متا‌ ژئوپولیتیک در سده 21، ژئوپولیتیک به خاطر تمرکزش بر الگوی”سرزمینی”
متا‌ ژئوپولیتیک در سده 21، ژئوپولیتیک به خاطر تمرکزش بر الگوی”سرزمینی”

متا‌ ژئوپولیتیک در سده 21، ژئوپولیتیک به خاطر تمرکزش بر الگوی”سرزمینی” زیر نقدهای تند بوده است. پرسش اینجاست که آیا در عصر دیجیتال و با پیشرفت فن‌آوری ارتباطات،”قلمرو” همچنان اهمیت پیشین خود را دارد؟! ملت‌ها-دولت ها بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر وابستگی- پیوستگی اقتصادی و… دارند؛ از دیگر سو، تحولات تکنولوژیک شتابی بس […]

متا‌ ژئوپولیتیک در سده 21، ژئوپولیتیک به خاطر تمرکزش بر الگوی”سرزمینی” زیر نقدهای تند بوده است. پرسش اینجاست که آیا در عصر دیجیتال و با پیشرفت فن‌آوری ارتباطات،”قلمرو” همچنان اهمیت پیشین خود را دارد؟!
ملت‌ها-دولت ها بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر وابستگی- پیوستگی اقتصادی و… دارند؛ از دیگر سو، تحولات تکنولوژیک شتابی بس تند داشته و نیز بازیگران غیردولتی‌نوینی پیدا شده اند که در جهان نقش تعیین کننده‌ای بازی می‌کنند.

در چنین فضایی، منتقدین می‌گویند،تاکید بر اهمیت قلمرو در ژئوپولیتیک، ممکن‌است ارتجاعی به نظر برسد.

هم چنین امروزه روز، مسائل جهانی، به گونه فزاینده‌ای تحت تأثیر تهدیدات غیر دولتی و غیر سرزمینی و غیرقلمروی قرار گرفته اند؛ تهدیداتی که می‌توانند سطح بالایی از تنش‌هاش بین‌المللی یا بحران‌های سیاسی جهانی ایجاد کرده، تداوم بخشیده و پیامدهای ویرانگری بر اقتصاد و امنیت بگذارند؛جنگ و جاسوسی سایبری را در نظر بگیرید؛ یا نقش شبکه‌های اجتماعی آنلاین در رخدادهایی مانند بهار عربی یا جنبش سبز ایران را.

سلاح‌های سایبری هم در اختیار کشورهای دشمن است و هم مورد استفاده‌ی گروه‌های فرادولتی سازمان‌یافته یا حتی افرادی که وابستگی گروهی ندارند.
امروزه در بیشتر اعتراضات، گوگل، تلگرام، یوتیوب، توییتر، اینستاگرام و… مقصر دانسته می‌شوند؛ بیش و پیش از آن‌که انگشت اتهام به سوی دولت یا دولت‌های مشخص دارای قلمروهای تعریف شده باشند.
کوتاه سخن‌ آن‌ که نقد ژئوپولیتیک در این عصر، بیشتر از این دیدگاه است که بازیگران “غیرسرزمینی” و یا “فراسرزمینی” بس توانمند شده‌اند.کما‌ این‌ که بسیاری از مسائلی که امروز جهانیان با آن درگیرند، فرادولتی هستند:مانند تغییرات اقلیمی و تاثیرات فعالیت‌های صنعتی و کنش‌های انسانی بر این تغییرات.ولی با همه‌ی این تغییرات و پیچیدگی‌ها، هنوز هنر تفسیر و تحلیل ژئوپولیتیک که بر ساختارهای پایدار جغرافیایی استوار است، همچنان در بسیاری از موارد، نقش پر رنگی را بر عهده دارد.(متا‌ ژئوپولیتیک)
به عنوان نمونه،به منابع، مکان‌های تاریخی و گونه‌های مناسبات همسایگان توجه کنید.

در این راستا، سده بیست و یکم هنوز کاملا نتوانسته از محدودیت‌ها و تعین‌های جغرافیایی کلاسیک عبور کند؛ مثلا، به رغم تلاش‌ها برای مهار وابستگی، همچنان وابستگی بسیاری به سوخت فسیلی وجود دارد. چنان که بر پایه گزارش 2012 اوپک، نفت همچنان مهمترین منبع انرژی جهان بوده و تقاضای جهانی برای این کالا، تا چند دهه‌ی آینده همچنان افزایشی برآورد شده است.
با توجه به مسائلی که در بالا به آن اشاره شد، با وجود اهمیت بازیگران و مسائل فرادولتی و با وجود نفوذ گسترده‌ تکنولوژی‌های ارتباطی، ساده‌انگارانه‌ می نماید که بنیاد های پایای ژئوپولیتیک نادیده گرفته شده و نامرتبط فرض شوند.
ژئوپولیتیک به معنای سنتی آن هنگامی که‌ از مسائلی مانند منابع طبیعی، خطوط گسل فرهنگی، نقاط مهم استراتژیک یا الگوهای آب و هوایی به میان می‌ آورد، همچنان نقش بی بدیلی در شیوه و هنر تفسیر دارد.(متا‌ ژئوپولیتیک)

البته ما ناگزیر به گزینش میان ژئوپولیتیک کلاسیک و روایتی پساسرزمینی-قلمروی نیستیم.

در عین حال یادآوری می شود که “متاژئوپولیتیک”، چارچوبی تازه‌ است که ابعاد در هم تنیده‌ی امنیت ملی و بین المللی را در فضای چند بعدی مورد توجه قرار می‌دهد. این چارچوب شامل هر دو نوع نرم و سخت قدرت می‌شوند و هفت ظرفیت مشخص را برای دولت‌ها در نظر می‌گیرد:

۱- مسائل اجتماعی و بهداشتی؛
۲-سیاست داخلی؛
۳- اقتصاد؛
۴- محیط زیست؛
۵- علم و سرمایه‌ی انسانی؛
۶- مسائل نظامی و امنیتی؛
۷- و دیپلماسی بین المللی.

“متاژئوپلیتیک”پیوستگی پایدار تفکر ژئوپولیتیک کلاسیک را با چالش ها و تغییرات عصر جدید در نظر می‌گیرد و عوامل بی شماری که قدرت و سیاست بین‌الملل را شکل می دهند در کنار هم تحلیل می‌کند.
متاژئوپولیتیک می‌پذیرد که تحلیل قدرت و امنیت پیچیده بوده و عوامل تعیین کننده‌ی کلاسیک و جدید، در کنار هم، این مفاهیم را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

  • نویسنده : دکتر یداللە کریمی پور