شیرکو بیکس تصویر کارپایە ی شعر بدون شک یکی از ارکان شعر، تصویر است. بسیاری از منتقدان رمانتیک تصویر را جزء لاینفک شعر بە شمار می آوردند حتی کسی مانند الکساندر پوتبنیا (منتقد رمانتیک روس) عقیدە داشت کە شعر اندیشیدن است بە یاری تصویر، اگر چە این نظریە بعدها توسط تیوریسین های فرمالیسم بە چالش […]
شیرکو بیکس تصویر کارپایە ی شعر بدون شک یکی از ارکان شعر، تصویر است. بسیاری از منتقدان رمانتیک تصویر را جزء لاینفک شعر بە شمار می آوردند حتی کسی مانند الکساندر پوتبنیا (منتقد رمانتیک روس) عقیدە داشت کە شعر اندیشیدن است بە یاری تصویر، اگر چە این نظریە بعدها توسط تیوریسین های فرمالیسم بە چالش کشیدە شد و ویکتور شکلوفسکی بر آن خط بطلان کشید، ولی تأکید رمانتیک ها بر آن حاکی از اهمیت و منحصربەفرد بودن این پدیدە در دنیای هنر و مخصوصا هنر شعر می باشد.
«خیال در زبان پارسی برابر با سایە، پرهیب، شبح و … است. و تصویر در مقام اسم واژەی صورت است و صورتی را گویند کە بر کاغذ، دیوار و… کشند.»[i] در مباحث ادبی خیال و تصویر برابر است با image/imagery کە بە مجموعە تصرفات بیانی و مجازیی اطلاق می شود کە گویندە با کلمات تصویر می کند و نقشی را در ذهن خوانندە یا شنوندە بو وجود می آورد.
پدیدە تصویر در شعر نو حائز اهمیت خاصی است. تا جایی کە در بە وجود آمدن معنای شعر نقش اساسی بازی می کند و بە عنوان واحد معنایی ابراز وجود می کند. همانطور کە می دانیم پس از بە وجود آمدن شعر نو واحد معنایی از بیت بە تصویر تغییر کرد. شاعر کلاسیک تمام منظور خود را در بیتی بە خوانندە منتقل می کرد و در بیتی دیگر سراغ مقصودی دیگر می گشت. در کل، محور افقی خیال برای شاعران کلاسیک مطمح نظر بود. برای روشن شدن موضوع چند بیت را از غزلیات خواجەی شیراز را بە عنوان شاهد مثال می آوریم:
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
– فرهنگ اصطلاحات ادبی – سیما داد- چاپ اول1382- انتشارات مروارید- ص 139
روز و شب خوابم نمی آید بە چشم غم پرست
بس کە در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
رشتەی صبرم بە مقراض غمت ببریدە شد
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو
کی شدی روشن بە گیتی، راز پنهانم چو شمع؟…
در ابیات فوق اگر چە بر اثر چیرە دستی و استادی شاعر، در بین ابیات ارتباط معنایی وجود دارد؛ ولی با اندک دقتی معلوم می شود کە ابیات از لحاظ معنایی دارای استقلال کامل هستند، معنای هر بیت فی نفسە کامل است و خوانندە لذت کافی و وافی را از هر بیت بە تنهایی فرا چنگ می آورد و در برقراری ارتباط مشکلی ندارد. این ویژگی بە حدی بارز است کە نیازی بە حضور دیگر ابیات غزل نیست تا معنای آن مستفاد شود. این پدیدە در تمام ادوار شعر کلاسیک فارسی عمومیت دارد و مخصوصا در قالب غزل بە اوج می رسد.
ولی با بە وجود آمدن شعر نو واحد معنایی بە مسیر طبیعی کلام بازمیگردد. این ویژگی از آنجا ناشی می شود کە شاعر سعی می کند حرف و ایدەی خود را بە یاری تصویر بیان کند. بنابراین هرجا کە تصویر تمام شد حرف شاعر نیز بە اتمام رسیدە است. برای نمونە بە این دو قطعە از اشعار سهراب سپهری نظری می اندازیم:
ابری نیست.
بادی نیست.
می نشینم لب حوض
– دیوان غزلیات حافظ- دکتر خلیل خطیب رهبر- انتشارات صفی علیشاە- چاپ 36- غزل 294 – ص 397
گردش ماهی ها، روشنی، من، گل، آب.
یا:
من پر از نورم
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج. (سهراب سپهری:روشنی، من، گل، آب)
ملاحظە می نمایید کە بدون استفادە از صناعات بدیعی و بیانی تصویری روشن و هدفمند بە وجود آمدە است. سهراب در این تصویر فلسفەی خاص خود را از طریق تصاویر غیر مجازی بیان کردە است. بنابراین صناعات ادبی در عین اینکە تصاویر زیبایی را خلق می کنند، می توانند جزء ضروری شعر نباشند. دیدیم کە سهراب از طریق تصویر نقشی از خیال را بە سادەترین شیوە در ذهن خوانندە تصویر کردە و نیازی بە ایجاز یا اطالەی کلام ندارد.
در اشعار شیرکو بیکس هم بە تبعیت از شعر معاصر جهان این ویژگی موج می زند و مخصوصا در اشعار کوتاهش اصالت با تصویر است. شاعر افکار، ایدەها و احساساتش را از طریق تصویر بر خوانندە عرضە می دارد.
بیا با هم برویم
غروب است و خیابان خلوت،
حزن زرد و کشیدە،
انتظار قدمهایمان را می کشد-
شیرکو بیکس – مجموعە اشعار- جلد دوم ص 44
منابع:
- فرهنگ اصطلاحات ادبی – سیما داد- چاپ اول1382- انتشارات مروارید
- دیوان غزلیات حافظ- دکتر خلیل خطیب رهبر- انتشارات صفی علیشاە
- شیرکو بیکس – مجموعە اشعار
همانطور کە می بینیم پس از ارایەی درخواست با هم بودن و قدم زدن، برای ترغیب مخاطب از حربەی تصویر مدد می گیرد. گویی همەی طبیعت برای دوری شاعر و معشوقەاش در حزن و ماتمی سنگین فرو رفتەاند کە پس از این وصل و قدم زدن، شادی جای حزن را می گیرد.
بە سان درخت تنهای
لب غروب
بر کنار صخرەهای تپەای
ایستادەام
سر و گردن تا میانەام
در نور،
پاهایم تا فراز زانوانم
غرق سایە.
بە غیر از یک تشبیه همەی اجزای شعر از طریق تصویر بصری نمایندە شدەاند. در جای جای اشعار شیرکو بیکس ما با وفور تشبیه روبرو هستیم کە بستە بە نوع ایدەی خود از انواع تصاویر دیداری، شنیداری، حرکتی، حسی، پارادوکسی و… استفادە می کند.
شیرکو بیکس کمتر از تصاویر غیر مجازی یا بصری استفادە می کند، در کل مجاز یکی از ویژگی های شعر شیرکو است.
از در درآمد، ناگاه
بلم چشمهایمان
بە میان جادوی چشمانش افتاد و
در آن غرقە شدیم.
تشبیه چشم بە قایق و غرقە شدن کل بدن با آن در جادوی چشمان کسی نە تنها یادآور صناعات بدیعی است بلکە نشان از تصاویر بکر و بدیعی دارد کە کمتر کسی سراغ آنان رفتە است. این پیچیدگی کە از طریق ابهام هنری در تصاویر ایجاد می شود از ویژگیهای بارز شعر شیرکو است.
آسمان همیشە …… شرشر باران را نمی نویسد
باران نیز مدام …… رود و جویبار را
آب نیز هردم ……. باغ را
باغ نیز همیشە ….. گل را نمی نویسد و
من نیز شعر را.
در این شعر از طرفی صنعت تشخیص را در جان بخشی بە آسمان و باران و آب و باغ می بینیم. از طرفی دیگر شاعر در آخر خود را با ظرافت بە گل و همەی پدیدەهای مذکور پیوند دادە است و از تصویر حرکتی رو بە پایین استفادە کردە است.
این سبک نگارش بە همراه دیگر ویژگیهای شیرکو از او شاعری بی مانند ساختە، او توانستە همەی ایدەهای خود را بە راحتی از طریق تصویر بیان کند و از لحاظ کمیت و کیفیت کمتر کسی را یارای مقابلە با او باشد. این تصاویر زمانی نمایان تر شد کە شیرکو از قالب کلاسیک دست کشید و بە طرف شعر سپید رهسپار گردید. تصاویر شیرکو در این سبک شعری جلوەای دیگر یافتند.
گفتەاند کە شیرکو بیکس مبدع شعر سپید در زبان کوردی بودە است. شروع این سبک در شعر کوردی را بە سال 1970 و بیانیەی (روانگە) نسبت می دهند. از مهمترین ویژگی های شعر سپید شیرکو: موسیقی درونی، وحدت معنایی, کلمات تاثیرگذار و انعطاف پذیر شعر سپید معادل کلمه انگلیسی blank verse به معنی بی قافیه اما موزون است.
موسیقی بیرونی یعنی همان چیزی است که وزن عروضی خوانده میشود. موسیقی کناری یعنی تناسب دو کلمه یا دو حرف در آخر مصراع .موسیقی درونی یعنی مجموعه ای از تناسب ها میان صامت ها و مصوت های یک شعر.
در شعر سپید شاعر از موسیقی درونی شعر استفاده میکند تا شعر خود و معنایی را که میخواهد برساند بیان کند و بعضی اوقات هم شاعر از موسیقی کناری استفاده میکند تا به موسیقی درونی کمک کند تا شعر تاثیر پذیر تر شود.
در شعر سپید ممکن است هر مصراع یا هر چند مصراع معنای خاصی داشته باشد اما همه این مصراع ها در آخر باید وحدت معنایی داشته باشند چون این وحدت معناییست که شعر سپید را شعر میکند یعنی شاعر از کلمه اول تا کلمه آخر در شعر خود باید در پی یک هدف خاص باشد که این هدف همان معناییست که شاعر میخواهد برساند .
کلمات تاثیر گذار و انعطاف پذیر هم که هر چه به جاتر و مناسب تر باشد شعر را کامل تر و ماندگار و زیبا تر میکند. از مهمترین ویژگی های دیگر شعر سپید وجود سکتههای متناوب، مکثهای فراوان در مصراع و تکیههای فراوان یا به اندازه در واژگان و عبارات است .
این شیوەی تصویر پردازی و استفادە از آزادیهای شعر سپید باعث شد تا شعر شیرکو در مدت زمان کوتاهی شهرەی آفاق گردد و پیروان بسیاری پیدا کند. سبک نوشتار او حتی در زمان حیاتش باعث شد کە پیروان و مقلدانی داشتە باشد کە اگر چە بە کیفیت و زیبایی اشعار او نبودند ولی حکایت از سبکی پویا و جای رشد دارد. کسانی مانند پشیو، رفیق صابر، مارف آقایی، جلال ملکشا و… از مهمترین رهروان او هستند.
[1] – فرهنگ اصطلاحات ادبی – سیما داد- چاپ اول1382- انتشارات مروارید- ص 139
[1] – دیوان غزلیات حافظ- دکتر خلیل خطیب رهبر- انتشارات صفی علیشاە- چاپ 36- غزل 294 – ص 397
[1] – شیرکو بیکس – مجموعە اشعار- جلد دوم ص 44
منابع:
- فرهنگ اصطلاحات ادبی – سیما داد- چاپ اول1382- انتشارات مروارید
- دیوان غزلیات حافظ- دکتر خلیل خطیب رهبر- انتشارات صفی علیشاە
- شیرکو بیکس – مجموعە اشعار
- نویسنده : احمد چاک
























