کمانچه و رازهایش،موسیقی لرستان و راز کمانچه در گفت و گو با فرج علی پور نوازنده و خواننده موسیقی لری فیض الله پیری: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان درجه یک هنری را به استاد فرج علی پور داده تا به چیره دستی او در نواختن کمانچه و نیم قرن فعالیت هنری تا سطح دکترای […]
کمانچه و رازهایش،موسیقی لرستان و راز کمانچه در گفت و گو با فرج علی پور نوازنده و خواننده موسیقی لری
فیض الله پیری: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان درجه یک هنری را به استاد فرج علی پور داده تا به چیره دستی او در نواختن کمانچه و نیم قرن فعالیت هنری تا سطح دکترای آکادمیک گواهی بدهد. این آرشه کش کم نظیر لرستان، پیش از ورود به دبستان با کمانچه آشنا شد و نیم قرن فعالیت هنری داستانهای مختلفی را در ذهن و خاطره این استاد مسلم موسیقی ایجاد کرده است. استاد علی پور دیگر بار و به عنوان نوازنده در قالب کنسرت های زمستانی گروه اردشیر کامکار به کردستان آمد و در مصاحبه ای مفصل به سوالهای ما پاسخ گفت.
*محلی نگاران در لرستان که شما را معرفی کرده اند از شخصی به نام”میرو” نام می برند که پسرعمو و استاد شما بوده و نقشی ریشه ای در آشنایی شما با ساز و موسیقی لری داشته است.
– من اساسا استادی نداشتم. پسر عمویم گاهی اگر حس و حالی داشت، کمانچه می زد. خانه ما از هم دور بود. ما روستا نشین بودیم و آنها ساکن شهر بودند. خیلی کم فرصتی پیش می آمد که همدیگر را ببینیم، ساز بزند و من هم باشم و سوالی بپرسم. سن و سالی نداشتم. دقیقا هم نمی دانم چند سالم بود. اما به یاد دارم زمانی که به مدرسه می رفتم و کلاس اول ابتدایی بودم، کمانچه را خوب می نواختم. صدای سازم گوش خراش نبود! می توانستم در جشنهای مدرسه حضور پیدا کنم. آن موقع کارها بر روی صفحه ی گرام ضبط می شد. به سختی توانستم به صفحه ی گرام دسترسی پیدا کنم. به رادیو هم گوش می کردیم. زمانی که رادیو خرم آباد هم تاسیس شد، جزو کسانی بودم که گروه داشتیم. یعنی در کمانچه نوازی مهارت پیدا کرده بودم. به نظرم سال 1346 یا 48 بود. حدود14-15 ساله بودم. همکاری ما با استاد سقایی هم از همان زمان آغاز شد.
*ظاهرا اولین بار بهمن اسکینی بود که در پرکردن صفحه گرام با شما همکاری داشت.
بهمن مسکینی احتمالا بالای 70 سال سن دارند. خواننده ای است که صدای خیلی خوبی دارد. چون زندگی سالمی داشته، ماشاءالله سرحال و قبراق هستند. می خواهم اثری دیگر از ایشان کار کنم.
*برای کدام اثر ایشان ساز زدید؟
– بیشتر آثار ایشان را من ساز کمانچه زدم و یا آهنگسازی و تنظیم کردم. با بسیاری از خوانندگان لرستان در آهنگسازی و تنظیم و نوازندگی آثارشان همکاری کردم.
* همکاری با مرحوم علیرضا سقایی هم بی گمان از افتخارات فعالیت هنری شماست. چگونه همدیگر را پیدا کردید؟
-بله، از خوانندگان مهم لرستان قبل از انقلاب بودند. بیشتر همکاری ما هم مربوط به قبل از اتقلاب است. من عضو ارکستر اصلی استاد سقایی در اجرای برنامه ها بودم. ابتدا دو اثر” دالگه” و “تفنگ” را منتشر کردیم و بعد آثار زیادی در رادیو ضبط کردیم که متاسفانه بسیاری از این آثار از بین رفته اند. ظاهرا در آرشیو صدا وسیما هم نیست. اسیر حوادث شدند و از بین رفتند. بعد از انقلاب لوزه اش عمل جراحی کرد و صدایش خراب شد. در جریان بمبارانهای رژیم بعثی هم ترکش به بدنش اصابت کرد و زخمی شد. روحش شاد. صدای آسمانی داشت.
* خوانندگان جوانی مثل حسین صفامنش هم برخی آثارش را بازخوانی کرده اند.
– احتمالا آثار لکی استاد را بازخوانی کرده اند. مثل قطعه “بزران” که شعرش گویش لکی دارد. ما هم لکی می خوانیم. می دانید که در لرستان دو گویش لری و لکی را با هم داریم.
* تنوع گویش و فرهنگ هم تنوع موسیقی ایجاد کرده و اساسا نوع موسیقی هم بیانگر تفاوت فرهنگی است.
– ببینید، موسیقی لرستان هم مانند کردستان دسته بندی منطقه ای دارد. موسیقی هر کدام از نقاط مختلف جغرافیایی ما از شرق تا غرب و شمال تا جنوب با همدیگر تفاوت دارد. مثلا در میان طایفه پاپی در غرب لرستان، موسیقی خاصی می شنوید که با شرق استان متفاوت است. در میان همه انواع موسیقی هم، غم و شادی توامان موج می زند. مثل موسیقی خاص غرق شدن و یا عزاداری و موسیقی ویژه کار و آیین های شادی که در میان طوایف لرستان هنوز زنده است. حتی در موسیقی عزا نوعی ریتم و حرکت وجود دارد که مردها دست همدیگر را می گیرند. نوعی از آن به “را را” معروف است. البته باید دقت کنید که نوع موسیقی عزادر لرستان با مناطق کرمانشاه و کردستان فرق دارد. در مرز میان کرمانشاه و لرستان طوایف لک زندگی می کنند که موسیقی ناب و البته متفاوتی دارند. حالا ما در خرم آباد از تنوع موسیقی چه ساختیم؟ مثلا موسیقی مرکز را با چهار گوشه لرستان ترکیب وآثاری ارائه کردیم.
* آثار فولکلور را با تنظیم های جدید می سازید و ارائه می کنید یا با همان شکل اولیه؟
– سعی کردیم اصالت و هویت آن از بین نرود. به عنوان نمونه ممکن است یک قطعه را با دهل و تمیره (تنبور) و یا کمانچه و تنبک اجرا کرده باشند که امروز سازبندی این قطعات تغییر کرده و مثلا سازهایی چون سنتور و تار اضافه شده باشد. شکل اولیه حفظ شده اما ترکیب سازها تغییر کرده و تکنیک هم بیشتر شده است.
*تکنیک ها بیشتر در نوازندگی عملی می شود یا با تغییر لحن خواننده ؟
– بیشتر با نوع نواختن سازها، اما ممکن است خواننده ای هم نوآوری داشته باشد و تحریر هم اضافه کند.
* تنبور لرستان از نظر شکل ساختمان و صدادهی چه تفاوتی با تنبور”اهل حق” و “گوران” ها در کرمانشاه دارد؟
– تفاوتی ندارند
*از نظر اجرای 72 مقام تنبور و نوع آنها چطور؟
– در مناطق نور آباد و کوهدشت که تنبور رواج دارد، دراویش زیادی پیرو آیین اهل حق هستند.
* پس ریشه در همان خاستگاه فرهنگی دارد؟
– بله، منتها بیشتر ذکر مذهبی و ذکر دوازده امام را دارند. ساز تنبور و نوع موسیقی هم در میان مردم این مناطق مذهبی است. منتها این مردم مقامهای موسیقایی مخصوص خود مانند”را را”،” سحری”، ساروخانی” ” شاره را” و”هلپرکی” را هم دارند.
*راجع به کمانچه هم دیدگاه شما باید قابل توجه باشد. اگر بخواهیم تغییرات استاد اردشیر کامکار را در کمانچه مد نظر قرا دهیم و براین اساس از هویتی به نام کمانچه کردستان سخن بگوییم، چه تفاوتی میان کمانچه لرستان با کمانچه کردستان و دیگر مناطق ایران می بینید؟
– آقای کامکار با ساز پشت بسته می نوازد که برای ما هم قابل اجراست. الان کاسه ساز من، پشت باز است و بیشتر در لرستان این ساختمان را دارد. کمانچه پشت باز در گذشته بیشتر به خاطر نبود بلندگو و ابزارهای تقویت صدا کشف شده است. در لرستان این ساز دسته بلندتری دارد. ساز سه سیمی پشت باز، صدای رساتری دارد. اکنون نیز برای تقویت صدا سیم دیگری اضافه کرده اند و ما کمانچه چهار سیمی داریم.
* کمانچه شما هم چهار سیم دارد؟
– بله، اما برای اجرا و ضبط برخی آثار از ساز سه سیمی هم استفاده می کنیم. البته علاوه بر کمانچه پشت باز، کمانچه ترکه ای و یک تکه هم داریم. چهار سیمی فقط صدای بیشتری دارد و رقص و بازی دست و آرشه هم ملموس تر است و گرنه تفاوتی با هم ندارند. کمانچه پشت بسته کمی سنگین است و حرکت آرشه نسبت به دست بیشتر دیده می شود ولی کمتر نشانی از رقص دست می بینید. آقای کامکار چون خیلی تکنیکی هستند و با کمانچه پشت بسته زیاد کارکرده اند، با سرعت زیاد ساز می زنند.
*در نوازندگی شما روش خاص خود را دارید یا پیرو قدیمی ها می دانید؟
– البته من اگر بخواهم از سبک خودم بگویم، شاید درست نباشد. اساتید باید این را بگویند. ولی دوستان لطف دارند و می گویند فلانی سبک خودش را دارد. مرحوم علیرضا حسین خانی وقتی می نواخت، متفاوت بود. الان اگر صدای کمانچه اش برای اهل هنر پخش شود، همه می دانند که این صدا متعلق به ساز اوست. در مورد پیرولی کرمی همینطور. بنابرین وقتی این تفاوت ها را کنار می گذارید، روش من هم مشخص می شود. منظورم تفاوت هاست نه اینکه بخواهم رای به تایید خودم بدهم. اهل نظر باید قضاوت کنند که کار من از چه درجه و ارزش هنری برخوردار است.
* قبل از آن مقلد چه کسانی بودید؟
– نوازندگی امثال پیرولی کرمی و علیرضا حسین خانی را دوست دارم. رادیو را هم که گوش می کردم، ناخودآگاه نکته هایی به ذهن آدمی اضافه می شود. همیشه به دنبال نوآوری و خلاقیت بودم و به این فکر بودم که سبک خاص خودم را داشته باشم.
* چه تغییراتی برای یافتن سبک نو در کمانچه انجام دادید؟ نوآوری بیشتر روی ساختمان ساز است یا سبک نوازندگی ؟
– روی نوع نوازندگی. وقتی استاد اردشیر کامکار با کیهان کلهر همنوازی دارند، تشخیص می دهید که این ساز چه کسی است. بنابراین سبک نواختن و صدای ساز هرکدام ازهنرمندان که به پختگی و استادی رسیده اند، معلوم است.
*شما به شفاف نبودن صدا ناشی از فاصله سیم و نوع آرشه کشی اعتقاد دارید؟
– سیم سازها در گذشته خوب نبود و آرشه به سیم ها بر می خورد. خود ما از سیم تلفن برای کمانچه استفاده می کردیم. پوست سیم را می کندیم، سیم های نرم را جدا می کردیم و دولایه می کردیم. یکی را هم تک سیمی استفاده می کردیم. سیم ها جان نداشت، برای همین صدا نداشت. الان سیم ها تغییر کرده و به شفافیت صدا خیلی کمک کرده است.
*شما بعد از نیم قرن فعالیت، نشان درجه یک هنری گرفتید. در جایی خواندم که گفته بودید حق من بود…
– من نگفتم حق من بود. دوستان نوشتند. من در این ماجرا اذیت شدم.
* داستان چی بود؟
– خب، شما می دانید که مدتی است نشان هنری با درجات مختلف به هنرمدان می دهند. دوستانی که تحصیل کرده هستند، برای اخذ مجوز آموزشگاه سخت نمی گیرند. من هم رفتم دنبال مجوز که لطف کردند و گفتند :می توانید فعالیت کنید، نیازی به مجوز مانند دیگران ندارید. بعدها نامه ای به دست من رسید. متوجه شدم این کاغذ نشان درجه چهارم هنری است! یکی از آقایان شورای ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد که به نوعی با لرستان هم نسبت دارد، در صدور این رای خیلی کم لطفی کرده بود. در مقابل برخی هنرمندان که شاگرد خود من بودند، نشان بالاتری گرفته بودند. آقای نیرومند که آن موقع مسئول ارزشیابی بود، تایید کردند که در حد من جفا شده است. بنابراین پیگیر شدند و درجه چهار به درجه سه تغییر می دهند. نشان درجه سه معادل کارشناسی و درجه دو معادل کارشناسی ارشد و درجه یک معادل دکتراست. فرهنگ و ارشاد لرستان هم معترض شد و نامه ای به تهران نوشت. در بزرگداشت علی اف در تهران فرصتی شد که من هم ساز بزنم. مسئولان ارشاد پسندیدند. فرصتی پیش آمد و موضوع دوباره مطرح شد. گفتند به علی پور ظلم شده است. آقای حسینی از وزارت ارشاد گفت: چرا اینطوری شده..!؟ تعجب کردند. آقایان شکارچی و اردشیرکامکار و دوستان نامه ای نوشتند که پرونده دوباره به جریان بیافتد. معلوم شد که پرونده ما را گم کرده اند. در نهایت به من گفتند که شما در مراسم علی اف نوازندگی داشتید و کارنامه و آثار شما هم مشخص است. نیازی به پرونده با آن مفهوم نیست، اگر اسناد و مدارک معتبری ارائه بدهید، موضوع را بررسی کنیم. من هم تعدادی تقدیرنامه و اسناد جشنواره و کنسرت ها و آثاری که داشتم ارائه دادم. گفتند: پاکت را باز نکن! این گونه ما را تایید کردند و نشان را دادند.
* با این همه زحمت و وقت گذاشتن برای موسیقی، فکر می کنید حق به شما رسید؟ این نشان هنری همان نشان رسیدن شما به حق هنری بود؟
– دستشان درد نکند. زحمت کشیدند. الان باید برای امثال ما فکر دیگری بکنند. مسئله بیمه و بازنشستگی برای ما خیلی مهم است.
* تحت پوش بیمه نیستید؟
– حدود 15 سالی باید باشد که بیمه داریم. نصف هزینه بیمه را هم خود ما پرداخت می کنیم.
*فرزندان شما هم در کنسرت ها و جشنواره ها همراه شما دیده می شوند. ظاهرا به شدت فعال اند.
– بله، مسلم کمانچه نواز خوبی است. میلاد هم تار می نوازد. در آهنگسازی فعال اند. یک استودیو هم دارند. در کنسرت ها هم شرکت می کنند و کارهایی هم برای خود من تنظیم می کنند. با گروههایی خوبی هم همکاری دارند. هم محلی و هم سنتی. اخیرا با همایون شجریان همکاری داشتند. در برنامه سیمرغ هردو حضور داشتند. با خواننده های زیادی همکاری دارند.
* توصیه می کنید که راه شما را ادامه بدهند؟
– بله، گفته ام تازمانی که من هستم، نوه و نتیجه باید ساز را زمین نگذارند.
* داستان همکاری شما و اردشیر کامکار از کجا آغاز شد؟
– ابتدا باید ازآقای کامکار تشکر کنم که فرصتی فراهم کردند دوباره شروع کنم. با تماس ایشان و درخواست همکاری روحیه گرفتم ساز بزنم. کمی خسته شده بودم و شش ماه یک بار هم ساز نمی زدم. گفتم خدا خیرت بده و خدا پدرت را بیامرزد که مرا دوباره وادار کردی به ساز زدن. بچه هایم اصرار می کردند که ساز بزنم. گفتم روحیه می خواهد. ساز را به دستم بگیرم و روحم در جایی دیگر باشدکه نمی شود. باید تمام فکر و ذکرم ساز باشد که کار هنری ارزشمندی از ساز بیرون بیاید. اردشیر کامکار به من انگیزه داد.
* پس به سلامتی حالا حالاها حضور دارید؟!
– به امید خدا. کاری مشترک هم در آینده نزدیک با تعدادی از دوستان لرستانی داریم. قرار است تعدادی از خواننده هایی که همزمان ساز می زنند، با هم جمع بشویم و مجموعه تازه ای برای کنسرت تولید کنیم. پنج نفر هستیم. استاد علی اکبر شکارچی، حامد فیضیان، محمد باجلان وند، فرشاد سری و خودم. فعلا در خرم آباد کنسرت داریم و بعد از آن در تهران و شهرستان ها برنامه اجرا می کنیم.
























