اقوام مختلف داشت، وی نه تنها در بین کردها، بلکه در بین همسایگان فارس، ترک و لر زبان آن‌ها نیز محبوب بود.

ترانه‌های وی در رادیو کردی بغداد، رادیو کردی تهران، رادیو کرمانشاه، رادیو سنندج، رادیو تبریز ضبط شده‌ است.

زندگی نامه

عده‌ای بر این باورند که زیرک در روستای هرمیله میان بوکان و سقز به دنیا آمده‌است. اما براساس شناسنامه و به گفته مردم منطقه بوکان و خانواده‌اش، او در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در محله قلعه سردار شهر بوکان، آذربایجان غربی به دنیا آمده‌است. حسن در همان کودکی، پدرش را از دست داد و بیشتر زندگی را در رنج و مشکل گذراند. مادرش توانایی نگهداری و تربیت فرزندان (2 دختر و 3 پسر) را نداشته، به ناچار تن به ازدواج دوباره می‌دهد و فرزندان و از جمله حسن به مدرسه نرفته و جهت امرار معاش به کارگری می‌پردازند.

عبدالله زله بوکانی پدر زیرک، (زل در کُردی به معنی بزرگ هیکل) در سال‌های کودکی زیرک فوت کرد و بعدها همسرش که آمنه نام داشت مجدداً ازدواج کرد. به گفته میدیا زندی همسر حسن زیرک، به دلیل محبوبیت و آوازه او با نام هنری «زیرک» به حسن پیشنهاد داده‌است که نام خانوادگی خود را به زیرک تغییر دهد.

سال های سخت زندگی زیرک

روزگار تلخ و آوارگی زیرک از زمانی شروع شد که پدرش فوت کرد و مادرش تن به ازدواج دوباره داد. حسن زیرک در سراسر دوران نوجوانی و جوانی‌اش را صرف شغل‌های مختلفی همچون کارگری و شاگردی شربت و شیرینی فروشی، کار در چایخانه و … در بوکان و سایر شهرها کرد.

زیرک در زمانی که تنها ۷ یا ۸ ساله بود، علاقهٔ بسیاری به ترانه و خوانندگی داشت. در آن دوران، اشخاص خوش‌صدایی در بوکان به صورت کوچه و بازاری مشغول به آواز خواندن در محافل و مراسم‌های مختلف بودند. یکی از اشخاصی که در این شهر به موسیقی و آواز آشنا بود و در این زمینه فعالیت می‌کرد، خواننده‌ای یهودی به نام «شنگه جو» بود که زیرک به ترانه‌هایش گوش می‌داد، و به احتمال فراوان در آن سن، «شنگه جو» نخستین معلم غیررسمی حسن زیرک بوده‌است.

علاقه فراوان زیرک به خواندن موجب شده بود که با افراد محلی زیادی در منطقه بوکان آشنا شود که از صدای خوبی برخوردار بودند. به عنوان نمونه محمدحسین خاتون صفیه و شیخ جعفر زنبیل در بوکان به او مسائل زیادی در مورد آواز و خواندن آموزش دادند.

حسن زیرک در دوران جوانی، روزی در حالی که شاگرد رانندهٔ اتومبیل مسیر سقز– بانه بوده‌است و راننده در اتومبیل حضور نداشته، به رانندگی می‌پردازد و از بخت بد او، توانایی کنترل اتومبیل را نداشته و موجب قتل یک فرد می‌شود. به این ترتیب حسن زیرک جوان، اتومبیل و صحنهٔ قتل را رها کرده و با ناراحتی بسیار مدتی خود را مخفی می‌کند اما سرانجام تسلیم می‌شود و بعد از آزادی از زندان، از کشور خارج شده و جهت امرار معاش راهی کشور عراق و شهر بغداد می‌شود.

سالهای زندگی در بغداد

در سال ۱۳۲۶ زمانی که زیرک در عراق بود، در مسافرخانهٔ شمال به شاگردی می‌پرداخت. زیرک ۴ سال در این هتل کار می‌کرد تا اینکه روزی هنگام نظافت، حسن زیرک مشغول زمزمهٔ یکی از ترانه‌هایش بود و در همین حال، علی مردان خوانندهٔ سرشناس کرد که در حال مسافرت بود، در آن مسافرخانه اقامت داشت. علی مردان با شنیدن صدای حسن زیرک، او را صدا کرده و از او می‌پرسد که جوان! تو چه کسی هستی؟ زیرک در پاسخ می‌گوید، من اهل بوکانم و نامم حسن است. علی مردان به حسن زیرک پیشنهاد می‌کند که با او به رادیو بغداد برود و به زیرک کمک می‌کند تا در آن‌جا مشغول به کار شود. پس از آن حسن زیرک از سال ۱۳۳۲ خورشیدی در بخش کردی رادیو بغداد استخدام می‌شود.

در مورد نحوه بردن حسن زیرک به رادیو کُردی بغداد نیز ابهاماتی وجود دارد، جلال طالبانی در سال ۲۰۰۰ میلادی با انتشار عکسی قدیمی (مربوط به سال ۱۹۵۴ م) از خودش و فردی شبیه به زیرک که در مقابل یک مسافرخانه هستند، در مجله خاک ادعا می‌کند که او حسن زیرک را در مسافرخانه الشمال اکتبیر دیده و شناخته و به همین دلیل زیرک را به رادیو کردی برده‌است.[۱۳] همچنین خانواده حسن زیرک که در تهران سکونت دارند، صحبت‌های جلال طالبانی را تأیید کرده‌اند.

ورود حسن زیرک به رادیو کُردی بغداد هم‌زمان بوده‌است با سال‌های آغازین ۱۹۵۰ میلادی، و او بنا به گفتهٔ خودش در آن‌جا با اساطیر موسیقی کُردی آن سال‌ها از جمله علی‌مردان، حسن و محمد عارف جزراوی، شمال صائب، طاهر توفیق، باکوری، الیاس فرنگی (ارمنی‌تبار)، و قادر دیلان آشنا شده‌است.[۱۲]

او در همان سال‌های ابتدای فعالیت در رادیو بغداد مورد توجه شنوندگان قرار می‌گیرد و از آن‌جایی که شناخت و مهارت ویژه‌ای بر ملودی‌ها و ترانه‌های کردی منطقهٔ مکریان داشته و به اجرای آن‌ها پرداخته بود، توانسته بود به خوبی علاقه‌مندان را به صدایش جذب کند و به شهرت برسد. در سال ۱۳۳۷ که زیرک به بوکان بازگشت، عبدالله مفتی‌زاده از اهالی سنندج به بوکان می‌رود و از زیرک می‌خواهد به رادیو کردی تازه تأسیس تهران بپیوندد.

بازگشت به ایران
زیرک در سال ۱۳۳۷ با کسب اجازه از مسؤلان رادیو کردی بغداد، تصمیم به بازگشت به ایران می‌گیرد. زمانی که به بوکان، به عنوان زادگاه‌اش می‌رود، مورد استقبال همشهریانش قرار می‌گیرد و برای این‌که توانسته شهرت و محبوبیت گسترده‌ای را کسب کند و تبدیل به هنرمند سرشناسی شود، با خوشحالی و شادباش مردمی که به دیدنش می‌آمدند مواجه می‌شود.[۱۲]

کودتای بغداد
در سال ۱۳۳۷ پادشاهی عراق در کودتایی به رهبری عبدالکریم قاسم سقوط کرد و در عراق حکومت جمهوری اعلام شد. حسن زیرک که در بازگشت به بوکان، احساسات دوستانهٔ علاقه‌مندانش را دیده و تحت تأثیر قرار گرفته بود، پس از مدتی تصمیم به بازگشت به عراق می‌گیرد. در هنگام تدارک بازگشت، خبر کودتا در عراق موجب تشویش و نگرانی زیرک می‌گردد، زیرا زمانی که در رادیو به خوانندگی اشتغال داشته به مناسبت تاج‌گذاری ملک فیصل پادشاه عراق ترانه‌ای اجرا کرده بود. سربند این ترانه در وصف پادشاه عراق این چنین بوده‌است:

بکوبید، بکوبید بر طبل شادمانی تاج بر سر نهاد فیصل ثانی
تبلیغات و سخنرانی‌های گسترده در رادیو بغداد علیه حاکمان معزول نظام پیشین و تظاهرات فراوان و اعلامیه‌ها و خطابه‌های پی در پی قشرهای مردم عراق و به ویژه کردها در تأیید اقدام انقلابی عبدالکریم قاسم در براندازی پادشاهی، زیرک را به ماندن در ایران و عدم بازگشت به عراق تا روشن شدن وضعیت سیاسی آن کشور وامی‌دارد.[۱۲]

رادیو کُردی تهران
زیرک همکاری خود را با این مرکز، از سال ۱۳۳۷ که بخش کردی رادیو ایران در تهران گشایش یافت، آغاز کرد. در شهر تهران برادران مفتی‌زاده، صدیق و عبدالرحمن از دست‌اندرکاران رادیو کردی تهران بودند. مفتی‌زاده‌ها، احمد مفتی‌زاده را به همکاری دعوت کردند و او هم حسن زیرک را با خود همراه کرد و راهی تهران شدند. حضور زیرک در تهران و در رادیو کردی آن‌جا موجب خوشحالی دست‌اندرکاران شد و به این ترتیب حسن زیرک به صورت رسمی به عنوان خواننده در آن رادیو پذیرفته شد.

طبق تعهدنامه‌ای به تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۳۷ توسط محمد کیهان از مسئولان گمنام تأسیس رادیو کُردی در تهران دال بر پرداخت ماهیانه دوازده هزار ریال به زیرک جهت اجرای آهنگ‌های کُردی نشان از آغاز همکاری این خواننده در رادیو کردی پایتخت دارد. آثاری که حسن زیرک در رادیو کردی تهران به ضبط رساند، اغلب با ساز استادانی همچون حسین یاحقی، حسن کسایی، جلیل شهناز، جهانگیر ملک، احمد عبادی، و با سرپرستی مشیر همایون شهردار همراه بود.[۱۴]

رادیو کردی کرمانشاه
در مرداد سال ۱۳۴۱ که رادیو کردی تهران تعطیل شد، حسن زیرک و همکارانش به کرمانشاه رهسپار شدند. رادیو کردی کرمانشاه به بخش کردی رادیو ایران تغییر نام پیدا کرد. در واقع آن برنامهٔ محلی تعطیل گردید و یک رادیوی جدید که صدای برون مرزی ایران بود آغاز به کار کرده که ساعات پخش برنامه هم افزایش یافت و نه تنها کشورهای منطقه بلکه بخش‌های وسیعی از اروپا و خاورمیانه را تحت پوشش قرار داد. ورود حسن زیرک به کرمانشاه و پیوستن به جمع همکاران رادیو، موجب تحرک و فعالیت بیشتر ارکستری گردید که از چند سال پیش وجود داشت و در کار تولید موسیقی و ترانه‌های کُردی قدم‌های خوبی برداشته بود.

حسن زیرک در تاق بستان کرمانشاه (سمت راست)
سرپرست آن ارکستر محمد عبدالصمدی که خود نوازنده کلارینت بود. در سال‌های بعد محمود بلوری نوازندهٔ عود و گروهبان موزیک زید یحیایی نوازندهٔ کلارینت به این جمع اضافه شدند.[۱۵] همکاری او در رادیو کردی کرمانشاه با هنرمندان برجستهٔ کرمانشاهی همچون مجتبی میرزاده (ویولن)، محمد عبدالصمدی (قره‌نی)، اکبر ایزدی (سنتور)، استوار درویشی (تار) و بهمن پولکی و مرتضی صنعتی قصری (ویولن) (تیمپو) سبب آفرینش آثاری شد که از برجسته‌ترین کارهای وی به‌شمار می‌رود.

حسن زیرک گرچه به خاطر شرایط سخت زندگی از تحصیل بی‌بهره ماند، اما استعداد کم‌نظیری در سرودن شعر و آهنگ‌سازی کردی داشت. این استعداد به همراه صدای منحصربه‌فرد او، سبب شد که ترانه‌هایش در سرتاسر مناطق کردنشین محبوبیت پیدا کند. صدای او همچنان در مناطق کردنشین به ویژه عراق و ایران، در کوچه و خیابان از خانه‌ها و مغازه‌ها به گوش می‌رسد.

در رابطه با ترانه‌ها و ملودی‌ها، حسن زیرک با مجتبی میرزاده که آن زمان تنها ۱۶ سال داشت به صحبت می‌پرداخت و اطلاعات گسترده‌ای در مورد ترانه‌های کُردی به او می‌داد، که چنان میرزاده را سرشوق آورده بود که آن دو بیشتر در کنار هم دیده می‌شدند و علاقه و دوستی خاصی میان آن‌ها به وجود آمده بود.

میرزاده بارها به به این مسئله اشاره کرده‌است که حضور حسن زیرک در کرمانشاه خیلی مفید بود، زیرا او را با موسیقی کُردی آشنا کرده و بسیاری از ترانه‌ها و ملودی‌های کُردی را از طریق زیرک شناخته‌است و همین امر موجب گردیده سبک نواختن او متفاوت گردد که می‌توان آن را نوعی از نوازندگی و موسیقی کردستان دانست.

حسن زیرک در مدت ۳ سالی که در کرمانشاه اقامت داشت از حقوق و مزایای خوبی برخوردار بود، به طوری که اکثر روزها چند نفر از علاقه‌مندان به صدایش از مناطق گوناگون ایران و عراق به دیدارش می‌آمدند و در منزل خود از آن‌ها پذیرایی می‌کرد.[۱۵]

اخراج از رادیو
با این حال پس از کسب معروفیت، افرادی در ایران مانع از ادامهٔ فعالیت حسن زیرک شده و به بهانه‌های مختلف او را از رادیوهای تهران و کرمانشاه اخراج کردند. در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۳ زندگی کارمندی زیرک به سرازیری می‌افتد و دولت به او حقوق نمی‌دهد چرا که رئیس برنامهٔ کردی وقت شکرالله بابان گفته بود: «ما نزدیک به ۱۵۰۰ ترانه با صدای حسن زیرک داریم، دیگر احتیاجی به خود او نیست.»[۱۶]

در سال ۱۳۹۶ برای نخستین بار عارف ابراهیم‌پور در برنامه‌ای که از دویچه وله آلمان پخش شد، موضوع اختلاف و اخراج حسن زیرک توسط مظهر خالقی از رادیو کرمانشاه را رسانه‌ای کرد. در شبکه‌های مجازی عده‌ای برای حمایت از مظهر خالقی، این موضوع را جعلی و غیرواقعی خواندند. تا این‌که حسام‌الدین امین یکی از نخبان کُرد و اهل سنندج در مورد رابطهٔ حسن زیرک و خالقی، و در پاسخ به درستی این موضوع واکنش نشان داد و گفت:

پس از آمدن حسن زیرک به رادیو و مشهور شدنش برخوردهای ناشایست و غیرمنصفانه‌ای با او کردند. حسن زیرک فردی ساده و بی‌آلایش بود. بدون واهمه می‌گویم خالقی با زیرک ارتباط خوبی نداشت و حتی یکی از عوامل در بدری و آوارگی زیرک او بود متأسفانه؛ این خصیصهٔ بازدارندهٔ اغلب مردم است که حسادتشان بر احساس همکاری‌شان می‌چربد.[۱۷]

زندان

نگاره‌ای از حسن زیرک با پلاک زندان در زندان کرمانشاه
زیرک بعد از اخراج اجباری‌اش از رادیو کرمانشاه دلشکسته به امید استخدام مجدد در رادیو کردی بغداد به عراق می‌رود، اما در عراق بازداشت می‌شود. در آن‌جا به مدت ۱۸ ماه زندانی و شکنجه می‌شود و بعد از رهاکردن در مرز ایران و عراق، این‌بار توسط ساواک بازداشت و به زندان کرمانشاه برده می‌شود.

زیرک دربارهٔ شکنجه‌اش در در عراق در یک کاست با صدای خودش چنین می‌گوید:

۱۸ شب در زندان کرکوک بودم. ۶ ماه توسط سازمان امنیت ملی عراق، بارهای بار شکنجه شدم. من را از این شهر به آن شهر می‌بردند، هیچ‌کس نبود حالم را بپرسد. اگر ایران نبود من آزاد نمی‌شدم.[۱۸]

زیرک بعد از آزادی، بعدها در ایران توسط ساواک به اتهام جاسوسی بازداشت شد و مدتی در زندان کرمانشاه بود. حسن زیرک به مدیران وقت رادیو اصرار کرد که به رادیو برگردد اما با خواسته او موافقت نشد و از این زمان بود که زیرک به عنوان خواننده افتاد به مراسم عروسی و در مراسم‌های محلی به خوانندگی می‌پرداخت.

«محمد کمانگر» یکی از کارمندان وقت رادیو کرمانشاه دربارهٔ ملاقات او با زیرک در زندان کرمانشاه گفته‌است:

روزی از زندان کرمانشاه با من تماس گرفتند و گفتند که آشنای شما در اینجاست، تعجب کردم! زمانی که رفتم به آن‌جا زیرک را دیدم، آنقدر ضعیف و شکسته شده بود که او را یک لحظه نشناختم. زیرک به من گفت بعد از رهاکردنم از زندان عراق، در مرز ایران و عراق؛ من را به جرم جاسوسی بازداشت کردند و به زندان کرمانشاه آوردنم.[۱۹]

ازدواج
حسن زیرک به صورت رسمی ۲ بار ازدواج کرده‌است. همسر اول او، میدیا زندی گویندهٔ بخش کردی رادیو تهران بود. از میدیا زندی دو دختر به نام‌های مهتاب (آرزو) و مهناز (ساکار) دارد. همچنین برای این دو دخترش چند ترانه اجرا کرده‌است. میدیا زندی در روز جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ خورشیدی در تهران درگذشت.[۲۰]

همسر دوم زیرک، رابعه نام دارد و به گفتۀ او، حسن زیرک خودش به او گفته‌است که ۲۸۰۰ ترانه دارد که نمی‌داند چه برسر ترانه‌های گم شده آمده‌است و با آن‌ها چه کار کرده‌اند.[۲۱]

در نگاه دیگران

  • نویسنده : کردستان فردا